اخلاقصحابه کرامو سیرت

فضایل اخلاقي عثمان بن عفان رض

عثمان بن عفان رضی الله عنه

مهم ترین مواصفات اخلاقی حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه که در کتابهای تاریخ نقل گردیده به طور بسیار مختصر عبارتند از: او یک رهبر وقائد ربانی بود؛ زیرا که به الله متعال و روز آخرت ایمانی تزلزل ناپذیر داشت، امور شریعت اسلام را خوب می دانست، به الله متعال ثقه واعتماد کامل داشت، در رفتار وکردارش با مردم نمونه والگو بود، در گفتار و رفتارش صادق و راستکار بود، مردی شجاع و با مروت بود، نسبت به دنیا زهد می ورزید، در قربانی وایثارگری سر آمد روزگار بود، با تواضع رفتار میکرد، نصیحت را می شنید وبدان عمل می نمود، شخصی حلیم وبردبار و شکیبا بود، همت بلند داشت، در جای حلم حلیم و در جای قاطعیت قاطع وجدی بود، دارای اراده استوار و قوی بود، عدالت را مراعات می نمود و بر حل مشکلات توانا بود. از همین روی بود که بعد از عمر بن خطاب رضی الله عنه مناطق زیادی را فتح نمود و تمام کودتاها وشورشهایی که در مناطق تازه فتح شده رخ می داد همه را فرو نشاند. اینجا لازم است که به شماری از مواصفات اخلاقی آن بزرگ مرد کمی به تفصیل سخن بگوییم:

)الف) حلم و بردباری:

حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه مردی حلیم و بردبار بود, در مورد حلم و بردباریش داستان های گوناگون وزیبایی نقل شده که بارز ترین آن عبارت از همانا حادثه شورشی است که عده از مردم شورشگر از سه منطقه بصره وکوفه و مصر به مدینه جمع شدند که همه خواهان عزل او از خلافت بودند. آنها در حالی که خانه او را محاصره کرده بودند, مهاجرین وانصار هم می خواستند که از وی حمایت کنند و غائله را فرو نشانند؛ ولی خلیفه از ایشان خواست که از حمایت او دست بردارند و به خانه های خویش باز گردند, او نمی خواست که به خاطر او در میان مسلمین خونریزی صورت گیرد, هرچند که این شورش به قتل او انجامد.

(ب‌) سماحت و گذشت:

عطاب بن فروخ گوید: عثمان رضی الله عنه از شخصی یک قطعه زمین را خریداری کرد؛ ولی در قبض مال دیر کرد, روزی فروشنده زمین با او ملاقی شد, از وی پرسید: چرا مال خود را قبض نمی کنی؟ عثمان گفت: تو با من غبن کرده ای, با هرکسی از مردم که رو به رو می شوم مرا ملامت می کند, فروشنده گفت: همین چیز از قبض کردن مالت مانع آمده است؟ گفت: بلی, او گفت: یکی از دو کار را انجام بده, یا زمینت را بگیر ویامالت را. سپس گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: « خداوند شخصی را به بهشت داخل کند, که در خرید وفروش, و در داد وستد آسانگیر باشد!» .

آری, حضرت عثمان در داد وستد و در خرید وفروش خیلی آسانگیر وبا مروت بود. او مردی کریم بود, به دنیا علاقمند نبود, او شخصی بود که دنیا را در خدمت مکارم اخلاق قرار می داد, و مکارم اخلاقش آنقدر بود که به درجه ایثار می رسید, و از خود خواهی وترجیح مصلحتهای خود بر مصلحتهای دیگران بیزار بود.

(ج) نرمخویی:

حضرت عثمان رضی الله عنه مردی نرمخوی بود, در برابر رعیت خویش با نرمی وعطوفت رفتار می کرد, هراس داشت که به کسی مصیبتی برسد و با مشکلی رو به رو شود بی آنکه او در موردش اطلاع داشته باشد وبه رفع نیازهایش اقدام نکرده باشد, او احوال مردم را جستجو میکرد, به ضعیفان کمک می نمود, وحق را از قوی می گرفت و به صاحبش باز می گردانید.

(د) عفو:

عمران بن عبدالله بن طلحه گوید: عثمان رضی الله عنه به نماز بیرون شد و از دروازه ای وارد مسجد شد که همیشه از همان در داخل می شد, دروازه درست کشوده نشد, گفت: ببینید که چرا دروازه باز نمی شود, نگاه کردند که شخصی با خنجر در پشت دروازه ایستاده است, عثمان از وی پرسید: این چیست؟ گفت: می خواستم که ترا بکشم, عثمان گفت: سبحان الله! خدا هلاکت کند چرا مرا می کشی؟! گفت: نماینده ات در یمن بر من ظلم کرده است, عثمان گفت: چرا مشکلت را با من مطرح نکردی؟ هرگاه که به مشکلت رسیدگی نمی کردم آنگاه قصد کشتنم را می کردی.

سپس عثمان رو به همراهان خود کرده گفت: نظر شما چیست؟ گفتند: ای امیر المؤمنین! دشمن است که خداوند ترا بر او مسلط گردانیده است. عثمان گفت: بنده ای که قصد گناه کرده بود و خداوند مانع او شد. کسی را بیاور که کفالتت را به عهده بگیرد, تا زمانی که من امور مسلمین را به عهده دارم وارد مدینه نشو, شخصی را از قوم خود آورد و او کفالتش را به دوش گرفت و او هم آزادش نمود.

(هـ) توضع و فروتنی:

عثمان بن عفان رضی الله عنه با وصفی که از عمر بالایی بر خوردار بود, هرگاه در نیمه شب به خاطر نماز وتهجد بر میخاست هیچ یک از خدمه را بیدار نمی کرد که او را کمک کنند. باری برایش پیشنهاد کردند که اگر خادمان را برخیزاند تا کمکش نمایند گفت: نه, شب از آنها است که در آن استراحت می کنند.

اگر حضرت عثمان سوار می بود و با حضرت عباس کاکای پیغمبر صلی الله علیه وسلم مرور می کرد از مرکب خود پیاده می شد تا آنکه حضرت عباس از چشمهایش نا پدید می شد, این کار را از روی احترام و اجلال به او می نمود.

(و) شرم و آزم:

عثمان بن عفان رضی الله عنه با حیاء ترین وباعفت ترین انسان بود. آن حضرت چنان حیاء داشت که هرگاه در داخل خانه اش قرار می داشت و در خانه هم بسته می بود با آنهم از شدت حیاء لباسهایش را در نمی آورد تا بر بدنش آب بریزد. وهنگامی که غسل می کرد و کنیز لباسش را برایش می برد که بپوشد به او می گفت تو به سویم نگاه نکن که برایت حرام است.

(ز) جود و کرم:

عثمان بن عفان رضی الله عنه یکی از جواد ترین و کریم ترین انسان بود, مواقفی از عثمان رضی الله عنه درتاریخ ثبت است که هر عاقلی را به تعجب وامیدارد. زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم قصد غزوه تبوک نمود چند هزار نفر را او به تنهایی مسلح نمود, و هنگامی که به غزوه رفتند در سرزمین تبوک یک چاه را خریداری کرد تا مسلمین از آن آب بنوشند.

در عهد ابوبکر رضی الله عنه گرسنگی و قحطی انتشار یافته بود که او یک کاروان چند هزار شتره را با بار و بنه اش در راه اسلام انفاق نمود. از زمانی که اسلام آورده بود هر روز جمعه یک نفر غلام یا کنیزی را آزاد می کرد که مجموع کنیزان و غلامانی که با دست عثمان بن عفان آزاد شده اند به دو هزار و چهارصد تن می رسند.

گفته شده که از او بالای طلحه بن عبید الله رضی الله عنهما پنجاه هزار درهم بود و روزی طلحه به او گفت: مبلغی که بالای بنده داشتی را آماده کرده ام بیا وآن را بیگر, عثمان رضی الله عنه به او گفت: آن مبلغ به خاطر مروءتی که داری برای تو بخشش باشد.

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: