اخلاق

بخل وتنگ چشمی

بخل و شح در لغت و در اصطلاح:

(1) بخل: بخل مقابل کرم و جود است، جرجانی بخل را چنین تعریف می کند: بخل عبارت است از امتناع کردن از دادن مال خویش.
ابن حجر می گوید: بخل یعنی امتناع از پرداختن چیزی که در اختیار انسان است.

(2) شح: شح در لغت به معنای بخل است که با حرص همراه باشد. در تعریف شح امام نووی می گوید: شح به معنای بخل ورزیدن در ادای حقوق و حرص کردن بر چیزی است که از او نیست.

فرق بین بخل و شح:

اهل علم در مورد بخل و شح با هم اختلاف کرده اند. ابن مسعود رضی الله عنه در مورد آنها گفته است: بخل آن است که شخصی در چیزی بخل ورزد که در دست دارد، و شح آن است که شخصی مال دیگران را بدون حق بخورد. ابن عمر -رضی الله عنهما- هم با ابن مسعود -رضی الله عنه- هم نظر است. شماری از اهل علم هر دو اصطلاح را یکی ومترادف میدانند.

گفته شده که بخل به معنای امتناع از واجب است و شح به معنای امتناع از مستحب. و آنان بر آنند که منع مستحب را بخل نمی توان پنداشت. ابن القیم می گوید: فرق بین بخل و شح در آن است که شح شدت حرص بر چیزی را گویند که در طلب آن تلاش فراوان صورت گیرد، و بخل آن است که بعد از حصول آن مال در پرداختن و دادنش خود داری شود.

بخل و شح در قرآن کریم:

(1) الله متعال فرموده است:« وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »[آل عمران: 180]. یعنی: و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مى‏ورزند هرگز تصور نكنند كه آن [بخل] براى آنان خوب است بلكه برايشان بد است به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‏اند روز قيامت طوق گردنشان مى‏شود ميراث آسمانها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است.

(2) همچنان فرموده است:« وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا»[النساء: 36-37]. یعنی: و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد، همان كسانى كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه را خداوند از فضل خويش بدانها ارزانى داشته پوشيده مى‏دارند و براى كافران عذابى خواركننده آماده كرده‏ايم.

(3) وفرموده است:« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[ الحديد: 24].یعنی: همانان كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل ورزيدن وامى‏دارند و هر كه روى گرداند قطعا خدا بى‏نياز ستوده است.

(4) وفرموده است: « وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»[ النساء: 128].یعنی: و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند كه سازش بهتر است و[لى] بخل [و بى‏گذشت بودن] در نفوس حضور [و غلبه] دارد و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه نماييد قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

(5) وفرموده است:« وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[الحشر: 9].یعنی: و هر كس از خست نفس خود مصون ماند ايشانند كه رستگارانند.

بخل وشح در سنت نبوی:

(1) از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:«اللهم إني أعوذ بك من الهمِّ والحزن، والعجز والكسل، والجبن والبخل، وغلبة الدين، وقهر الرجال».یعنی: خدایا! از پریشانی و اندوه به تو پناه می برم، از ناتوانی و تنبلی به تو پناه می جویم، از ترس و تنگ چشمی به تو پناه می گزینم، و از چیرگی وام و بالادستی مردان نیز از تو پناه می خواهم.

(2) از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که گفت: زمانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه وارد شد فرمود: ای بنی سلمه بادار و کلان شما کیست؟ گفتند: جد فرزند قیس، و ما او را شخص بخیل و تنگ چشمی یافته ایم، فرمود: چه بیماری ای واگیرتر از بخل و تنگ چشمی می تواند بود؟ بلکه بادار وکلان شما … عمرو بن جموح است. جابر گوید: عمرو بن جموح در زمان جاهلیت مهمان های شان را اکرام می کرد و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم ازدواج می کرد ولیمه می داد.

(3) و از جابر بن عبدالله روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:« از ستمگری بپرهیزید، زیرا که ستمگری تاریکیها را در روز قیامت در پی دارد، و از شح خود داری ورزید، زیرا که شح اقوام قبل از شما را هلاک کرده است، آنها را بر آن داشته که خونهای یکدیگر خویش را بریزند و با محارم خویش قطع رابطه کنند » .

آثار بخل وشح:

(1) محروم شدن از پاداشی که بر انفاق در راههای خیر مرتب می شود.
(2) بخل سبب ضعف ایمان می شود؛ زیرا که در این کار نسبت به الله متعال بد گمانی صورت می گیرد.
(3) مردم نسبت به او کراهیت پیدا می کنند، شخص بخیل در نزد قریب ترین افراد هم زشت و مکروه قرار می گیرد مانند همسر، فرزندان و اقرباء حتا تا جایی خواهد رسید که آنها تمنای مرگش را کنند.
(4) سبب محرومیت و تنگی در رزق می شود، چنانچه که انفاق سبب زیادت و فراخی رزق می شود.
(5) افتادن در گناه، به سبب اینکه بخیل چیزی را منع می کند که بر وی فرض است.
(6) محروم شدن بخیل از لذتهای مباح دنیا، زیرا بخیل خودش هم از این لذتها مستفید نمی گردد وخود را محروم نگهمیدارد.
(7) از ضررهای دنیوی ای که متوجه بخیلان می شود آن است که اموال ودارایی شان به سبب سرقت، غصب، حقد وکینه وغیره، در معرض نابودی قرار می گیرد.
(8) بخل سبب کشف و تبارز عیوب انسان برای مردم می شود.
(9) حرص بر این که مال خود را به تمام بازارها برساند تا مال زیادی جمع کند در حالی که بسیاری از بازارها در معرض خطر قرار می داشته باشد.
(10) بخل باعث چندین صفت زشت دیگر می شود که یکی صفت دیگری را تولید می کند مانند جهل، حسد، بد گمانی وغیره.
(11) بخل صفتی است که در شأن اهل اسلام نیست، بلکه بخل صفتی است که یهود بدان مشهور است.
(12) بخیل و شحیح در معرض حساب وکتاب سخت اخروی قرار می گیرند بخصوص که بخل شان تا جایی برسد که حقوق الله را اداء نکنند.
(13) بخل صفات انسانی را محو و صفات حیوانی را در انسان زنده و راسخ می سازد.
(14) بخل سبب به هم خوردن روابط در میان مردم می شود وصلح را در میان آنها نابود می سازد.

اشکال و انواع بخل و شح:

بخل و شح را اشکال و پدیده های متعددی است که مهمترین آنها عبارتند از:
(1) بخل در مال و دارایی ها، و آن به اقسام گوناگون منقسم است:
(الف) بخل انسان به مال خودش؛
(ب) بخل انسان به مال غیرش بر غیرش؛
(ج) بخل وی در حق خودش که با مال غیرش باشد. واین نوع بد ترین نوع بخل است.

(2) بخل نفس، این که کسی حاضر نشود که نفسش را در راه خدا تقدیم کند، این چنین کسی چونکه تعلق خاطرش به دنیا و حرصش بر آن زیاد می باشد و از مرگ ترس دارد بناء حاضر به جود و کرم نفس خویش نمی شود.

(3) بخل جاه وجلال: بعضی از مردم در جاه و جلال خود بخل میورزند واز مقام و جایگاه اجتماعی شان مردم محتاج را منتفع نمی سازند، هرگاه از وی بخواهی که شفاعت کند شفاعت نمی کند، اگر از وی طلب صلح کنی صلح نمی کند و به خاطر رفع نیاز محتاجان و نیازمندان تلاشی نمی ورزد.

(4) بخل علم: و آن بد ترین نوع بخل است، به گونه ای که عالم علم خود را از کسی که بدان محتاج است مخفی میدارد، نه از علمش دیگران را برخوردار می سازد، نه نصیحت می نماید و نه رهبری و رهنمایی می کند. الله متعال می فرماید:« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا »[النساء: 37] . یعنی: همان كسانى كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه را خداوند از فضل خويش بدانها ارزانى داشته پوشيده مى‏دارند و براى كافران عذابى خواركننده آماده كرده‏ايم.

عبدالله بن عباس -رضی الله عنهما- بر آن است که این آیت در حق اهل کتاب نازل شده است که کتمان علم می کردند، وعلماء را هم به کتمان وامیداشتند.

اسباب واقع شدن در بخل و شح:

(1) ضعف ایمان بخیل و بد گمانیش در حق او تعالی سبب می شود که انفاق برایش ثقیل و سنگین تمام شود و از اینکه خداوند برایش عوض می دهد غافل می گردد، و از ذهنش غایب می شود که این مال مال الله متعال است، و فراموش می کند زمانی که به دنیا آمده بود هیچ چیزی از این مال را در دست نداشت.

(2) ظلم سببی دیگر از اسباب بخل است که منتج به تعطیل حقوق دیگران می گردد.
(3) حب مال سبب به وجود آمدن این صفت زشت می گردد.
(4) گمان این که بخل نوعی از زیرکی ، تیز هوشی و تدبیر سنجی در امور دنیوی است.
(5) ترس از آینده و هراس از تنگدستی و نیازمندی ای که شیطان رجیم آن را به انسان وعده می دهد.
(6) ترس در مورد فرزندان؛ فرزندان اسباب ترس و بخل را در ذهن آدمی تولید می کنند.

(7) تربیت فامیلی، گاه شخصی در میان والدینی بخیل و یا جامعه ای بخیل تربیه می شود و این صفت از از کسانی می گیرد که در ماحولش قرار دارند و به مرور زمان برای او هم به یک صفت مبدل می شود.

(8) عدم احساس عقوبت اخروی که در انتظار بخیلان است.
(9) غفلت از پاداش هایی که بر انفاق و ادای حقوق واجب مرتب می شود.
(10) طول امیدواری و آرزو و حب مفرط زندگی.

وسائل کمک کننده بر ترک بخل و شح:

(1) باید بنده در حق الله متعال گمان نیک داشته باشد، و بداند که آن خدایی که او را به انفاق دستور داده برکت مالش را هم تضمین کرده است.

(2) کثرت صدقه، هرچند که آن کار بر کسی که بدین صفت متصف می باشد سنگین تمام شود، و بدین شکل بر صفت کرم و انفاق عادت پیدا می کند. ابن قیم می گوید: تنگدستی که صدقه ات را می گیرد او بیماری بخل را از تو دور می سازد، مانند حجام که خون هلاک کننده را از بدن بیرون می کند.

(3) شناخت اینکه ترس از فقر و تنگدستی وعده شیطانی است و وعده الله مغفرت گناهان و زیادت فضل و برکت است. الله متعال می فرماید:« الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»[البقرة: 268].

(4) پناه جستن از الله متعال از بیماری بخل، چنانچه که جوادترین خلق الله حضرت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می کرد و از بخل به او تعالی پناه می برد و می فرمود: « اللهمَّ إني أعوذ بك من البخل، وأعوذ بك من الجبن، وأعوذ بك أن أُردَّ إلى أرذل العمر». یعنی: خدایا! از بخل به تو پناه می برم، از بزدلی به تو پناه می برم، واز اینکه به ارذل العمر برسم نیز به تو پناه می برم.

(5) معالجه امید و آرزوی طولانی به وسیله زیادت در ذکر مرگ و با نگاه و تأمل در مرگ همسن و سالها.
(6) تأمل در حال بخیلانی که در جمع آوری مال و حرص بر آن خسته شدند و او آن مال را برایشان رها می نماید که میان هم تقسیم می کنند و ممکن که آن مال را در غیر طاعت پروردگار به کار گیرند و بر آنها وبال قرار گیرد.

(7) تأمل در آیات وارد شده در ذم بخل و آنچه که الله متعال برای متصفین به این صفت قبیح آماده کرده است.
(8) مشغول داشتن قلب به عبادت الله متعال تا آنکه به عبادت مال و حرص بر آن مشغول نگردد.
(9) دانستن این که آینده به دست الله متعال است، اگر بخواهد غنی ات می گرداند و اگر خواست تنگدستت می سازد، هرچند که حریص ترین مردم باشی.

(10) عدم ترس از آینده فرزندان، و یقین داشتن به این که کسی که آنها را خلق کرده رزق وروزی شان را با آنها خلق کرده است و هرگز آنها را ضایع نمی سازد، چقدر زیاد اند فرزندانی که از پدران خود مالی به ارث نبردند و حالت شان بهتر از کسانی است که از پدران خود اموال هنگفتی را به ارث بردند.

(11) معالجه قلب با کثرت تأمل در اخبار وارده در مذمت بخل و در مدح و ستایش سخاوت و کرم و در مورد وعید الهی در حق بخیلان.

(12) تأمل در احوال و اوضاع بخیلان و نفرت طبیعت انسان از آنها و بد بینی مردم نسبت به ایشان، و باقی ماندن یاد بد از آنها.

تألیف: داکتر عبدالصبور فخری

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: