اخلاق

ارتباط اخلاق با ایمان، عبادات و معاملات

نخست: ارتباط اخلاق با ایمان:

ایمان یک نیروی حمایتی ونگهدارنده از پستی ها و حرکت دهنده به سوی نیکویی ها است، از همین رو, هنگامی که الله متعال بندگانش را به انجام کار های خیر دستور می دهد و از شر باز میدارد، آن را از خواستهای ایمان قرار می دهد که در ژرفای دلها ریشه دارند. خداوند متعال در این مورد در قرآن کریم به کثرت یاد آور شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ ﴿119﴾ »[سوره توبه] (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد (119)).

نخست الله متعال بندگان خویش را به ایمان دعوت می کند وسپس ایشان را به تقوی و صداقت مکلف می گرداند.
در واقع امر پیامبر بزرگ مان با سخنان رسا و روشن خویش بیان داشته اند که ایمان قوی به طور حتم اخلاق قوی تولید می کند، و ضعف و فروپاشی اخلاق دلیل بر ضعف یا نبود ایمان در وجود انسان است و این امر بر اساس بزرگ بودن یا خرد بودن شر در وجود انسان سنجیده می شود…

پس انسان پر روی و کج رفتار؛ کسی که رذیلتها را بی پروا انجام می دهد و به هیچ کسی ارج قایل نیست و از هیچ شخصی هم حیاء ندارد، پیامبر اسلام – صلی الله علیه وسلم – در وصف حالش می فرمایند:« الحیاء و الإیمان قرناء جمیعا فإذا رفع أحدهما رفع الآخر» !!(یعنی: شرم وآزرم با ایمان پیوسته و جدایی ناپذیرند، هرگاه بساط یکی از آن دو برچیده شود بساط آن دومی نیز برچیده خواهد گردید).

شخصی که با همسایگان خویش برخورد زشت دارد و در حق شان اساءت می کند، دین در برابر وی ایستادگی نموده در موردش داوری می کند. در این باره پیامبر بزرگ مان – صلی الله علیه وسلم – فرموده اند:« والله لا یؤمن، والله لایؤمن، والله لا یؤمن، قیل: من یا رسول الله؟ قال: الذی لایأمن جاره بوائقه» (یعنی: سوگند به خداوند که از ایمان برخوردار نیست، سوگند به خداوند که ازایمان برخوردار نیست، سوگند به خداوند که از ایمان برخوردار نیست، پرسیده شد: چه کسی ای رسول خدا! فرمود: کسی که همسایه اش از شر زیان و آزار وی در امان نباشد».

پیامبر بزرگ مان را می بینیم زمانی که می خواهد به پیروان خویش بیاموزد که از زشت گوییها روی بگردانند و از حرفهای بیهوده و پرحرفی دوری گزینند، می فرماید:« من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیقل خیرا أو لیصمت» (یعنی: هرکه به خداوند وروز آخرت ایمان دارد بایستی سخن خیر بگوید ویا خاموش باشد).

بدین سان پیامبر صلی الله علیه وسلم، با اتکا بر صدق ایمان وکمال آن، در غرس نهال های فضیلت وپرورش آن, گام به پیش می گذارد وکارش را ادامه می بخشد تا آن که به ثمر بنشیند….

در بسا موارد، شماری از مدعیان دینداری، در ادای عبادتهای مطلوب و عمده تساهل نشان می دهند، و در جامعه چنین وانمود می کنند که بر ادای آن حریص اند، ودر عین حال مرتکب اعمالی می شوند که اخلاق نیکو و ایمان واقعی از آن بیزار است…
پیامبر اسلام – صلی الله علیه وسلم – این طایفه از مردم را وعید می دهد و امت خویش را از فریب این چنین گروهی بر حذر می دارد.

زیرا تقلید کردن در شکل عبادتها از عهده هر کسی بر می آید حتی از کسی که روح آن را درک نکرده و به آن سطح هم دست نیافته است…

شاید یک کودک هم بتواند افعالی را که در نماز اداء می شوند تقلید کند و کلمات آن را هم تکرار نماید…
شاید یک تمثیل کننده هم بتواند در ظاهر امر خضوع نشان دهد و مهمترین مناسک را به خوبی؛ ولی به شکل تصنعی وساختگی اداء کند…

ولی نه این ونه آن، انسان را به سلامت یقین و پاکیزگی مقصد نایل نمی گرداند.
برای داوری در مورد اندازه فضیلت و زیبایی رفتار انسانی به مقیاسی نیازمندیم که اشتباه نکند، وآن اخلاق عالی است!
در این مورد روایت شده که مردی به نزد پیامبر – صلی الله علیه وسلم – آمده به ایشان گفت: « یا رسول الله! إن فلانة تذکر من کثرة صلاتها و صیامها و صدقتها غیر أنها تؤذي جیرانها بلسانها فقال: « هی فی النار» ثم قال: یا رسول الله فلانة تذکر من قلة صلاتها وصیامها، و أنها تتصدق « بالأثوار من الأقط» – بالقطع من الجبن – و لا تؤذي جیرانها. قال: « هي في الجنة» !( ای رسول خدا! فلان زن به سبب کثرت نماز وروزه و صدقه اش بر سر زبانها است؛ مع الوصف همسایگان خود را با زبان خود اذیت وآزار می دهد، فرمود:« جایگاه او دوزخ است » سپس آن مرد گفت: ای رسول الله! فلان زن به سبب قلت نماز وروزه اش بر سر زبانها افتاده است و جز اندکی از پنیر دیگر صدقه ای نمی دهد؛ اما به همسایگان خود اذیت وآزاری نمی رساند. فرمود: « جایگاه او بهشت است»!).

نگاه ژرف به پاسخ پیامبر – صلی الله علیه وسلم – به این سوال, نشان می دهد که اخلاق عالی تا کدام حد از ارزش برخوردار است و از سوی دیگر این امر را می رساند که صدقه یک عبادت اجتماعی است، به گونه ای که نفع آن به دیگران نیز می تواند رسید. از این رو, کاستی و تقلل در آن مانند کاستی در نماز وروزه قرار داده نشده است, در حالی که این دو در ظاهر امر عبادات شخصی پنداشته می شوند.

پیامبر – صلی الله علیه وسلم – به پاسخ گویی به یک سوال عارضی در بیان ارتباط اخلاق با ایمان حقیقی، و ارتباطش با عبادت صحیح و گردانیدن آن به حیث معیار ومحک صلاح ونیکویی در دنیا و نجات در آخرت، بسنده نکرده است.
موضوع اخلاق از آن خیلی مهمتر است، ارشاد پیهم و پند واندرز دهی پیوسته, امری ضروری است؛ تا در دلها واندیشه ها راسخ گردد.

دوم: ارتباط اخلاق با عبادات:

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) مقصد بعثت وچارچوب های اساسی دعوت خویش را به وسیلۀ این سخن:« إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق» (مبعوث شده ام تا برتری های اخلاقی را به پایۀ کمال برسانم»، محدد کرده است.

چنان می نماید که رسالت اسلام، که راه خود را در دهلیز تاریخ زندگی ترسیم کرد، و صاحب این رسالت در راه نشر پرتو آن, تلاش های فراوانی به خرج داد، ومردم را به گرد آن جمع نمود آرزویی برای برآوردن جز تحکیم بخشیدن ریشه های فضیلت های آن, در میان مردم وروشن کردن افق های کمال فراچشم پیروان خویش, نداشته است تا به سوی آن آگاهانه گام بردارند و از روی علم ودانش راه خویش را به آن سوی بپیمایند.

وعبادت هایی که در اسلام فرض گردیده وپایه های ایمان را نیز تشکیل می دهند، حرکت های بی معنا و شعیره هایی مبهم نیستند؛ از آن نوع عبادت هایی که انسان را با غیبی مجهول وناشناخته مربوط سازند و او را به انجام کردارهایی پیچیده و حرکت هایی خالی از مفهوم ومعنا مکلف می گردانند.

هرگز چنین نیست؛ بل فریضه هایی که اسلام فرزندان خویش را بدان ملزم نموده وبه سوی آن فرا خوانده عبارت از تمرین های تکراری ای است که تا انسان عادت گیرد که بر اساس اخلاقی صحیح زندگی خود را به پیش ببرد و همواره بدین اخلاق متمسک وملتزم بماند؛ هرچند که شرایط و ظروف زندگی متحول ودگرگون شود….

آنها شباهت زیادی به تمارین ورزشی دارند که انسان به سوی آن با شوق ورغبت زائدالوصفی روی میاورند و از التزام و تمسک بدان تندرستی بدن و سلامتی زندگی را آرزو میدارند.

قرآن کریم و سنت مطهر به روشنی این حقایق را توضیح می دهند؛ به نمازی که خداوند دستور داده و آن را بر انسان ها فرض گردانیده، در عین حال حکمت اقامه آن را نیز بیان داشته است. چنانچه او تعالی می فرماید:« وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ »( سوره عنکبوت: 45). یعنی: نماز را برپا دار که نماز از فحشاء وزشتی باز می دارد.

دوری از رذایل و پاکسازی از سخن زشت و کارهای ناشایسته، حقیقت نماز را تشکیل می دهد، در حدیثی که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از پروردگارش روایت می کند آمده است: « إنما أتقبل الصلاة ممن تواضع بها لعظمتی، ولم یستطل علی خلقي، ولم یبت مصرا علی معصیتي و قطع النهار في ذکري، و رحم المسکین و ابن السبیل والأرملة، ورحم المصار». یعنی: در واقعیت نماز را از کسی می پذیرم که به وسیله آن به عظمت من کرنش نشان دهد، وبر بندگانم تجاوز نکند، وبر نافرمانی از اوامرم اصرار نورزد، و روز را در یاد من سپری نماید، وبر مسکین و مسافر و بیوه و مصیبت زده مهربانی وترحم نماید» .

زکات فرضی یک جریمه مالی نیست که از انسان ها گرفته شود؛ بلکه در گام نخست غرس مفاهیم و احساس رأفت ورحمت و همدلی، و تقویت روابط شناخت و الفت بین طبقات مختلف جامعه است.

قرآن کریم بر هدف غایی بیرون کردن مال زکات با این قول الهی صراحت نموده می فرماید:« خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزکیهم». [توبه: 103]. از دارایی شان صدقه بگیر تا ایشان را پاکیزه نمایی و پربرکت شان گردانی.
پس پاکیزه کردن نفس از چرک ها و آلودگی های نقص و کوتاهی و بالا بردن جامعه به سطحی بلند تا سرحد نجابت, حکمت نخست آن را تشکیل می دهد.

از همین روی پیامبر صلی الله علیه وسلم دلالت واژه «صدقه» را که بایستی شخص مسلمان ببخشاید، گسترش داده وفرموده است:« تبسمک فی وجه أخیک صدقة، وأمرک بالمعروف ونهیک عن المنکر صدقة، و إرشادک الرجل فی أرض الضلال لک صدقة، وإماطة الأذی والشوک والعظم عن الطریق لک صدقة، وإفراغک من دلوک فی دلو أخیک لک صدقة، و بصرک للرجل الردیء البصر لک صدقة» .

یعنی: تبسم تو در برابر برادرت صدقه است، امر کردنت به معروف و نهی کردنت از منکر صدقه است، رهنمایی کردنت شخصی را که راه را گم کرده برایت صدقه است، دور کردنت اشیای اذیت کننده ؛خار و استخوان از راه، برایت صدقه است، خالی نمودن آب از ظرف خود در ظرف برادرت برایت صدقه است، بینایی ات برای شخص نابینا, برایت صدقه است.

این آموزه ها در کویرگونه ومحیطی صحرایی که قرنهای متمادی در حالت خصومت و دشمنی و بدبینی زندگی به سر برده، اشاره به هدف هایی دارد که اسلامش ترسیم نموده، و عرب های دوره تاریک جاهلی را بدان سوی رهبری کرده است.
همچنان اسلام روزه را فرض گردانیده و بدان از این منظر که گویا محرومیتی مؤقت از بعض خوردنی ها وآشامیدنی می باشد، نگاه نکرده؛ بل آن را گامی به سوی محرومیت همیشگی نفس, از هوس های رام نشدنی وممنوع و خواست های زشت آن, می انگارد.

به خاطر اقرار واعتراف به این معنا, پیامبر بزرگ مان می فرماید:« کسی که سخن دروغ و عمل بدان را رها نکند خداوند را نیازی به این نیست که خوردنی ها ونوشیدنی های خود را کنار گذارد» !!

همچنان فرموده است:« لیس الصیام من الأکل والشرب، إنما الصیام من اللغو و الرفث فإن سابک أحدٌ، أو جهل علیک، فقل إني صائم». یعنی: روزه این نیست که از خوردن ونوشیدن خود داری کنی، بلکه روزه آن است که از سخن بیهوده و فحش, خود داری کنی، واگر کسی برایت دشنام گفت، ویا توهینت کرد, بگویی: من روزه دار هستم.

قرآن کریم ثمره و فر آورد روزه را بیان نموده می فرماید:« کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»[ بقره: 183] یعنی: روزه بر شما فرض گردانیده شده همانگونه که بر امت های قبل از شما فرض گردانیده شده بود؛ تا پرهیزگار شوید.

گاه انسان چنین می پندارد که سفر کردن به سرزمین های مقدس که مردم توانا بدان مکلف شده اند، از جمله آن نوع فرایض اسلام به شمار می رود که بر تعدادی از پیروان اسلام فرض قرار داده شده است، وانسان این گونه سفر را یک سیاحت خالی از معانی اخلاقی پنداشته و گمان می کنند مثالی است از آن چیزی که احیانا ادیان از قبیل تعبدات غیبی را در بر می گیرند.

این یک اشتباه بزرگ است، چونکه خداوند متعال درپیرامون این شعیره می فرماید:« الحج أشهر معلومات….. یا أولی الألباب»[ 197] یعنی: وقت حج ماه هایی معلوم (شوال، ذوالقعده و ذو الحجة) است؛ وهر که در این ماهها بر خودش حج را فرض گرداند، و جامه احرام در برکند، پس باید از جماع وبد زبانی و از گناه وکشمکش خود داری ورزد؛ هرکار خیری که در حج انجام می دهید خداوند از آن آگاه است(وبرآن پاداش تان می دهد)، در حج توشه(نیازهای خوردنی ونوشیدنی و لباس) برگیرید؛ بهترین توشه (برای رفتن به آخرت) تقوی وپرهیزکاری است؛ پس ای خرمندان! از خداوند پروا داشته باشید.

بیان فشرده شماری از عبادت های اسلامی که در اسلام مشهور اند و به نام ارکان اساسی آن شناخته شده اند، نشان می دهد که در میان دین و اخلاق رابطه های نا گسستنی و استواری وجود دارد.

با آن که این عبادت ها در گوهر و مظهر خود از هم متفاوت اند؛ ولی در هدف غایی که پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وسلم در قول خویش:« إنما بعثت لأتمم مکارم الإخلاق» ترسیم نموده اند، به هم پیوند می خورند.

پس نماز، روزه، زکات، وحج و امثال این قبیل طاعت ها وعبادت ها از آموزه های اسلام، به سان پله های کمالی اند که بدان باید دست یافت واز آن بالا رفت، واز سوی دیگر به سان جوی های زلالی هستند که زندگی را پاکیزه نگه میدارند و مقام ومنزلتش را به اوج می رسانند وبه سبب همین سجیت های خوشگواری که بدان طاعت ها ارتباط دارند ویا از آن ها نشأت می گیرند در دین الله متعال, از جایگاه شامخ برخوردار شده اند.

اگر انسان از این اسباب و وسائل عروج روحی وکمال انسانی استفاده نکند تا بدان واسطه قلب خویش را تزکیه و عقلش را صفا بخشد ورابطه وپیوندش را با الله و با مردم استوار گرداند در حقیقت در پرتگاه سقوط ونابودی قرار می گیرد. چنانچه پروردگار بزرگ مان می فرماید:« إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى (74) وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى (75) جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى (76) »{سوره طه}) در حقيقت هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود جهنم براى اوست؛ در آن نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏يابد , و هر كه مؤمن به نزد او رود در حالى كه كارهاى شايسته انجام داده باشد براى آنان درجات والا خواهد بود, بهشتهاى عدن كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است جاودانه در آن مى‏مانند و اين است پاداش كسى كه به پاكى گرايد.)

سوم: ارتباط اخلاق با معاملات:

هرگاه معاملات مطابق اخلاق اسلامی و در چارچوب آموزه های اسلام اجراء گردد عبادت به شمار می رود و بنده از ثواب اخروی برخوردار می شود. هم قرآن کریم و هم سنت مطهر نبوی به سوی کسب حلال واخلاقمند دعوت کرده اند. الله متعال می فرماید:« وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا» (وروز را وقت تلاش و کوشش زندگانی گردانیده ایم). ومی فرماید:« فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» (وقتی که نماز خوانده شد، در زمین پراکنده شوید وبه دنبال رزق و روزی خدا بروید…)
وپیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در این مورد می فرماید: «در میان گناهان، گناهانی هستند که هیچ چیزی آنها را پاک نمی کند، مگر اندیشه ی همت گماردن در طلب معیشت» ومی فرماید:« التَّاجِرُ الصَّدُوقُ تَحْتَ ظِلِّ الْعَرْشِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ) . (بازرگان صادق و درستکار، در روز قیامت زیر سایه عرش قرار خواهد داشت). ومی فرماید:« إن الله يحب المؤمن المحترف» ( خداوند شخص مؤمن پیشه ور را دوست دارد).

رعایت عدالت و دوری جستن از ستم، در معاملات

گاهی معامله ای انجام می گیرد و مفتی نیز بر حسب ظاهر به صحت و درستی آن فتوا می دهد، اما در واقع یک نوع ظلم وخیانت در آن به کار رفته است که عامل آن در معرض خشم خدا قرار می گیرد و زیان بعضی از این ظلم و خیانت ها متوجه عام می شود، مانند:.

(الف) احتکار؛ یعنی: پنهان کردن ما یحتاج مردم به غرض نا یاب شدن وگرانبها شدن و فروش آن به قیمتی گزاف.

(ب‌) پنهان نمودن عیب کالا؛ فروشنده ای که عیب کالای خود را پنهان می کند و با همان عیب بر مشتری می فروشد.

(ج‌) نا متعادل بودن وزن و پیمانه؛ شخصی که کالا را به وزن سنگین و پیمانه پر می خرد و با وزن سبک و پیمانه ناقص می فروشد, مرتکب گناه بزرگ وخیانت عظیم می شود.

(د‌) نباید از نرخ روز عدول نمود؛ فروشنده باید جنس را با نرخ عادلانه روز خرید و فروش کند، نه این که کالا وجنسی را با نرخ پایین تر از نرخ بازار بخرد و صاحب کالا را بفریبد وبگوید نرخ بازار همین است، در صورتی که دروغ گفته وخود با بهای بیشتر از آن بفروشد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:ِِ« به پیشواز کاروانی که با کالای خود در راه ورود به شهر هستند نروید( به قصد اینکه پیش از وارد شدن به شهر و اطلاع یافتن از نرخ روز آنان را گول بزنید) و کالای ایشان را با نرخ پایین تر بخرید و با نرخ بیشتر به فروش برسانید».

(هـ) همچنین از اخلاقیات معامله و بازرگانی آن است وقتی که فروشنده و خریدار مشغول معامله جنسی هستند، صحیح نیست شخص دیگری بیاید و بدون اینکه خریدار جنس فروشنده باشد، به خاطر بالا بردن بهای جنس و تشویق نمودن مشتری, با پرداخت بهای بالاتر بگوید: من حاضرم این جنس را با بهای بیشتر بخرم» در صورتی که آن را نمی خرد، بلکه هدفش مغبون ساختن مشتری است، این خیانتی است درحق مردم و مجازاتش سنگین می باشد.

(و) لازم است فروشندگان اشخاصی خوش معامله باشند و دیگران را مغبون ومتضرر نسازند و جنس خود را با نرخ عادلانه روز به مشتری عرضه بدارند؛ زیرا که گذشت و آسانگیری در خرید و فروش مستحب می باشد. پیامبر صلی الله علیه وسلم در حق افرادی که معامله نیکو دارند دعای خیر نموده فرموده است:« خداوند رحم کند به کسی که در خریدن و فروختن و در داد وگرفت با گذشت و آسانگیر می باشد.» آن حضرت در جای دیگری به یکی از یاران خویش نصیحت می کند:« اسمح یسمح لک» ( بادیگران با گذشت باش تا با تو هم با گذشت رفتار شود).

پیامبر صلی الله علیه وسلم در حق کسی که در داد وستد آسانگیر باشد ونسبت به افراد تنگدست در دیر پرداختن وام خود, نظر مساعد نشان دهد و با گذشت باشد در معامله خود خیر دنیا و آخرت را مد نظر داشته باشد, می فرماید:« هرکس تنگدستی را مهلت دهد یامقداری از آن را به او ببخشد و صرف نظر کند، خداوند در فردای قیامت او را سهل و آسان محاسبه می کند»

تلاش برای کسب مال حلال ودوری از حرام

در روایتی از پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده است که می فرماید:« غذای خود را پاک وحلال گردان تا دعایت اجابت شود»
همچنین فرموده است:« هر کس مالی را از محل گناه و از وجه نا مشروعی به دست آورد و به وسیله آن صله رحم به جای آورد یا اینکه آن را در راه خدا صدقه یا انفاق نماید، حتما خداوند آن را برایش جمع آوری می کند، و سپس در آتش می اندازد».
ابن عباس رضی الله عنه گفته است: خداوند نماز کسی را که در شکمش حرام باشد، قبول نمی کند.

آیات و احادیث متعددی دال بر آنند که اسراف در خوردن و نوشیدن و سائر وجوه انفاق مانند مسکن، مرکب و خدمه حرام می باشد؛ زیرا انسان نیاز دارد که در تمام وجوه زندگی مصرف نماید که بدان محتاج می گردد. منظور از اسراف در خوردن آن است که از حد سیری تجاوز کند و باعث ثقیل شدن بدن گردد که ادای واجبات دینی در آن حال امکان پذیر نباشد. همچنین ضایع کردن مال هم حرام شمرده می شود؛ چه این ضیاع مال, با مصرف کردنش در وجوه حرام باشد یا با تلف کردن فزیکی آن ویا از روی مباهات و ریاء.

 

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: