اخلاققرآن اړوند

قرآن کریم اساسنامه اخلاق

عضو هیئت تدریس پوهنځی ادبیات عرب پوهنتون بین المللی اسلام آباد – پاکستان

قرآن کریم تنها برنامه زندگی است که سعادت و خوشبختی را برای هر فرد تضمین می‌کند، در این اساسنامه که از سوی آفریدگار و خالق انسان ترتیب داده شده، ریز و درشت نیازهای او برای رسیدن به کمال سعادت و خوشبختی مطرح شده است.

چه شده است انسانها را که برای درک درست یک اختراع، و شیوه و روش درست بهره‌برداری و استفاده از یک کالا فورا به کاتالوگ یا کتاب راهنمایی که کارخانه سازنده همراه کالای مورد نظر گذاشته رجوع کرده با اعتماد کامل تمام آنچه کارخانه توصیه می‌کند را مو به مو اجرا می‌کنند. اما چون سخن از انسان می‌رود؛ چون آدمهای نابینا در بین تپه‌ها و کوهها دست و پا می‌زنند؟!

باید بدون کوچکترین شک و تردیدی پذیرفت که قرآن؛ کاتالوگ یا کتاب راهنمایی که خالق و آفریدگار بشریت همراه با او به زمین فرستاده، و آنچه مهندس و متخصص در شئون این اختراع؛ یعنی فرستاده و پیامبر پروردگار، روشن نموده تنها راه سعادت و رشادت و خوشکامی یک انسان است.

پیامبر اکرمص چون نزد بشریت آمدند دعوت خود را چنین معرفی نمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»- «من تنها از این جهت فرستاده شده‌ام تا ویژگیها و مرامهای والای اخلاقی را کامل کنم».

و در مورد دین و مرام و شیوه زندگی خود چنین فرمودند: «الدین المعاملة». «دین تنها و تنها نحوه برخورد و رفتار با دیگران است»!

آری! شیوۀ برخوردت با مردم عنوان و پلاکاردی است که شما را به دیگران معرفی می‌کند.
از خدا جوییــــم توفیــق ادب

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکـه آتــش در همــه آفـــاق زد

این شیوه برخورد باید طبق نمونه ارسالی، و قرآن زنده‌ای که با دو پا در میان بشریت گام می‌زد، یعنی؛ پیک و فرستاده آفریدگار باشد:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُوا اللهَ وَالْيَوْمَ الآخِر  [الأحزاب: ٢١]

«یقیناً برای شما در [روش و رفتار] رسول الله الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به الله و روز قیامت امید دارد؛ و الله را بسیار یاد می‌کند».

قرآن کریم ضمن معرفی مفاهیم و ارزشهای عمومی اخلاق در دو مرز نور و ظلمت چون؛ خوبی و بدی، حق و باطل، زشتی و زیبایی، تقوی و پرهیزکاری، زهد و پارسائی، عدل و انصاف، استبداد و ظلم، از ویژگیهای اخلاقی اسلام سخن گفته، فرق آن با دیگر مکتبها را روشن نموده، فهم و درک درست و علم و دانش، کردار نیک و گفتار نیکو، را به عنوان روشهایی که ارزشهای اخلاقی را در جامعه پیاده می‌کنند معرفی کرده، با شدت با عناصر ویرانگر اخلاقی چون؛ خواهشات نفسانی، شیطان و اهریمن خرابکار، دنیاپرستی و مادیگری در ستیز است. البته قرآن دنیا را مزرعه آخرت شمرده، عمران و سازندگی آن را از اهداف خلقت انسانی معرفی کرده، تنها از مؤمنان خواسته با آن به عنوان یک وسیله ـ نه هدف ـ برخورد کنند. و مال و دنیا را در دستان باز خود بگذارند و اجازه ندهند دنیا در داخل دلهایشان رسوب کند و یا کفهای دستهایشان بسته گردد. مال وسیله‌ای است برای رفع نیازهای خود و رسیدن به دیگران، نه چپاول جامعه برای انباشتن ثروت!
نیم نانی گر خورد مرد خدا بذل

درویشان کند نیم دگر ملک اقلیمی بگیـرد پادشـاه همچنان در بند اقلیمی دگر

این اساسنامه سازنده انسان را با خالق و آفریدگارش آشنا می‌سازد. و این آشنایی را راهی برای وجود یک رابطه صمیمی و دوستی همراه با حمد و سپاس و شکر، و عبادت و پیروی و فرمانبرداری، ترس و امید، تواضع و فروتنی، و خواهش و تمنا قرار می‌دهد.

پس از برقراری این رابطه مستقیم و صمیمی دیگر انسان در این دنیای فانی احساس تنهایی نمی‌کند، او همیشه در پناه اللهأ، و زیر نظر مستقیم اوست. شرم از او، احساس به هیبت و بزرگی او، انسان را از هر دست درازی و تجاوز به حقوق دیگران بازمی‌دارد. و همواره او را به ادای مسئولیتهایش تشویق می‌کند. انسان برای رسیدن به رضایت و خشنودی پروردگار روز بروز خود را با ارزشهای اخلاقی برتر می‌آراید.

مـهـر به خـشنـودی دلهـا گـذار              تـا ز تـو خـشنـود شـود کـردگـار

درد سـتـانی کـن و درمـانـدهی              تـا رســانـدت بـــه فـرمـانـدهی

اسلام در پی پایه‌ریزی جامعه‌ای پارسا و با تقوا است که حرکات و سکنات آن برای رسیدن به اوج ارزشهای اخلاقی و مثالگرایی است. جامعه‌ای که بشریت می‌تواند با دیدن آن پروردگار و خالق خود را بشناسد. جامعه‌ای که با زبان ارزشهای رفتاری همه را بسوی الله تعالی دعوت می‌کند.

گرم شو از مهر و زکین سرد باش         چون مه و خـورشید جوانمرد باش

هـر کـه به نیکی عمل آغـاز کرد           نیــکی او روی بــدو بــاز کــرد

نظری گذرا به فلسفه عبادت در اسلام این حقیقت را روشن‌تر می‌سازد. نماز، روزه، حج، و زکات که اساس و پایه‌های عبادی دین مبین اسلام شناخته می‌شوند، راهکارها و مشقهای الهی برای رسیدن به تقوا و پرهیزکاری می‌باشند:

قرآن کریم در مورد نماز چنین می‌گوید:

{اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ الْكِتَابِ وَأَقِمْ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}  [العنكبوت: ٤٥]

«آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، بخوان و نماز را برپا دار، یقیناً نماز از کارهای زشت، و کارهای ناپسند باز می دارد؛ و همانا ذکر الله بزرگ تر است، و الله آنچه را انجام می دهید، می‌داند».

و از پیام‌آور توحیدص آمده که ایشان از پروردگار یکتا روایت می‌کنند، اللهأ فرموده‌است: «تنها نماز کسی را می‌پذیرم که با نمازش در مقابل بزرگی و عظمت من فروتنی نماید، و بر بندگانم تکبر نورزد، و شب را با اصرار بر گناه و نافرمانی من به بالین نرود، و تمام روز در یاد من باشد، و بر بینوایان و از راه ماندگان و بیوه زنان شفقت ورزیده، بر مصیبت زدگان رحم نماید».

مکـــــن روی در قبله، بی صدق نیت

که رســــوا کنــــد تیر کــج را نشانه

بی حضور قلب «مخلص»، در دعا تأثیر نیست

فتح آن اقلیم، کِیْ با دسـت تنهـــا می‌شود؟

و زکات شیوه‌ای است برای کاشتن تخم مهر و محبت و برادری و همبستگی افراد جامعه، و پاکی دل و جان از پستیها و حرص و آز و مال پرستی و مادیگری:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا [التوبة: ١٠٣]

«تو از اموال مؤمنان صدقات را دریافت دار که بدان صدقات نفوس آنها را پاک و پاکیزه می‌سازی و رشد و برکت می‌دهی، و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو در حق آنان موجب تسلّی خاطر آنها شود و الله شنوا و داناست».

و روزه مدرسه‌ای است نمونه برای تربیت نفس بشری، و مهار کردن خواسته‌ها و شهوتهای نفسانی. از رسول اکرمص آمده: «آن کس که سخن باطل و زورگویی را رها نمی‌کند، الله را هیچ نیازی نیست که او از خوردن و نوشیدن خودش را بازدارد». و همچنین فرموده‌اند: «روزه از خورد و نوش نیست، روزه از بدگویی و بیهودگی‌هاست، اگر کسی به شما دشنامی داد، یا بدی نمود، بگو: من روزه‌ام».

قرآن کریم میوه این عبادت بزرگ را در تقوا و پرهیزکاری خلاصه می‌کند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  [البقرة: ١٨٣]

«ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده بود، و این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید».

حج یا کنفرانس سالانه وحدت و هماهنگی و برادری و برابری بشر برای رسیدن به معانی اخلاقی است:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ  [البقرة: 197]

«حجّ (واجب) در ماههایی معیّن است، پس هر که در این ماهها حج می‌گزارد بایست آنچه میان زن و شوهر رواست ترک کند و کار ناروا (مانند دروغ و بدگویی) را ترک کند و مجادله نکند، و شما هر کار نیک کنید الله بر آن آگاه است و توشه (تقوا برای راه آخرت) برگیرید که بهترین توشه این راه تقواست و از من پروا کنید ای صاحبان عقل».

بیـا تا جهان را به بـد نسپـریـم           به کوشش همه دست نیکی بریم

نبـاشد همـه نیک و بد پایـدار             همان بـه که نیکی بود یادگـار…

سلوک رفتاری فرد در قرآن کریم از ناحیه؛ دستورات و قوانین سازنده، معرفی منطقه ممنوعه، و منطقه آزاد مورد بحث قرار گرفته است…

در منطقه ممنوعه «تابلوی ایست» جلوی هر صفت رفتاری ویرانگر و اخلاق زشت قرار می‌گیرد! قرآن از پیروان خود می‌خواهد صفات زیر را بکلی از شخصیت خود پاک کنند:

[خودکشی([1])، دروغگوئی([2])، دوروئی([3])، بخیلی([4])، اسراف و زیاده‌روی([5])، ریاء([6])، خودنمائی([7])، تکبر و غرور([8])، پز دادن و برخ کشیدن نیرو و توان و دانش([9])، دنیاپرستی([10])، آز و طمع و حسادت([11])، ناامیدی، و غرور([12])، زنا و فحشا([13])، شرابخوری([14])،  همه فسادهای اخلاقی و مادی([15])، حرامخوری([16]).

در سلوک فردی منطقه‌ای نیز به عنوان منطقه آزاد یا دایره جواز مطرح شده که عبارت است از: استفاده و لذت بردن از تمامی طیبات و چیزهای پاک و پسندیده([17]).

کتاب راهنمایی که از سوی اللهY برای بشریت فرستاده شده، دستورات و قوانین زیر را بر هر فرد واجب الاجراء قرار داده است:

پویایی و آموزش([18])، تعلیم و تعلم([19])، پاکی و طهارت نفس([20])، استقامت و پایداری([21])، عفت و پاکدامنی([22])، عدم پیروی از هوی و هوس([23])، کنترل شهوت شکم و شرمگاه([24])، کنترل خشم و غضب([25])، راستگویی([26])، تواضع و نرم‌خوئی([27])، دوری از بدگمانی([28])، شایعه‌پراکنی([29])، صبر و شکیبائی([30])، الگو گیری از پیامبران([31])، میانه روی([32])، کردار نیکو([33])، رقابت در خیر([34])، پیروی از خیر و نیکی([35])، اخلاص([36]).

در رابطه با سلوک اجتماعی نیز قرآن «تابلوی ایست» خود را جلوی مجموعه‌ای از اخلاقیات زشت و ویرانگر قرار داده، تا نشاید فرد آن محدوده را تجاوز کرده، باعث اخلال در روند ساختار سلیم جامعه گشته، امنیت و آرامش مردم بهم خورد. در اینجا به برخی از این اخلاقیات ناپسندی که به دستور قرآن هر فرد مسلمان باید از آنها بشدت دوری جوید اشاره می‌کنیم:

خیانت در امانت([37])، آدم آزاری([38])، استبداد و ستم([39])، همکاری با متجاوزان([40])، دفاع از خائنان([41])، بی‌وفائی به عهد و پیمان([42])، خیانت و مکر و حیله([43])، گواهی دروغ([44])، کتمان حق([45])، دشنام و ناسزاگویی([46])، بدرفتاری با یتیمان و بینوایان([47])، مسخره کردن([48])، حقارت مردم([49])، جاسوسی([50])، تهمت زدن و غیبت کردن([51])، گوش دادن به شایعات([52])، تهمت زدن به زنان پاکدامن([53])، شفاعت و وساطت در شر([54]).

هرجامعه‌ای برای برقراری استقرار و ثبات نیاز به برخی ضوابط و قوانین اخلاقی دارد که ضایع شدن آنها باعث پاره شدن نخی می‌گردد که افراد جامعه را بهم پیوسته، قرآن مجموعه‌ای از قواعد و اصول اخلاقی را در این زمینه وضع کرده که هر فطرت و سرشت پاکی در مقابل آنها به پاس احترام خواهد ایستاد. از آن جمله است:

امانتداری([55])، وفاء به عهد و پیمان([56])، گواهی راستین([57])، پیوند آشتی بین افراد درگیر([58])، شفاعت نیکو([59])، رحم و شفقت بهمدیگر([60])، نیکی و احسان بخصوص به بینوایان([61])، گذشت([62])، خوبی در جواب زشتی([63])، دعوت به نیکی و بازداشتن از بدی([64])، برادری و سخاوت([65])، عدالت و شفقت و احسان([66])، گذشت و انفاق در راه اللهأ([67]).

در کنار ضوابط و قوانین اخلاقی بالا، قرآن کریم اساسنامه‌ اخلاقی برای هر شخص مقرر می‌کند تا در تمامی مراحل زندگی شخصی مورد اجرا قرار گیرد. اینگونه مسائل که در ظاهر بسیار شخصی و خاص فرد است در ساختار سلوکی او بسیار مؤثر و بیانگر شخصیت او می‌باشند، از آن جمله است:

اجازه گرفتن قبل از دخول بر حوزه دیگران([68])، آرام سخن گفتن([69])، سلام قبل از داخل شدن([70])، جواب سلام با عباراتی بهتر از سلام([71])، احترام مجلس([72])، سخن شیرین و مؤدبانه([73])، اجازه گرفتن قبل از انصراف([74]).

همانطور که قرآن برای فرد و جامعه اصول و قواعد اخلاقی وضع کرده، چهار دیواری خانواده که مهمترین کیان جامعه می‌باشد را از هر طرف با برنامه‌های اخلاقی زینت داده است.

مسئولیت‌های متقابل پدران و فرزندان

نیکی به والدین، و آرام سخن گفتن با آنها، و اطاعت از آنها:([75]).

احترام زندگی فرزندان:([76]).

تربیت فرزندان و خانواده:([77]).

مسئولیت‌های متقابل شوهر و همسر

دستورات و قوانین مربوط به ازدواج ([78]).

ویژگیها و صفات نیک و پسندیده همسران([79]).

رضایت متبادل([80]).

مهریه([81]).

ضوابط و قوانین چند همسری([82]).

زندگی مشترک یا رابطه مقدس ازدواج([83]).

ازدواج برای امنیت روحی و مهر و محبت همسران([84]).

مشورت و همدلی([85]).

رفتار و تعامل نیک در همه حالات زندگی([86]).

صلح و آشتی در خانه([87]).

قرآن كريم پس از بنای ساختار اخلاقی فرد، خانواده و جامعه، آنها را به مرحله‌ای بالاتر راهنمایی می‌کند، و آن چیزی جز برپایی حکومت و نظامی بر اساس ویژگیهای اخلاقی و قانونی کتاب آسمانی نیست. فرامینی اخلاقی و رستاخیز که شرافت و کرامت هر فرد را تضمین کرده، دود خودکامگی و فرعون‌منشی را از جامعه زدوده، آزادی و احترام افراد جامعه را بطور کامل حفظ می‌کند. در این راستا قرآن كريم روابط اخلاقی متقابلی بین رهبر و ملت، و اصول و قوانینی اخلاقی در رابطه با نحوه برخورد با ملتهای دیگر، وضع کرده است.

روابط متقابل مسئولین و توده مردم

از جمله روابط متقابل مسئولین و توده مردم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

أ‌)                    واجبات و مسئولیت‌های رهبر

لطف و نرمی و مشاورت با مردم در نحوه اداره مملکت، و پایبندی به اتفاق نهایی([88])، عدالت و امانتداری([89])، برپایی امنیت([90])، حفاظت از اموال عمومی و عدم تصرف بی‌جا در آن([91])، جلوگیری از احتکار ثروت در دست گروهی([92])، حفظ حقوق اقلیتها([93]).

ب‌)                مسئولیت‌های مردم

احترام قانون و نظام([94])، پیروی از دستورات رهبر به شرط مطابقت با شریعت الهی([95])، وحدت و یکپارچگی([96])، مشورت در قضایای عمومی([97])، دوری از دوستی و همکاری با دشمنان([98]).

و در رابطه با سلوک رفتاری با بیگانگان چنین ضوابطی را در قرآن کریم می‌خوانیم:

1-                 در حالت‌های عادی

اهتمام به صلح و آشتی عمومی([99])، دعوت آنها با حکمت و درایت و پند و اندرز نیکو([100])، مجبور نکردن آنها برای پذیرش دین([101])، عدم اهانت به معتقدات دیگران([102])، دوری از استبداد، خودکامگی و فساد([103])، عدالت، نیکی و حسن جوار([104]).

2-                 در حالت‌های اضطراری و جنگ و ستیز

تجاوز نکردن([105])، آتش بس در ماههای حرام([106])، امنیت اماکن مقدسه([107])، جنگیدن تنها با جنگجویان([108])، فرار نکردن از میدان کارزار([109])، ثبات و پایداری([110])، صبر و شکیبائی([111])، نهراسیدن از مرگ([112])، بیداری و احتراز از مکر و حیله و نقشه دشمنان([113])، تسلیم نشدن و قبول کردن آتش بس([114])، وفا به عهد و میثاق([115])، برخورد شدید با خائنان([116])، پایبندی به تمامی شرطها و معاهدات هر چند به ضرر باشد([117])، احترام برادری انسانی([118]).

با توجه به آنچه رفت، بر ما واضح و روشن گشت که قرآن كريم اساسنامه رفتار و سلوک انسانی در مقابل با خود، دیگران، و پروردگار یکتاست. و یک گزارش مفصل از کشف جوانب اخلاقی و تربیتی قرآن، کتابی با هزار و یک من ورق می‌طلبد، که از دایره این گزیده بیرون است.

نویسنده سعی دارد در صفحات آتی به صورتی بسیار گذرا به شمه‌ای از جوانب اخلاقی سوره حجرات اشاره کند. بدون شک کتابچه حاضر توان جمع کردن اقیانوس در یک کوزه تنگ را ندارد، و البته چنین ادعایی هم مطرح نیست. تنها تلاش مؤلف برقراری نوعی آشتی و عشق و محبت و سوز دل بین شما خواننده عزیز و قرآن کریم؛ کلام پروردگار یکتاست.

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب وگل نیست

پس از برقراری این رابطه دوستی و صمیمیت انسان در آینه شفاف قرآن كريم عیبهای خود را دریافته، سعی می‌کند آنها را از سیرت و سرشت خود پاک کند:
آن کو قبول کرد وپذیرفت عیب خویش *

از باده غرور تهی گشت ساغرش
آن کس که عیب خویش ندانست چون بقا *
اید گرفت آینه ای در برابرش

زحمت و تلاش نویسنده توانا بسیار قابل ارج و تقدیر است، و از باریتعالای یکتا تمنای آن دارم زحمت بیدریغ این جوان فرخنده را مورد قبول و رضایت خویش قرار داده، من و ایشان و همه جوانان برومند مسلمان را به اخلاق قرآن آراسته، سربازانی قرار دهد در راستای تحقق یافتن مرام قرآن…

مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت   روزگاری هم به من کردار بی‌گفتار ده.


[1]– البقرة: 195.

[2]– الحج: 30، النحل: 105.

[3]– البقرة: 204 ـ 206.

[4]– الحشر: 9، البقرة: 268، النساء: 37.

[5]– الإسراء: 26 ـ 27.

[6]– النساء: 38، الماعون: 4 -7.

[7]– لقمان: 18، الإسراء: 37.

[8]– النحل: 23، النساء: 49، النجم: 32.

[9]– الكهف: 32ـ 42، القصص: 78، غافر: 83.

[10]– الكهف: 28، طـه: 131.

[11]– النساء: 32 و 54.

[12]– آل عمران: 153، الحديد: 23.

[13]– الإسراء: 32، النور: 2.

[14]– المائدة: 90 ـ 91، الأعراف: 157، البقرة: 173.

[15]– التوبة: 108، المدَّثر: 4 ـ 5.

[16]– النساء: 29، البقرة: 188، البقرة: 275 ـ 276، النساء: 6، النساء:10، البقرة: 174، النور: 33، النساء: 5.

[17]– المائدة: 87، البقرة: 172، الأعراف: 26، سورة الأعراف: 31.

[18]– النحل: 43، الأنبياء: 7.

[19]– التوبة: 122.

[20]– الشمس: 7ـ 10، الشعراء: 69ـ 89، ق: 31 ـ 33.

[21]– فصلت: 6، هود: 112.

[22]– النور: 30 ـ 31، النور: 33، النور: 60، المؤمنون: 1ـ7، الأحزاب: 32 ـ 33.

[23]– النازعات: 40 ـ 41، ص: 26، النساء: 135.

[24]– البقرة: 183-185، البقرة: 187، البقرة: 222.

[25]– آل عمران: 134.

[26]– التوبة: 119، الأحزاب: 70، الزمر: 33.

[27]– لقمان: 19، الفرقان: 63.

[28]– الحجرات: 12، الحجرات: 6، النساء: 94.

[29]– الإسراء: 36.

[30]– المدثر: 7، النحل: 127، آل عمران: 200، البقرة: 214، العنكبوت: 1 ـ 3، العنكبوت: 10، آل عمران: 186، البقرة: 155.

[31]– الأحقاف: 35، الأحزاب: 21، الصف: 14.

[32]– الإسراء: 110، الفرقان: 67، الإسراء: 29، الرحمن: 7 ـ 9.

[33]– هود: 7، الكهف: 7، سورة الملك: 2.

[34]– البقرة: 148، المائدة: 48.

[35]– الزمر: 17 ـ 18.

[36]– البقرة: 272، النساء: 114.

[37]– الأنفال: 27.

[38]– الأحزاب: 58.

[39]– طه: 111، الشورى: 40، الفرقان: 19.

[40]– المائدة: 2.

[41]– النساء: 105، النساء: 107.

[42]– النحل: 91، آل عمران: 75-77.

[43]– النساء: 107-108.

[44]– الحج: 30.

[45]– البقرة: 283، البقرة: 159.

[46]– النساء: 148 ـ 149.

[47]– الضحى: 9-10.

[48]– الحجرات: 11.

[49]– لقمان: 18.

[50]– الحجرات: 12.

[51]– الهمزة: 1، الحجرات: 12، المجادلة:9.

[52]– الحجرات: 6.

[53]– النور: 4 ـ 5، النور: 15 ـ 18، النور: 19، النور: 24 ـ 25.

[54]– النساء: 85.

[55]– النساء: 58، البقرة: 283.

[56]– المائدة: 1، الإسراء: 34، البقرة: 177، الرعد: 19 ـ 20.

[57]– الأنعام: 152، النساء: 135.

[58]– الحجرات: 10، الأنفال: 1، النساء 114.

[59]– النساء: 85.

[60]– الفتح: 29، المائدة: 54، البلد: 17 ـ 18.

[61]– البقرة: 215، النساء: 36.

[62]– الشورى: 37.

[63]– الرعد: 22، فصلت: 34.

[64]– المائدة: 2، آل عمران: 104، سوره العصر، آل عمران: 187، البقرة 159.

[65]– الحشر: 9.

[66]– النحل: 90.

[67]– البقرة: 219، الطلاق: 7.

[68]– النور: 27 ـ 29، النور: 58 ـ 59.

[69]– الحجرات: 2 ـ 4.

[70]– النور: 61.

[71]– النساء: 86.

[72]– المجادلة: 11.

[73]– الإسراء: 53.

[74]– النور: 62.

[75]– النساء: 36، الإسراء: 23 ـ 24، لقمان: 14 ـ 15.

[76]– الأنعام: 151، الإسراء: 31، التكوير:8،9،14.

[77]– الأحزاب:59، التحريم: 6.

[78]– النساء: 22، النساء: 23، البقرة: 221، النور: 3، النساء: 24، المائدة: 5.

[79]– النساء: 34، التحريم: 5، الاحزاب: 28 ـ 29.

[80]– النساء: 19، البقرة: 232.

[81]– النساء: 4، المائدة: 5، النساء: 24.

[82]– النساء: 3.

[83]– النساء: 1.

[84]– الروم: 21.

[85]– البقرة: 233.

[86]– الطلاق: 1ـ 2، 6، النساء: 19، 129.

[87]– النساء: 128.

[88]– آل عمران: 159.

[89]– النساء:58.

[90]– المائدة:33-34.

[91]– آل عمران:161.

[92]– الحشر:7.

[93]– المائدة:42-48.

[94]– الحشر: 7.

[95]– النساء: 59.

[96]– آل عمران: 103، الروم: 31-32.

[97]– الشوری 36-38.

[98]– الممتحنة: 1، 8، 9، المجادلة:22، آل عمران: 38.

[99]– التوبه: 128.

[100]– النحل: 121، العنکبوت: 46.

[101]– البقرة: 256، الغاشية: 21- 22.

[102]– الأنعام: 108.

[103]– القصص: 83.

[104]– الممتحنة: 8.

[105]– المائدة: 2.

[106]– التوبة: 36.

[107]– البقرة: 191.

[108]– البقرة: 190.

[109]– الأنفال: 15.

[110]– الأنفال: 45-46.

[111]– آل عمران: 200، آل عمران: 139.

[112]– آل عمران: 154، 156، النساء: 77-78، آل عمران: 171-174.

[113]– البقرة: 191، 217.

[114]– محمد: 35، البقرة: 192-193، الأنفال:61-63، النساء: 94.

[115]– المائدة: 1.

[116]– الأنفال: 58.

[117]– النحل: 91-92.

[118]– النساء: 1، الحجرات: 13.

استاد دکتر نور محمد امرا

از کتاب ی : تجلي اخلاق اسلامي در سورۀ  حجرات

Tags

wasiweb Team

لیکوونکي : د وسیع ویب لیکوالي ټیم

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error:
Close
Close