اخلاق

اهميت صداقت وراستي در زندگی مسلمان

صداقت وراستي بمعناي حق گفتن، وتعامل ورفتار نمودن مطابق واقع وحقيقت ميباشد، نقيض دروغگوي ويا رفتار خلاف حقيقت.

صداقت وراستي از صفات انبياء عليهم السلام وبندگان نيكو كار وصالح است،نه تنها اینکه مسلمان تمام پیامبران الهی را صادق می پندارد بلکه خودش نیز با صداقت وراستي محبت و علاقه مندی دارد و در هر بخش زندگی صداقت را لازمی می پندارند چون در آن روز مصیبت ناک (قیامت) همین قلب پاک ، نیت سالم و صداقت به انسان فایده میرساند، (برای کامل بودن ایمان ) می خواهیم در این نوشته در مورد فایده های همه جانبه صداقت برای تکمیل ایمان روشنی بیندازیم.

اول: تشویق دين مبين اسلام به صداقت وراستي:

الله متعال در این مورد برای ما چنین رهنمایی می کند ومیفرماید: ” قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ “. (المائده/ 119).

ترجمه : الله متعال فرموده است : این روزی است که راستگویان را راستی گفتار شان سود دهد از آن آنهاست بهشت های که در آن نهر ها جاری است ، همواره در آن جاویدان خواهند بود، خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند و این کامیابی بزرگی است .

و نبی کریم (صلى الله عليه وسلم) میفرماید: : “عَليكُم باِلصدقِ فإنّه مَع البِر ، وهُما فِي الجنةِ ، وَ إِياكُم والكِذب فإنّه مَع الفُجور ، وهُما فِي النار ، وسَلُوا اللهَ اليقينَ والمُعافاةَ، ولا تحاسَدُوا ، وَلا تَباغَضُوا ، وَلاتَقاطَعُوا ، ولا تَدابَرُوا ، وكُونُوا عِبادَ اللهِ إِخْواناً، كَما أمركم الله ” ( رواه أحمد والبخاري وابن ماجه) .

ترجمه: شما راست بگویید، بدون شک که آن همراه با نیکی است و هر دوی اینها در جنت است واز دروغ خود داری کنید، بدون شک که آن همراه با بد بوئی است واین هر دو در آتش جهنم میباشد واز پروردگار بزرگ یقین و سلامتی بخواهید و با همدیگر حسد نورزید وبا همدیگر بغض نداشته باشید و قطع صله رحم نکنید (قطع رابطه نکنید) و همراه با بندگان الله چنان برادر شوید، چنانچه الله متعال به آن امر کرده است.
نبی کریم (صلی الله علیه وسلم ) در یک حدیث دیگر چنین میفرماید: :” وَ مَا يَزَالُ الرّجُلُ يَصْدُقُ وَ يَتَحَرّى الصّدْقَ حَتى يُكْتَبَ عِنْدَ اللّهِ صِدِّيْقاً” ( رواه الترمذي).

ترجمه: یک انسان تا آن زمان راست می گوید و در جستجوی حقیقت (راستی) میباشد تا آنکه نزد الله صادق نوشته گردد.

امام المبارکفوری (رحمة الله علیه ) میفرماید: که در این مورد امام النووی از یک نقل یاد آوری می کند و میفرماید: علماء در مورد این حدیث به این نظر هستند که این حدیث مبارک به جستجوی حقیقت و توجه خاص به آن دلالت دارد.

دوم: صداقت یکی از صفات حمیده انبیاء و رسولان عليهم الصلاة والسلام می باشد:

در این مورد الله متعال برای ما چنین میفرماید: وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا ” ( مریم /41) ترجمه: و ( ای محمد ! برای امت خود ) در این کتاب ابراهیم را یاد کن که او پیامبری راستگو بود .

امام الألوسی در مورد معنی این آیه مبارکه چنین میفرماید: یعنی ای محمد (صلی الله علیه وسلم )! تو برای اینها قصه ابراهیم را بیان کن، چون اینها بدون شک خود را به وی منسوب می کنند (خود را اولاده وی می پندارند) برای اینکه شاید با شنیدن قصه وی از تمام آن قبائح (بدیها) دست بردارند گشانده شده اند.

در تفسیر کشاف چنین آمده است: انسان راستگو به آن شخص گفته میشود، کسیکه خود و عادت خود را صادق ساخته باشد.

کلیمه صدیق کلیمه مبالغه است و مقصود آن این است که: این کلیمه برای شخص بسیار راستگو استفاده میشود و یا بر هر آن شخص استفاده میشود که غیبیات الله متعال و به قدرت و نشانه های بی مانند الله تعالی باور محکم می داشته باشد همین قسم به تمام کتابهای آسمانی پیامبران الهی باور محکم دارد، مانند: خود نبی کریم (صلی الله علیه وسلم ) که تمام پیامبران پیشین را صادق می شمردند در این مورد الله متعال برای ما چنین ارشاد می فرماید: : ” بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ” (الصافات/37) .

ترجمه : بلکه ، آن پیامبر حق را آورد و پیامبران پیشین را تصدیق کرد .
در این مورد روح المعانی از یک موضوع دلچسپ یاد آوری کرده است که ما در اینجا بطور خلاصه از آن یاد آوری می کنیم:

پیغمبر ما در کنار ویژه گی های بزرگ نه تنها این که صدای زیبا داشتند بلکه همیشه راست می گفتند و شخصیت مبارک شان تقاضای چنین شخصیت را می نمود چون این رسالت عظیم پیامبری بدون صداقت به دیگران رسیده نمی تواند به همین خاطر الله متعال برای اثبات صداقت پیامبر خود همیشه معجزات را فرستاده است و توسط ایشان آیات و نشانه های بی مثل و مانند خود را به مردم ظاهر ساخته است.
الله متعال از جمله پیامبران خوداز یک پیامبر معصوم خود یاد آوری می کند:” وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا”(مریم/56) .

ترجمه : و در این کتاب ادریس را یاد کن او پیامبر راست گفاری بود .
در مورد این مبارک امام أبوالسعود در تفسیر خویش چنین نوشته است: ” إنّه كان صِديقاً مُلازِماً لِلصدْقِ فيْ جميعِ أحوالِه” . یعنی وی (ادریس(علیه سلام ) ) چنان یک پیامبر صادق بود که همیشه در همه حالت متوجه راست گفتن می بود.

حالا به زندگی پیامبر بزرگوار خود بر می گردیم و هر گاهی که صفحه تاریخ این سیرت پیامبر بزرگوار خود را برگردانیم و در موردش فکر می کنیم؛ پس برای ما واضح میگردد که با خانم بزرگ خود حضرت بی بی خدیجه چقدر محبت داشتند و در میان شان به چه حد یک فضاء صداقت و اعتماد وجود داشت وقتی حضرت جبرئیل به چهره یک ملائک برای شان ظاهر می گردد و با کلیمه (اقراء) به وی امر خواندن را میکند در چنین حالی که وی برایش میگوید: من خواننده نیستم، این سلسله گفتگو میان هر دو جریان داشت تا اینکه برای اولین بار چند آیه مقدس آن کتاب مقدس یعنی قرآن کریم نازل میگردد قسمیکه الله متعال برای چنین ارشاد میفرماید: ” اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿1﴾خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿2﴾ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿3﴾ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿4﴾ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿5﴾ سورة العلق ” (العلق /1-5) .

و به این شکل رابطه این پیامبر با الله متعال آغاز میگردد بعد از آن پیامبر با حالت هراسان و پریشان در جستجوی یک شخص هوشیار و زیرک می گردد ولی تمام نشانه های هوشیاری و زیرکی را در خانم بزرگوار خود حضرت بی بی خدیجه در میابد پس به همین خاطر نزد کسی دیگر نمیرود بلکه مستقیمأ به خانه خود میرود و نزد همان خانم هوشیار خود میاید و از واقعه جدید برایش اطلاع میدهد و میگوید: من در چنین حالات بر خویش میترسم اما حضرت بی بی خدیجه برایش میگوید: نخیر هرگز چنین نیست به الله بزرگوار قسم یاد میکنم که هیچگاهی پروردگار متعال ترا رسواء نمی کند به الله متعال قسم که تو همیشه روابط خویشاوندی را مراعت نمودی و همیشه راست می گوئی به بینوایان همیشه کمک میکنی، در مهمان نوازی و در طرفداری حق همیشه تو پابند هستی .

” كلا أبشر فوالله لا يَخزيَك الله أبداً ، واللهِ إِنّك لَتصِلُ الرّحِم وتصدق الحديث وتَحْمِل الكَلَّ وتَكْسب المعدوم وتَقري الضيف وتُعين على نوائب الحق ” .

ترجمه : نخیر هرگز چنین نیست برایت مژده میدهم، قسم به الله تعالی که پروردگار بزرگ هیچگاهی ترا رسواء نمیکند و قسم به الله که تو در روابط خویشاوندی پابند هستی و همیشه راست میگوئی و به مستمندان کمک می کنی و به دیگران (به شکل صدقه) مال میدهی و به مهمان ها غذا میدهی و در واقعات حق کمک میکنی.

یاد آوری از سخنان فوق در صحیح مسلم که امام النووی(رحمة الله علیه) آن را شرح نموده در جلد ح _ صفحه 99_21 آمده است.

سوم: تأثیر صداقت و راستی در تقویت ایمان:

الله متعال در کتاب مقدس خویش چنین ارشاد میفرماید : ” مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿23﴾ لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿24﴾ سورة الأحزاب ” (الأحزاب 23_24) .

ترجمه : در ميان مؤمنان مرداني هستند كه با خدا راست بوده‌اند در پيماني كه با او بسته‌اند . برخي پيمان خود را بسر برده‌اند ( و شربت شهادت سركشيده‌اند ) و برخي نيز در انتظارند ( تا كي توفيق رفيق مي‌گردد و جان را به جان آفرين تسليم خواهند كرد ) .

آنان هيچ گونه تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده‌اند ( و كمترين انحراف و تزلزلي در كار خود پيدا نكرده‌اند ) . هدف اين است كه خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش بدهد ، و منافقان را هر گاه بخواهد عذاب كند ، و يا ( اگر توبه كنند ) ببخشد و توبه ايشان را بپذيرد . چرا كه خداوند آمرزگار و مهربان است .‏

امام بخاری در کتاب خویش صحیح البخاری از یک حدیث شریف یاد آوری نموده است که حضرت انس بن مالک چنین فرمودند: کاکایم در غزوه بدر حضرت انس بن نضر سهم گرفت، زمانیکه ظاهر گردید با بسیار اندوه با خود چنین گفت: من در اولین غزوه اسلام که خود نبی کریم (ص) در آن اشتراک کرده بود اما من اشتراک نکردم و اگر بعد از این الله متعال مرا تا جنگ دیگر اسلام زنده ماند، پس الله متعال مرا خواهد دید که من (با این مشرکین) چه میکنم تا آنکه چند مدت بعد جنگ تاریخی أحد بوقوع پیوست و در میدان جنگ هر دو لشکر با هم برابر گردید، حضرت انس بن خضر با بسیار عاجزی و خضوع دست دعا بطرف آسمان بلند میکند و میفرماید: ای پروردگار بزرگ من از تمام آن ( رفتار بد) که در این مشرکین همراه با آن به این میدان جنگ آمده اند بی حد از آن بیزارم و خواستار بخشش میباشم. پس حضرت أنس میفرماید:

((فوجدناه بین القتلی به بضع و ثمانون جراحة)) در غزوه أحد کاکای شیرینم را در چنان حالت دریافتم که هشتاد زخم بر بدنش داشت، این زخم ها چنین بودند که در آن ضربه شمشیر، زخم تیرها، (لیندو سره) از دور تیر ها را در جسم مبارک وی دریافتم تا آنکه از طرف قوای دشمن با بسیار بی دردی مُثله (بریدن بعضی از اعضاء وجود مانند بینی، لب ها، و دیگر اعضاء) گردید در میان شهداء زیاد جستجو گردید اما هیچ کس نمی شناخت وی راتا اینکه خواهرش یک انگشت وی را شناخت .

حضرت أنس فرمودند: سپس ما به یکدیگر می گفتیم که این آیات مبارک مثل ” مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ” که قبلا از آن یادآوری نمودیم در مورد ایشان نازل گریده است .

در یک حدیث دیگر نبی کریم ( صلی الله علیه وسلم) چنین برای ما می فرماید:” مَنْ سَأَلَ اللهَ الشَهَادَةَ بِصِدْقٍ بَلّغَهُ اللهُ مَنَازِلَ الشُّهَداءَ وَ إِنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ” ( رواه مسلم).

ترجمه : هر کس که با صداقت از الله متعال شهادت را طلب کند ، پس الله متعال هم برایش درجه شهادت را نصیب می کند، اگرچه در بستر خود هم بمیرد .

چهارم :اهميت صداقت در توبه بسوي الله متعال :

الله متعال در این مورد برای ما چنین رهنمائی نموده و می فرماید :” وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ” . ( سورة النور آیت3).

ترجمه : وشما همه به دربارالله توبه کنید،ای مومنان! تا باشد که رستگار شوید .
از حضرت عمران بن الحصن الخزانی روایت است ، که در منطقه جُهَینه ( بر اساس بعضی از روایات این زن غامدیه بود ) یک زن نزد نبی کریم ( صلی الله علیه وسلم) آمد ،در چنین حالت که از اثر زنا طفل در بطن داشت( حامله بود) پس گفت: ای رسول خدا بالای من حد واجب گردیده است، پس بالای من حد را جاری کن، نبی کریم ( صلی الله علیه وسلم) ولی اش را ( پدر، برادر یا بچه) خواست و برایش گفت : با این نیکی کنید؛ پس وقتیکه طفلش تولد گردید، پس وی را نزد من بیاورید، همین قسم کردند، پس بعد از آن نبی کریم (صلی الله علیه وسلم) لباس خود را محکم بست، سپس بالای وی حکم را جاری نمود و وی رجم گردید، بعد از آن نبی کریم ( صلی الله علیه وسلم) بالایش نماز جنازه خواند ، حضرت عمر برایش گفت :ای رسول خدا! تو بالایش حالا نماز می خوانی در حالیکه وی زنا نموده ؟

نبی کریم برایش گفت :” لَقَدْ تابَتْ تَوْبَةً لَوْ قُسِّمَتْ بَيْنَ سَبْعِيْنَ مَنْ أَهْلِ الْمَدِيْنَةِ لَوَسّعَتْهُمْ وَ هَلْ وَجَدْتَ أَفْضَلَ مِنْ أَنْ جَادَتْ بِنَفْسِها لِلهِ عَزّوَجَلّ”. بیدون شک وی چنان توبه نموده که اگر بالای 70 تن از اهل مدینه تقسیم گردد، باز هم اضافه خواهد شد و آیا بهتر از این شخصی خواهد بود، که خودش در مقابل الله متعال خود را ( از گناهان) پاک کرده باشد ؟ (رواه مسلم) .

در این مورد امام النووی می فرماید : علماء در این مورد می فرمایند(1): توبه نمودن از هر گناه فرض است ، اگر یک گناه در میان بنده و الله باشد و حق بنده در آن نباشد، پس سه شرط دارد :
یکی اینکه دیگر محبت توبه را از قلب خود بیرون کند و دوم اینکه : به کار خود پشیمان باشد ، شرط سوم این است که : با خود چنان اراده مستحکم نماید که دیگر هیچگاهی هم به این گناه باز نگردد .

هر گاه یکی از این سه شرط متحقق نگردد ، پس توبه وی صحیح نمی گردد و اگر این گناه در حق بنده انجام شده باشد، در آن صورت چهار شرط دارد :

سه شرط همان است که یادآوری گردید و شرط چهارم آنست که حق تلف شده دوبار به صاحب وی سپرده شود .

پنجم : صداقت در سپردن امانت :

الله متعال در این مورد برای ما مهربانی نموده می فرماید : “‏ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ” ( النساء/58) . ترجمه :بيگمان خداوند به شما ( مؤمنان ) دستور ميدهد كه امانتها را ( اعم از آنچه خدا شما را در آن امين شمرده ، و چه چيزهائي كه مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امين دانستهاند ) به صاحبان امانت برسانيد .

نبی کریم ( صلی الله علیه وسلم ) در این مورد برای ما چنین می فرماید: آن شخص ایمان ندارد، کسی که در سپردن امانت ( توجه ) ندارد و آن کس دین ندارد ، کسی که در عهد خود وفا ندارد . (( رواه أحمد )) .
شیخ سعدی در این مورد چنین می فرماید : أمانت به هر آنچه گفته می شود ، که برای کسی بطور امانت سپرده شده باشد و در حفاظت از آن مامور گردیده باشد .

الله متعال به بندگام خود در حفاظت از امانت و دوباره سپردن آن به صاحب وی امر کرده است ، البته بشکل کامل أداء کند نه ناتکمیل باشد و نه هم در سپردن آن تاخیر کند ، البته کلمه یک کلمه شامل می باشد ، مانند : اموال ، راز های پنهان و تمام آن کار های پنهان که بغیر از الله متعال کسی دیگر به آن آگاه نباشد .

ششم : صداقت در حیا:

از حضرت ابن عمر روایت شده است ، که نبی کریم یک بار از کنار یک مرد انصاری می گذشت ، که وی برادر خود را به حیاء توصیه می کرد ؛ پس نبی کریم برایش فرمود :”: دَعْهُ فَإنّ الحياءَ مِنَ الإيمانَ”. (متفق عليه) .

ترجمه : وی را بگذار و حیاء بخشی از ایمان است در یک حدیث دیگر می فرمایند :فاظ ن ال” حیاء بیدون نیکی چیزی دیگر نمی آورد ” ( متفق علیه) . و یا طبق روایت امام مسلم : حیاء تمامش خیر است ، در هر دوی این الفاظ راوی دارد، امان النووی می فرماید، علماء در این مورد چنین میفرمایند “حَقِيْقَةُ الحَياءِ خُلُقٌ يبْعَثُ على تركِ القَبِيْحِ وَيَمْنَعُ مِنَ التّقْصِيْرِ فِيْ حَقِّ ذِيْ الحَقِّ”. ( رياض الصالحين ص : 28) .

ترجمه :حقیقت حیاء عبارت از آن اخلاقی است ، که ترا مجبور به ترک گناه می کند و از کوتاهی در حق حقدار جلوگیری می کند .

هفتم : صداقت در نیکی با مردم:

الله متعال در این مورد مهربانی نموده می فرماید:‏” إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ” ( النحل / 90) . ‏ ‏

‏ترجمه : خداوند به دادگري ، و نيكوكاري ، و نيز بخشش به نزديكان دستور ميدهد ، و از ارتكاب گناهان بزرگ ( چون شرك و زنا ) ، و انجام كارهاي ناشايست ( ناسازگار با فطرت و عقل سليم ) ، و دستدرازي و ستمگري نهي ميكند . خداوند شما را اندرز ميدهد تا اين كه پند گيريد ( و با رعايت اصول سهگانه عدل و احسان و ايتاء ذيالقربي ، و مبارزه با انحرافات سهگانه فحشاء و منكر و بغي ، دنيائي آباد و آرام و خالي از هرگونه بدبختي و تباهي بسازيد ) .‏

نبی کریم ارشاد فرمودند : ” لا تَحْقِرَنّ مِنَ المَعْرُوْفِ شَيْئأً وَ لَوْ تَلْقَى أَخَاكَ بِوَجْهٍ طَلْقٍ”( رواه مسلم).
ترجمه : هیچ نیکی را کم مشمار ( هیچ بخش آنرا کم مشمار ) ولو که آن مقابل شدن با چهره باز با برادر ( مسلمان) ات باشد . شیخ محمد ناصر الدین الألبانی در مورد این حدیث که قبلا یادآور شدیم ، بسیار یک گفتار جالب دارند و میفرمایند : ” أيْ بِوْجْهٍ ضَاحِكٍ مُسْتَبْشِرٍ وَ ذَلِكَ لِمَا فِيْهِ مِنْ إِيْناسٍ الأِخِ وَ دَفْعِ الإِيْحَاشِ عَنْهُ وَ جَبْرِ خَاطِرِه ، وَ بِذلِكَ يَحْصُلُ التّآلُفُ بَيْنَ المُؤْمِنِيْنَ” .

(2) یعنی این که با برادر خود با چهره خندان و مژده دهنده ملاقات کنید و با این کار در قلب وی شعله محبت بوجود می آید و ترس از بین میرود و خوشی در قلب وی جا می گیرد و بالاخره در نتیجه این کار آن همدردی و احترامی که اسلام خواستار آن می باشد ، به ذات خود به میان می آید .

امام شافعی می فرماید : ” من با هیچ کسی ملاقات نکرده ام ، مگر اینکه در قلب من برای وی میگشت که کاش ! کامیابی نصیب وی گردد ، کمک همرایش گردد و الله نگهبانش باشد ” .

(3) نبی کریم (صلی الله علیه وسلم ) میفرماید:” لا تَحْقِرَنّ مِنَ المَعْرُوْفِ شَيْئأً وَ لَوْ تَلْقَى أَخَاكَ بِوَجْهٍ طَلْقٍ”( رواه مسلم).

ترجمه: به نیکی ها هیچگاهی به چشم کم نبین، اگرچه این مقابل شدن به جبین باز با برادرت باشد. خطابی در این مورد یک گفتار جالب دارند ((مردم را چنان از خود خوش بساز مانند اینکه محبت خود را در قلب دیگران دوست داری، تمام اولاد بنی آدم از جنس تو هستند، اینها هم مانند تو جان دارند و مانند تو احساس دارند.

هشتم: صداقت در خود داری از نفاق، دروغ و فریب:

الله متعال ارشاد میفرماید:” مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ”. (ق:18) .
ترجمه : این بنده هیچ سخنی نمی گوید مگر اینکه فرشته مقرب آن را می نویسد . امام ابن قیم میفرماید: : “وَ مَنْ صَدَقَ فِيْ جَمِيْعِ أُمُوْرِهِ صَنَعَ اللّهُ لَهُ فَوْقَ مَا يَصْنَعُ لِغَيْرِهِ ، وَ لِهذَا الصِدْقُ مَعْنىً يَلْتَئِمُ مِنْ صِحَةِ الإِخْلاصِ وَ صِدْقُ التّوَكُلِ ، فَأْصْدَقُ النّاسِ مَنْ صَحَّ إِخْلاصُهُ وَ تَوَكُّلُهُ “

ترجمه: اگر کسی در تمام امور صداقت را عادت خود بگرداند؛ پس الله متعال بالایش چنان نعمت های خود را ارزانی میفرماید که بسیاری از اشخاص از آن بی نصیب میباشند و از همین سبب کلیمه صدق با اخلاص و تؤکل پیوند دارد و از همه مردم صادقتر کسی است، کسیکه از نیت سالم و تؤکل راستین برخوردار باشد (4)_ نبی کریم (صلی الله علیه وسلم) میفرماید: “إِيَاكُمْ وَ الْكِذب ،فَإِنّ الكِذْبَ يَهْدِيْ إِلَى الْفُجُورِ ،وَ إِنَّ الفُجُوْرَ يَهْدِيْ إِلَى النّارِ ، وَإِنّ الرّجُلَ لَيَكْذِب حَتّى يكْتَبَ عِنْدَ اللّهِ كَذّاباً” ( رواه البخاري ) .
ترجمه: شما از دروغ خودداری کنید، چون دروغ انسان را بسوی فجور (بدی ها) میکشاند و بدی انسانرا بسوی آتش(شعله ور و سوزان) میکشاند و یک انسان تا آن وقت دروغ میگوید تا آنکه نزد الله بسیار راستگو نوشته میشود .

اما ابن قیم میفرماید: هر کسیکه در تمام امور زندگی از صداقت کار گیرد، پس الله متعال بالایش نعمت های خود را چنان ارزانی میفرماید و از همین سبب کلیمه صدق با اخلاص و تؤکل پیوند دارد و از همه مردم صادقتر کسی است کسیکه از نیت سالم و تؤکل راستین برخوردار باشد.

نهم: صداقت در شناخت دشمن:

الله متعال میفرماید: : “إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ” (فاطر_6) .

ترجمه : بي‌گمان اهريمن دشمن شما است ، پس شما هم او را دشمن بدانيد ( و از مكر و كيد او يك لحظه غافل نمانيد و از وسوسه‌هاي او پيروي نكنيد ) . او پيروان خود را فرا مي‌خواند تا از ساكنان آتش سوزان جهنّم شوند .‏

امام ابن کثیر در مورد این سوره چنین می فرماید : شیطان بطور آشکار با شما دشمنی می کند ؛پس شما هم به نظر دشمن سر خود به وی بنگرید و با وی مخالفت جدی نمایید و مواظب باشید که شما را مغرور و منحرف نسازد؛ پس شیطان را دروغگو بپندارید.

دهم: پاداش شخص راستگو:

در این مورد الله متعال چنین می فرماید : ” قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ” ( المائدة : 119 ).

ترجمه : ‏( در روز قيامت ) خداوند مي‌گويد : امروز روزي است كه تنها درستي كردار و درستي گفتار راستگويان ( در دنيا ، هم اينك در عقبي ) بديشان سود مي‌رساند . براي آنان باغهائي ( از بهشت ) است كه در زير درختان آن جويبارها روان است .

ايشان در آنجا جاودانه مي‌مانند . خداوند ( به سبب اعمال گذشته ايشان ) از آنان خوشنود ، و ايشان هم ( به سبب اجر و پاداش فراوان و بي‌پاياني كه دريافت داشته‌اند ) از خدا خوشنودند . اين است پيروزي بزرگ ( و نعمت سترگ ) .

امام القرطبی در این مورد میفرماید: ((یعنی راستگوئی اینها در زندگی دنیوی و در آخرت برایشان فواید زیادی میرساند و ممکن این کار به این سبب میباشد که اینها در رفتار خود با الله متعال صادق بودند و یا این به این خاطر بود که اینها بخاطر الله متعال و پیغمبر وی دروغ را ترک کردند، نبی کریم برای ما ارشاد فرمودند: ” عَلَيْكُمْ بِالصّدْقِ، فَإِنّ الصّدْقَ يَهْدِيْ إِلَى البِرَ، وَ إِنّ الْبِرّ يَهْدِيْ إِلَى الْجَنّةِ وَ مَا يَزَالُ الرّجُلُ يَصْدُقُ وَ يَتَحَرّىْ الصّدْقَ حَتّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللّهِ صِدِيْقَاً” .

ترجمه: راست گفتن بالای شما واجب است یقینأ صداقت بسوی نیکی رهنمائی رهنمائی میکند و نیکی بسوی جنت رهنمائی میکند و یک بنده تا آنوقت راست میگوید و در جستجوی راستی میباشد تا اینکه نزد الله متعال شخص بسیار راستگو نوشته شود.

لينك اصلي مقاله ترجمه شده
http://main.islammessage.com/newspage.aspx?id=12129

نويسنده: استاد فضل الله ممتاز

ترجمه : فريده شفق داعي

Tags

wasiweb Team

لیکوونکي : د وسیع ویب لیکوالي ټیم

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error:
Close
Close