علماء، مجتهدین او فقهاء

رابطه ی امام ابن تیمیه رحمه الله با امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله

اگر به اوضاع و شرایط خونبار امت اسلامي به طور عام و وضعیت نابسامان کشور خود بطور ویژه نظری سرچشمه گرفته از احساس مسئولیت بیاندازیم انسان را سخت به فکر واداشته و مجبورش می سازد تا آنچه در توان دارد در طبَق اخلاص نهاده و برای بیرون کشیدن مسلمانان از این حالت، در حد وسع خود، بکوشد، اما از سوی دیگر، در این گیرودار وقتی به دغدغه ها، و اموری که جمعی از چیزفهمان جامعه ی ما-اعم از سیاسیون و علماء دین- بدان اهتمام ورزیده و در گیرند، به قول معروف سر انسان شاخ بیرون می آورد!!

اگر به دفاتر تعدادی از سیاسیون ما سری بزنیم، اغلبَ موضوعاتی که مجالس شان را همیشه داغ و شعله ور نگه می دارد: قوم پرستی، سمت گرایی، تحقیر و ناچیز شمردن طرف مقابل، خوردی و احساس ذلت در برابر قدرت های کفری و دشمنان ملت و جامعه، چگونگی به یغما بردن سرمایه های ملی، راههای به دست آوردن چوکی های بیشتر و باز کردن حساب بانکی داخلی و خارجی بیشتر، مساعد ساختن زمینه ی سفر های خارجی پیهم، برای حفظ مقام و منصب خویش، دست به هرکاری زدن و مواردی از این سنخ را تشکیل می دهد.

اما اگر خواسته باشیم که در مورد قشر فرهنگی، تحصیل کرده و بویژه علمای دین مان معلومات به دست آوریم که مهمترین دغدغه ها و اهتمام های این مجموعه در این شرایط چیست؟ با کمال تاسف باز تعدادی از آنان را می یابیم که بیشتر وقت، انرژی و توان مندی های شان صرف موارد زیر می گردد:

اختصاص یافتن بخش زیادی از عمر این گرامیان به حکمت و منطق که اغلب مباحث آن دیگر کار برد امروزین نداشته و در شرایط کنونی کدام نقش موثر ی نمی تواند داشته باشد، از سوی هم ذهن و فکر برخی از طالب العلمان و حتی تعدادی از علمای ارجمند صرف مسایل بسیار جزیی و ریز می شود که آثار مثبت و منفی قابل ذکری بر سرنوشت امت اسلامی نمی گذارد و از جانبی هم احیانا جدل ها و گفتگوهای بی پاپان پیرامون شخصیت های فرزانه ی که در تاریخ میانه و یا معاصر امت اسلامی گذشتند و گاه موقف گیری های در رابطه به دیدگاه ها و نقطه نظرات شان شکل گرفته و این موقف گیری ها گاه به تعصب های خشک و بی روح انجامیده و سبب تفرقه و صف بندی های مذمومی می شود که در جامعه ی اسلامی بخصوص در وضعیت کنونی امت اسلام به هیچ صورت قابل تحمل و پذیرش نیست.

هرچند در میان هر دو قشر متذکره-سیاسیون و اهل علم- الحمد لله تعداد زیاد افراد مخلص، با برنامه, دقیق، دلسوز و آگاه حضور دارند که با درک شرایط عصر و زمان و با در نظرداشت توطئه های رنگارنگ دشمنان وحساسیت های موجود در ساحه، با قدرت منطق و فهم دقیق و اصولی از آموزه های اسلامی به مصاف همه نابسامانی ها و نارسایی ها رفته و مسئولیت خود را در حد توان و وسع بشری ادا می نمایند اما تا رسیدن به حالت مطلوب فاصله های چشمگیری وجود دارد که نیاز به کار شبانه روزی و تلاش خسته گی نا پذیر و تقدیم قربانی های گوناگون دارد.

با درنظرداشت تصویری که در بالا نسبت به بخشی از فضای حاکم بر جامعه ی علمی ما ارایه شد، با کمال تاسف! تعدادی، وضعیت کنونی برخی جوامع اسلامی را برگذشتگان امت اسلامی نیز تحمیل می نمایند؛ به این معنا که برخی فکر می کنند که شخصیت های برجسته و علمای عزیز ما در گذشته همیش با هم در افتاده و بدگویی همدیگر را نموده و به هم طعن وارد کرده و بسان خصم بسوی هم می نگریستند، در حالی که هر اندازه به قرن های قبل و بخصوص به روابط میان علماء، در آن زمان ها، دقیق می شویم مخصوصاً آن عصر های که به خیر القرون نزدیک است صفا، صمیمیت، احترام و محبت غیر قابل وصفی را در میان اکثریت مطلق آن بزرگواران به تماشا می نشینیم، در این مقال همانگونه که در عنوان مطلب آمده از دو شخصیت طراز اول تاریخ جهان اسلام که به حق، هر دوی شان، افتخار نسل های گذشته و آینده ی جهان اسلام به شمار می روند، به اختصار یاد آوری می شود (امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله و شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله).

انگیزه ی انتخاب بیان رابطه میان این دو شخصیت بزرگوار به دو دلیل زیر بوده است:
اول: در روش اصلاحی این دو بزرگوار-آن گونه که شهرت یافته و سر زبانها است- ظاهرا تفاوت های وجود دارد به این دلیل که یکی از ایشان مشهور است به زهد، پرداختن به امور معنوی و روحی و مسایلی از این دست و شخصیت دیگر به مبارزه با بدعت ها، خرافات، تاکید روی مسایل توحید و دوری از شرک و جهاد مسلحانه، شهرت یافته است؛ این امر باعث شده که به ذهن برخی ها تداعی شود که گویا درمیان این دو شخصیت تضاد و مخالفتی وجود داشته است، در حالی که در ادامه ی بحث، روشن خواهد شد که قضیه کاملا برعکس است.

دوم: وقتی به تعدادی از حلقات علمی و جریان های دینی سری بزنیم متوجه می شویم که در میان طرف داران شخصیت ها و کسانی که سنگ پیروی و محبت برخي از بزرگان را به سینه می زنند در مورد ویژگی های شخصیتی مقتدای شان، و فضای که وی میزیسته و بسترساز توانایی های علمی و دست آوردهای اصلاحی و معنوی وی بوده است، آگاهی دقیق و علمی وجود نداشته و یا بسیار کم رنگ است و اغلب، به چیز های که بر سر زبان ها است و از طریق داستان گویان و یا در میان عامه ی مردم، شهرت یافته، بسنده می شود، چه رسد به آنانی که با برخی از نظرات و اندیشه های شخصیتی، مخالف باشند که در آن وقت هر غث و ثمینی را برای کوبیدنش پذیرفته، و به وی نسبت می دهند، هرچند این مخالفت ها بسا اوقات از روی تعصبات خشک و عدم آگاهی درست نسبت به آن شخصیت و از طریق برداشت های غلط و نارسا و یا غیچی نمودن نظرات، گفته ها و نوشته های آن سرچشمه گرفته باشد!

بعد از بیان اساسات بحث به زاویه ی دیگری از موضوع می رسیم که در این بخش نیز به اختصار، اشاراتی خواهیم داشت:

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در مجموعة الفتاوای خویش، شخصیت، مقام و جایگاه امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله را چنین توصیف می کند:

(وی از برترین مشایخ زمانش در زمینه ی التزام به شریعت به شمار می رفت و در عرصه ی اداء فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر نیز در جایگاه عالیی قرار داشت، ایشان از نظر نشاط روحی و معنوی و قدرت جسمی از مقام بالای برخوردار بود، و جزو بزرگترین مشایخ در عرصه ی پشت پا زدن به هوای نفس و کنترول اراده به شمار می رفت.) (الفتاوى، 10/448)

اگر خواسته باشیم جملات شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله را در توصیف امام بزرگوار عبدالقادرگیلانی رحمه الله تجزیه و تحلیل نماییم به نکات زیبایی دست می یابیم:
توصیف نخست: در پایبندی و التزام به شریعت امام را در اوج می داند، از این سخن بر می آید که شیخ الاسلام در مورد امام گیلانی رحمه الله هیچ نوع ملاحظه ی ندارد بلکه تماما شخصیت شان را موافق با کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم می داند.

توصیف دوم: در عرصه ی اداء فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر نیز امام را در جایگاه بالا می داند. از این توصیف چنین بر می آید که امام عبدالقادرگیلانی رحمه الله فرد گوشه گیر و تنهای نبوده است که به کار کسی کار نداشته باشد و آنگونه که فکر می شود همیشه غرق در اذکار و اوراد و مصروف خود بوده باشد بلکه برای اداء فریضه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر نیزکمر بسته به خدمت دعوت الی الله بوده است.

توصیف سوم: بهره مندی بالای امام از ذوق و حالات معنوی در کنار برخورداری از قوت و نیروی جسمانی، این توصیف هم مارا به موضوع دیگری رهنمون می شود که بزرگان ما از جمله امام گیلانی رحمه الله –همان گونه که اسلام تاکید می ورزد- در میان امور معنوی و قوت جسمانی جمع می نمودند.

توصیف چهارم: مبارزه با هوای نفس و مهار اراده را به دست گرفتن.
این توصیف اساس تصوف اصیل اسلامی را به تصویر می کشد و امام را در این عرصه در مرحله ی بالای موفقیت قرار می دهد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در جای دیگری وقتی از امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله، سخن به میان می آید، ایشان را از (ایمه ی دین) برمی شمارد.
و ایشان ایمه ی دین را معادل اولیاء الهی می پندارد، (مجموعة الفتاوی:1/192) در نتیجه، امام گیلانی رحمه الله را ولی خدا می داند.

در این تعبیر شیخ الاسلام دقت نمایید، وی امام گیلانی رحمه الله را از ائمه دین می داند، این پیشوا دانستن پیامی بسیار ژرف و عمیق دارد و نشان می دهد که چقدر این بزرگواران نسبت به همدیگر گرایش داشته و قدر و منزلت شان را می دانند، همانگونه ضرب المثل مشهور عربی است که می گوید: »إنما يَعْرِفُ ذا الفضل من الناس ذَوُوه«.
و همچنین ایشان را در جمله ی (مشایخ اهل استقامت و پایداری) قرار می دهد.
و در جای دیگری از امام گیلانی رحمه الله چنین نام می برد:

«وقال الشيخ العارف أبو محمد عبدالقادر بن أبي صالح الكيلاني في كتاب [الغنية].له: أما معرفة الصانع بالآيات والدلالات على وجه الاختصار فهو أن يعرف ويتيقن أن الله واحد واحد . .« (مجموعه الفتاوی.38/18).

به این تعبیر امام ابن تیمیه رحمه الله دقت نمایید (شیخ عارف) و با چه احترام و توقیری از امام گیلانی رحمه الله یاد می کند. و در مورد دیگری می گوید: (الشيخ الإمام) الفتاوى(5/85)

و شاگرد شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، امام ابن قیم جوزی رحمه الله امام گیلانی رحمه الله را چنین توصیف می کند: (الشيخ العارف القدوة).

اگر در این جمله امام ابن قیم جوزی رحمه الله دقت نماییم به سه صفت عمده ی امام که عبارت از »شیخ«، »عارف« و قدوه باشد، اشاره می نماید:

از میان سه صفتی که به امام نسبت داده شده دو صفت در تعبیر شیخ الاسلام رحمه الله، نیز آمد، اما صفت سوم که »قدوه« باشد نکته ی جدیدی است و این هم نشان دهنده ی اوج ارادت شاگرد شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله نسبت به امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله می باشد.

نتیجه گیری بحث:
از آنچه گفته آمد به نتایج زیر می رسیم:
در شرایط کنونی امت اسلامی و وضعیت جامعه ی ما و مشکلات گوناگونی که داریم جنجال به پاکردن سر موضوعات جزیی و دامن زدن به اختلافات -مخصوصا از نوع غیر واقعی آن!- خلاف منطق و مصلحت امت اسلامی بویژه در عصر حاضر است.

حاصل کردن شناخت کامل و دقیق در مورد شخصیت های که به آن ها محبت ورزیده و به ایشان افتخار می نماییم؛ از جمله مسایل بسیار جدی و ضروری است که بدان اهمیت دهیم و از طرف دیگر قضاوت و ابراز نظر نمودن بدون آگاهی درست و یا مستند بر منابع اصلی و یا بر اساس شایعات و برداشت های مغرضانه ی برخی-ها، در مورد شخصیت های که با بعضی دیدگاههای شان ممکن موافق نباشیم، مخالف نظام اخلاقی اسلام به شمار می رود و همیشه باید قبل از به زبان آوردن هر سخنی این آیه ی کریمه را مد نظر داشته باشیم؛ الله متعال می فرماید: »مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيد«(ق/18) انسان هيچ سخني را بر زبان نمي راند مگر اين كه فرشته اي، مراقب و آماده (براي دريافت و نگارش) آن سخن است.

از گفتار نیکویی شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله و شاگرد ایشان، در باره ی امام عبدالقادر گیلانی رحمه الله به خوبی روشن شد که این بزرگواران چقدر منصفانه و دقیق در حق سلف امت ابراز نظر می نمایند.

همانگونه که در میان شخصیت های بزرگوار گذشته ی ما، روحیه ی گذشت، محبت و دوستی وجود داشته چه زیبا و دوست داشتنی است که در میان طرفداران و دوست داران آن شخصیت ها نیز همان فضا حاکم باشد. با امید این که با الگو قرار دادن این ستاره گان، چنین فضای بهشت گونه ای در میان جوامع اسلامی از جمله جامعه ی اسلامی ما ایجاد گردد. آمین. و ما ذالک علی الله بعزیز

نویسنده: عبدالباری قانت

صافی بنسټ خبرتیا Safi Foundation Ads Donation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
وسیع ویب
error: