سنت او بدعت

مسئوليت امت در برابر سنت

اشاره

در سنن کبری بیهقی، فوائد تمام و برخی کتابهای دیگر حدیث از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: « يَرِثُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ كُلِّ خَلَفٍ عُدُولُهُ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ وَانْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَتَحْرِيفَ الْغَالِينَ » السنن الكبرى للبيهقي (ج 10 / ص 209).
یعنی این علم و یا میراث نبوت را از هر بازماندگان افراد خوب وعادل آنها به ارث می برند که تاویلات ویا تفسیرهای مبنی بر جهل، برچسپ های باطل پرستان، وتحریف وتجاوزهای افراطیان را از آن دور می سازند.

كوتاهي هاى انجام شده در مورد سنت

از این پیشین گویی پیامبر صلی الله علیه وسلم این حقیقت بر ملا میگردد که علم ویا میراث نبوت که از آن میتوان به سنت تعبیر کرد توسط سه گروه مورد تاخت وتاز وتجاوز قرار می گیرد. وآن سه گروه عبارت اند از: (غالین ویا مردمان افراطی، مبطلین و یا کسانیکه اندیشه های باطل دارند، جهال ویا افراد نادان و بیسواد).
با تاسف فراوان باید گفت که این پیشین گویی پیامبر صلی الله علیه وسلم که خود نشانۀ ویا علامۀ از علایم نبوت است بعد از گذشت قرون مفضله تحقق یافته است، طوریکه دیده میشود در عصر حاضر علاوه بر مستشرقین که با استفاده از ابزار و وسایل دشمنان قبلی همیشه بخاطر هموار نمودن راه ورود ونفوذ قوت های استعماری در خط مقدم آنها حرکت می کنند – برعلاوۀ اینها – برخی از افراد و یا گروه ها، با وصف اینکه خود را بخشی از این امت، ویا منسوب به این امت میدانند، اما آگاهانه ویا نا آگاهانه در مورد دومین منبع شریعت اسلامی که همانا سنت نبوی ویا حدیث مطهر پیامبر صلی الله علیه وسلم است، مرتکب یک سلسله تقصیرات ویا اشتباهاتی میشوند که آثار وپیامد های آن خیلی ها تلخ وناگوار وهم چنان بس خطرناک می باشد. طوریکه دیده میشود برخی از ایشان در هنگام استدلال ویا استناد به سنت از تساهل وسهل انگاری کار گرفته، بدون تحقیق وتثبت، نه تنها به احادیث وروایات ضعیف بلکه به احادیث وروایات موضوعی استدلال ویا استناد می نمایند که از آن در حدیث نامبرده به عنوان (انتحال مبطلین) تعبیر شده است که صاحبان اندیشه و فکر باطل و فاسد تلاش می ورزند تا با استفاده وکار برد احادیث وروایات موضوعی امور ویا اشیائی را که باطبیعت سنت ومیراث نبوت سازگاری ندارد در متن دین وشریعت جابجا سازند.
برخی دیگر ایشان بادرک بسیار سطحی وفهم ناقص، و بدون در نظر داشت ضوابط فهم سنت در مورد نصوص صحیح وصریح آن تاویلات خیلی ها فاسد ونادرست، غیر علمی، وغیر واقعی ویا جاهلانه را طوریکه در حدیث قبلی گذشت، مرتکب شده ومی شوند.
وبرخی دیگر ایشان با استناد به علل ویا توجیهاتیکه از جال ویا تار عنکبوت هم ضعیف تر است، سنت ویا حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را متروک وغیر قابل عمل دانسته، سعی می ورزند تا به نحوی از انحاء خودرا از آن مستغنی وبی نیاز سازند.
در مورد این گروه سوم وعملکرد ایشان، طوریکه حدیث قبلی صدق میکند هم چنان در ابوداود وکتب دیگر حدیث از مقدام بن معدیکرب روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: « أَلاَ إِنِّى أُوتِيتُ الْكِتَابَ وَمِثْلَهُ مَعَهُ أَلاَ يُوشِكُ رَجُلٌ شَبْعَانُ عَلَى أَرِيكَتِهِ يَقُولُ عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَلاَلٍ فَأَحِلُّوهُ وَمَا وَجَدْتُمْ فِيهِ مِنْ حَرَامٍ فَحَرِّمُوهُ أَلاَ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ لَحْمُ الْحِمَارِ الأَهْلِىِّ وَلاَ كُلُّ ذِى نَابٍ مِنَ السَّبُعِ وَلاَ لُقَطَةُ مُعَاهِدٍ إِلاَّ أَنْ يَسْتَغْنِىَ عَنْهَا صَاحِبُهَا » سنن أبى داود – (ج 4 / ص 328).
شکی نیست که تمام این افراد ویا گروه ها با این عمل کردها ودیدگاه های نا آگاهانه، غیر عادلانه وغیر واقعبینانه، ویا خصمانۀ خویش در برابر سنت طوریکه گروه آخری مرتکب آن شده اند، سعی می نمایند تا با توجیهات وتاویلات غیر علمی وغیر منطقی، ویا با ارائۀ شکوک وشبهات که یک حرکت کاملا عمدی وپلان شده است، ارتباط وپیوند نا گسستنی مسلمانان را با منبع دوم اسلام وشریعت اسلامی که در بیشتر از 40 مورد قرآن کریم خداوند متعال مسلمانان را به اطاعت وپیروی از آن امر فرموده است، تضعیف ویا قطع نمایند.
اما طوریکه در حدیث ذکر شد افراد آگاه وعادل وحفاظ حدیث همیشه در کمین بوده وبا پی ریزی قواعد واصول روایت ودرایت سعی نموده اند تا توطئه های آنها را در نطفه خنثی سازدند، چنانچه دیده میشود ایشان هیچ حدیثی را بدون سند، وهیچ سند را بدون تحقیق وبررسی کامل نپذیرفته اند.
اینک بنده با توجه به اهمیت سنت که به اتفاق تمام افراد امت اسلامی منبع دوم دین مقدس اسلام، ودر عین حال مبین وشارح منبع اول به شمار میرود، وهم چنان با توجه به موقف وعمل کردهای منفی، ودر عین حال خطرناک برخی افراد ویا گروه های که خودرا به این امت منسوب میدانند، خواستم تا نکاتی را پیرامون مسئولیت های عمده واساسی امت در برابر سنت ارائه نمایم، تا بدینوسیله توانسته باشم از یک طرف برخی از مسئولیت های دینی وایمانی خودرا بتاسی از این ارشاد وفرمودۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم: « الدین النصیحة . . . » ایفا نموده، از طرف دیگر توانسته باشم تا مسلمانان با احساس، مخصوصا محصلین جوان را به برخی از مسئولیت هایشان در قبال سنت معطوف سازم.
شکی نیست که اگر امت اسلامی واقعا مسئولیت های بزرگ خودرا در قبال دین ومنبع اولی ودومی آن که همانا قرآن وسنت است درک نموده، ودر تمام شئون زندگی شان مطابق هدایات وفرامین آن دو عمل نمایند، به لطف ویاری خداوند قادر وتوانا میتوانند عزت ویا حیثیت ازدست رفته شان را دوباره بدست بیاورند.

مسئولیتها چهار گانه امت عبارت اند از:

1 – تمحیص وتثبت در مورد سنت.
2 – فهم درست سنت.
3 – التزام وعمل به سنت.
4 – نشر وتبلیغ سنت.

الف: معنای لغوی سنت:

در مورد معنا ومفهوم لغوی سنت باید گفت که واژه ویا اصطلاح (سنت) در قرآن وسنت، وهم چنان در لغت وزبان عربی معنای راه وروش، طریقه وشیوه را – خوب باشد آن طریقه یا بد – افاده میکند. وجمع آن سُنَن است ( 6: 13775) .
چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « فهل ینظرون إلا سنت الأولین » ( 1: فاطر: 43).
یعنی آیا آنان طریقه وشیوۀ پیشینیان را انتظار دارند؟.
هم چنان پیامبر صلی الله علیه وسلم در یک حدیث ارشاد فرموده است: « مَنْ سَنَّ فِى الإِسْلاَمِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَىْءٌ، وَمَنْ سَنَّ فِى الإِسْلاَمِ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَىْءٌ » (9: 392).
یعنی کسیکه در اسلام طریقه وروش خوبی را اختیار نماید، پس یقینا میرسد برایش اجر وپاداشت آن عمل ونیز اجر وپادشت کسانیکه بعد از وی به آن طریقه وروش عمل نموده اند، بدون اینکه از ثواب ویا اجر ایشان چیزی کاسته شود، وبرعکس کسیکه در اسلام طریقه وروش بدی را ایجاد ویا اختیار نماید پس می رسد بروی گناه آن طریقه، ونیز گناه کسانیکه بعد ازوی بر آن طریقه عمل نموده اند، بدون اینکه از گناه ایشان چیزی کاسته شود.
در حدیث دیگری پیامبر صلی الله علیه وسلم امت وپیروانش را از تقلید وپیروی نمودن روش دیگران (یهود ونصاری) منع نموده، فرموده است: « لتتبعن سنن من کان قبلکم » ( 4: 1535).
یعنی شما (متاسفانه) حتما از روش وطریقۀ کسانیکه قبل از شما بودند (یهود ونصارا) وپیروی می کنید!!.

معنای اصطلاحی سنت:

با توجه به اصطلاحات ویا بینش های نسبتا متفاوت علمای حدیث، فقه واصول فقه، واژه ویا کلمۀ (سنت) نزد هریکی از ایشان کار بردهای متفاوتی داشته است.
چنانچه در اصطلاح علمای حدیث ویا محدثین سنت مرادف حدیث بوده وهر آنچه را که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت کرده شود اعم از: اقوال، افعال، تقریر ویا تایید پیامبر صلی الله علیه وسلم، وهم چنان صفات خُلقی ویا خِلقی پیامبر صلی الله علیه وسلم را که از آن به عنوان شمائل نیز تعبیر می گردد، سنت گفته میشود.
اما در اصطلاح فقهاء سنت مانند واجب ویا مندوب نام حکمی از احکام شرعی است که افراد مکلف را به فعل وانجام دادن آن ترغیب داده میشود، طوریکه در صورت انجام دادن آن فاعلش مستحق اجر وثواب گردیده اما تارک آن مستحق عقوبت نمیگردد.
ودر اصطلاح علمای اصول فقه سنت دلیلی از دلایل احکام به شمار رفته وبه هر قول، فعل ویا تقریریکه از پیامبر صلی الله علیه وسلم به غرض تشریع صادر شده باشد، اطلاق می گردد.
اما علمای سلف ونیز برخی از فقهاء سنت را مقابل بدعت استعمال نموده اند. وبه همین اساس افراد ویا گروه های را که از سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم، روش وطریقۀ صحابه، تابعین وتبع تابعین پیروی نمایند مطابق با اصطلاح ایشان از جملۀ (اهل سنت) ویا پیروان سنت محسوب گردیده، وکسانیکه بر خلاف نقش قدم ایشان رفتار نمایند، از جملۀ (اهل بدعت) محسوب می گردند ( 7: 161).
وکتابهای را که برخی از علمای سلف، مانند: امام احمد بن حنبل وپسرش عبد الله، ابن ابی عاصم، ابو بکر خلال، ابوبکر مروزی وغیره زیر عنوان (السنة) ویا علمای دیگر زیر عناوین: (اصول السنة) ویا (اعتقاد أهل السنة) تالیف نموده اند، به همان سنتیکه مقابل بدعت آمده است تعلق میگیرد.
اما منظور ما از کلمه ویا واژۀ سنت در اینجا همانا معنای اولی آن است که با حدیث شریف مرادف می باشد.
اکنون بعد از معرفی نمودن معنای لغوی واصطلاحی سنت به موضوع اصلی سمینار که عبارت از مسئولیت های امت در برابر سنت است، می پردازم.

مسئولیتهای امت در برابر سنت

شکی نیست که با توجه به تاکیدات وتوصیه های مکرر ومتعدد خداوند متعال در مورد اطاعت وپیروی از پیامبرش، ونیز با توجه به عملکردها ویا بینش های منفی یکتعداد مردم در برابر سنت طوریکه در پیشگفتار از آنها تذکر به عمل آمد، مسئولیت های امت در برابر سنت خیلی ها زیاد است، اما اگر خواسته باشیم موضوع را فشرده تر دنبال نماییم پس مسئولیت های عمده واساسی امت را در برابر سنت، در چهار نقطه میتوانیم خلاصه کنیم.
(1)

تفحص وتثبت، ویا دقت در برابر سنت

مسئولیت اول امت در برابر سنت همانا تفحص وتثبت است ؛ زیرا این یک امر مسلم وحقیقت انکار نا پذیر است که هر سخن ویا حدیثی را که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت کرده شده ویا میشود لازم نیست که از صحت کاملا برخوردار باشد ؛ زیرا ما در ما در برخی کتب، مخصوصا کتابهای موعظه ورقائق وکتب تفاسیری که توسط اشخاص غیر وارد بر احادیث وروایات تالیف گردیده، نه تنها روایات ضعیف بلکه موضوعی وبی اساس را نیز به کثرت سراغ داریم، روایاتیکه هیچکس نمیتواند از موضوع وبی اساس بودن آنها انکار نماید، بلکه یکی از انگیزه های وضع در حدیث همانا گنجانیدن عقاید وبینش های نادرست در مابین مسلمانان بوده است، چنانچه دیده میشود در مورد فلسفۀ أفرینش پروردگار، زنادقه ویا مبطلین – طوریکه در پیشگفتار به آنها اشاره گردید – این حدیث را وضع نموده اند « إن الله عزوجل خلق الفرس فأجراها فبرقت [ فعرقت ] ثم خلق نفسه منها “.
امام ابن جوزی بعد از اینکه این حدیث را در کتاب موضوعات خود ذکر نموده به تعقیب آن گفته است: « هذا حديث لا يشك في وضعه، وما وضع مثل هذا مسلم، وإنه لمن أرك الموضوعات وأدبرها، إذ هو مستحيل لان الخالق لا يخلق نفسه ». الموضوعات لابن الجوزي – (ج 1 / ص 105).
گروه دیگر از ایشان که اهل حلول واتحاد اند بخاطر تائید عقیدۀ باطل خویش، حدیث: « القلب بيت الرب » را وضع نموده اند حدیثی که زرکشی، سخاوی، سیوطی در مورد آن گفته اند: « لا أصل له » كشف الخفاء – (ج 2 / ص 99).
وسخاوی این سخن را نیز علاوه نموده که قلب خانه ویا جای ایمان، معرفت ومحبت خداوند است.
هم چنان اهل حلول واتحاد حدیث دیگری را مشابه به حدیث قبلی وضع نموده اند که دران آمده است: قال الله تعالى : (ما وسعني سمائي ولا أرضي، ولكن وسعني قلب عبدي المؤمن).
نقاد حدیث در مورد آن گفته اند: (هذا حديث باطلٌ، وهو من وضع الملاحدة) .
هم چنان حدیث موضوعی دیگری را نیز سراغ داریم که برخلاف عقیدۀ توحید ویکتا پرستی، عقیدۀ که پیامبر صلی الله علیه وسلم در طول سیزده سال بعثت خود در مکه مکرمه، مردم را بطرف آن فراخواند، برخلاف آن می بینیم که واضعین حدیث بخاطر مکدر ساختن عقیدۀ توحید مردم را به تعظیم ونیایش سنگ که یک مخلوق بی جان است، دعوت داده میگوید: « لو أحسن أحدكم ظنه بحجر لنفعه الله ».
واین در حالی است که عمر رضی الله عنه در مورد سردار سنگها که سنگ حجر الاسود است فرمود: إنی لأعلم أنک حجر، ولولا أنی رأیت رسول الله علیه وسلم قبلک لما قبلتک.
لذا امام سخاوی در مورد حدیث قبلی گفته است: لا أصل له.
وعلامه ابن تيمية گفته است: كذب موضوع، المصنوع في معرفة الحديث الموضوع – (ج 1 / ص 147).
پس با توجه به موجودیت احادیث ضعیف وروایات موضوعی ضروری است تا در مورد سنت از تحقیق وتدقیق، تفحص وتثبت کار گرفته شود تا حدیثی را که از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت نشده، به آن جناب نسبت کرده نشود.
اما قبل از بیان نوعیت ویا چگونگی مسئولیت ما در این راستا باید گفت که علمای دین، مخصوصا امامان برجستۀ حدیث مانند امام علی بن مدینی، یحیی بن معین، یحیی بن سعید قطان، احمد بن حنبل، امام بخاری ومسلم . . . همزمان با ظهور علایم وضع وبروز وضاعین با تحقیق وتثبت در مورد اسناد حدیث، علم اصول حدیث ویا مصطلح الحدیث را پایه گذاری نمودند که با استفاده از قواعد واصول آن، میتوان حدیث مقبول را از مردود تفکیک نمود.
علم مصطلح الحدیث که در اساس بخاطر تمحیص وتفکیک حدیث ثابت از غیر ثابت، ویا شناخت حدیث مقبول از مردود وضع شده است، فشردۀ علوم متعددی است که در رأس آنها علم علل حدیث وعلم جرح وتعدیل قرار دارد.
واقعا کسیکه با علم مصطلح الحدیث وکتب تالیف شده پیرامون آن آشنایی داشته باشد، بخوبی میتواند این حقیقت را درک کند که علمای مصطلح در راستای تفکیک حدیث مقبول از مردود تا کدام سرحد کاوشها وتلاشهای وسیع وخستگی ناپذیر را به خرچ دادند؟ چنانچه ایشان بعد از بروز حوادث وظهور فتنه های مختلف که سبب روی کار آمدن فرق مختلف سیاسی وغیر سیاسی شد وبالآخره ظهور همین فرق مختلف طبق فرمودۀ امام ابن سیرین علماء را به این وادار ساخت تا بدون سند هیچ حدیث وروایتی را نپذیرند .
چنانچه نقاد ویا علمای برجستۀ حدیث در پهلوی نقد وبررسی متن حدیث، تمام حالات وکوائف زندگی راویان حدیث را از ولادت تا وفات بطور علمی ودقیق ارزیابی نموده، بدون در نظر داشت روابط فردی ویا اجتماعی مراتب ایشان را از لحاظ جرح وتعدیل روشن ساختند .
بار دیگر زمانیکه سنت وبعبارت دیگر احادیث وروایات پیامبر صلی الله علیه وسلم در کتب ومعارف مختلف بکثرت ثبت ودرج گردید، واکثریت مؤلفین با عدم بیان نمودن مراجع ومنابع آن احادیث، ونیز عدم تعیین مرتبه ودرجۀ آنها از لحاظ قبول ورد به وجیبۀ تمحیص وتثبت خود عمل نکردند، اینجا هم علمای حدیث  خودرا مکلف دیدند تا مسئولیت ووجیبۀ خویش را در این راستا بوسیلۀ تخریج نمودن احادیث ذکر شده در آن کتابها، وبیان نمودن درجه ومرتبۀ آنها از لحاظ قبولیت وعدم قبولیت ادا نمایند، تا کسانیکه از علم ودانش کامل در مورد احادیث ذکر شده در آن کتب برخوردار نیستند، با استفاده از کتب تخریج از حقیقت آن احادیث آگاه شوند. وواقعیت هم همین طور شد که بر اساس عامل وانگیزۀ فوق علم ویا فن تخریج بوجود آمد، وکتب زیادی در قرون مختلف زیر عنوان کتب تخریج تالیف وطبع گردید.
این بود گوشه ویا پارۀ اندکی از تلاشهای علمای سلف پیرامون تمحیص ویا تثبت در مورد سنت، ودر ضمیمۀ این بحث میتوان عناوین کتب تالیف شده پیرامون علم اصول حدیث ویا مصطلح الحدیث، وکتب تالیف شده در تخریج احادیث، وکتب تالیف شده در جرح وتعدیل را به عنوان بحث تکمیلی خدمت خوانندگان قرار داد.

اما مسئولیت مسلمانان، مخصوصا علمای امت در عصر حاضر چیست؟

مسئولیت عمدۀ علمای امت در عصر حاضر که عصر علم وتکنالوژی است در این راستا این است که به سطح جهان وبا اشتراک وهمکاری کشورهای مطرح اسلامی یک مؤسسه ویا نهاد متخصص علمی را به همکاری مستقیم واشتراک تمام حکومتهای اسلامی تاسیس نمایند، ودر ان با گماشتن افراد متخصص در حدیث وعلوم آن، تمام متون سنت را از کتب ودواوین حدیث اعم از مطبوع ویا مخطوط ونسخه های قلمی ذخیره وجمع آوری نمایند، وبعد از پایان یافتن مرحلۀ ذخیره وجمع آوری، متون واسانید آن را بررسی دقیق وکامل نموده، تمام احادیث را در دو بخش بزرگ زیر عناوین: احادیث مقبول وپذیرفته شده، واحادیث ضعیف ویا مردود چاپ وتکثیر نمایند.
واین کار در عصر حاضر که برخی از کشورهای اسلامی از امکانات نسبتا خوب مالی وتخنیکی برخوردار هستند، دشوار به نظر نمیرسد طوریکه برخی کشورها عملا در سطح خود گامهای مقدماتی را در این راستا برداشتند، واین گامها میتواند در این راستا حیثیت خشت اول را داشته باشد، اما به سطح جهانی با تاسف در این راستا کار عملی صورت نگرفته است.

مسئولیت دوم، حسن فهم، و یا درک سالم از سنت
بعد از انجام دادن مسئولیت، ویا ادای وجیبۀ اول که همانا تمحیص وتصفیۀ سنت از روایات ضعیف وموضوعی بود، مسئولیت دیگری که در جای خود نیز از اهمیت فوق العادۀ برخوردار بوده وعائد حال ما مسلمانان می گردد، همانا فهم درست وبرداشت سالم از سنت می باشد.
در این شکی نیست یگانه کسانیکه توانایی وظرفیت، ویا استعداد انجام دادن این وجیبه را به نحو احسن وبهتر دارند، همانا علمای متبحر وربانی این امت می باشند، که از آنها در حدیث قبلی – یحمل هذا العلم من خلف عدوله – به نام عُدول یعنی افراد خوب وشایسته تعبیر صورت گرفته، وایشان را حاملین واقعی میراث نبوت که همانا علم مستنبط از قرآن وحدیث است، نه تنها معرفی کرده شده بلکه این وظیفۀ بس مهم وخطر ناک را بدوش آنها گذاشته شده است.
واهمیت این مسئولیت در این است که تنها حاملین واقعی میراث نبوت، در نتیجۀ درک سالم خویش از سنت توانایی این را دارند تا تحریف افراط گرایان، ادعای نادرست یاوه گویان ویاوه سرایان، وتاویل نادانان را دور نمایند.
اکنون قبل از اینکه مسئولیت امت را در این راستا بازگو نمائیم بهتر است تا از برخی کوشش های علمای سلف در این مورد یاد آور شویم.
علمای سلف بخاطر درک وفهم درست سنت، علوم ومعارف مخصوصی را در حاشیۀ علوم حدیث ایجاد نمودند که با استفاده از آن علوم ومعارف میتوان معنای صحیح سنت واحادیث را درک کرد، وآن علوم و معارف عبارت اند از:
•    علم غریب الحدیث.
•    علم مختلف الحدیث.
•    علم ناسخ ومنسوخ الحدیث.
•    علم اسباب ورود حدیث.

معرفی مختصر علم غریب الحدیث:

علم غریب الحدیث:

علمی است که الفاظ وکلمات مشکل ویا غامض موجود در سنت را توضیح وتشریح می نماید. واین علم در راستای فهم ودرک درست سنت حیثیت خشت اولی را دارد، چنانچه از امام احمد بن حنبل (رح) در مورد یکی از الفاظ ویا کلمات غریب سوال کرده شد، او در جواب گفت: توضیح این کلمه را از علمای غریب الحدیث استفسار نمائید ؛ زیرا من برای خودم این اجازه را نمیدهم تا در مورد سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم به اساس حدس ویا گمان حرف بزنم.
کتب تالیف شده در تفسیر وتوضیح غریب الحدیث خیلی ها زیاد می باشد که مشهور ترین آنها کتاب: ( النهایة فی غریب الحدیث) است که توسط علامه ابن اثیر جزری متوفی 606 هـ تالیف گردیده است.
معرفی مختصر علم مختلف الحدیث:
علم مختلف الحدیث، یکی از علوم ومعارف متعلق به علوم حدیث است که توسط آن تعارض وعدم هم آهنگی احادیثی را که در ظاهر با یک دیگر متعارض باشند مرفوع ساخته، توافق وهم خوانی را در مابین آنها قائم وبرقرار میدارد.
هم چنان اگر انسان در فهم ودرک معانی برخی احادیث وروایات، با مشکلی مواجه گردد، با استفاده ورجوع بطرف این علم میتواند مشکل موجود را مرفوع ساخته، معنا ومفهوم آنها را به نحو خوب درک نماید، وبه همین اساس این علم را به نام (مشکل الحدیث ویا مشکل الآثار) نیز شناخته شده است. واین علم هم مانند علم غریب الحدیث در حسن فهم سنت نقش بس مؤثری را ایفا می کند.
ودر اینجا از کتابهای معتبر ومشهور این علم، میتوان از دو کتاب ومنبع بسیار مهم ومشهور آن، که یکی ( تأویل مختلف الحدیث) نام دارد، که توسط امام ابن قتیبه متوفی 276هـ تالیف گردیده است، وکتاب دومی که (شرح مشکل الآثار) نام دارد و توسط امام ابوجعفر طحاوی متوفی 321هـ تالیف گردیده است، نام برد.

معرفی مختصر علم ناسخ ومنسوخ الحدیث:
نسخ در حدیث عبارت است از ازاله ویا ازبین بردن حکم یک حدیث با ورود حدیث دیگر متاخر از آن.
وشناخت ناسخ ومنسوخ در حدیث نبوی در فهم ودرک حدیث واحکام آن نقش بس مهمی را ایفا می نماید، چنانچه از علی بن ابی طالب (رض) روایت شده که روزی وی از نزد یک شخص واعظ گذشت، و گفت: آیا تو ناسخ را از منسوخ تفکیک کرده میتوانی؟ واعظ گفت: نخیر. علی (رض) فرمود: هلاک شدی ودیگران را نیز هلاک نمودی!.
با توجه به اهمیت ناسخ ومنسوخ در فهم سنت برخی از علمای حدیث کتابهای را در این مورد تالیف نموده اند که از مشهور ترین آنها کتاب ( الاعتبار فی الناسخ والمنسوخ من الآثار) است که توسط امام حازمی متوفی سال (584هـ) تالیف شده است.

معرفی مختصر علم اسباب ورود حدیث:

منظور از علم اسباب ورود حدیث، ورود احادیثی است که بیانگر ویا بازگو کنندۀ جریان، ویا انگیزۀ وقوع احادیث می باشد.
جایگاه این علم در چوکات علوم حدیث، مانند جایگاه علم اسباب نزول قرآن در تفسیرقرآن کریم است، طوریکه دانستن اسباب نزول آیات قرآن، در فهم ودرک حقایق ومعارف قرآنی نقش وتاثیر بس عمدۀ دارد، همچنان دانستن ویا دسترسی به اسباب ورود حدیث در فهم سنت ومسایل نهفته دران نقش بس بسزای دارد ؛ زیرا فهم ودرک سبب مستلزم فهم ودرک مسبب میگردد.
با توجه به اهمیت این علم در فهم حدیث، علمای حدیث مانند بخشهای قبلی در این بخش هم از خود کتب وتالیفاتی را به طور یادگار بجا گذاشته اند که مشهور ترین آنها کتاب: ( البیان والتعریف فی اسباب ورود الحدیث الشریف) است که توسط ابن حمزۀ دمشقی متوفی سال ( 1120هـ) هـ تالیف گریده است.
این بود برخی از مساعی علمای سابق وگذشته در فهم درست سنت
اما وجیبۀ امت در عصر حاضر در این راستا چیست؟
به نظر برخی از علمای معاصر ونیز به نظر بنده وجیبه ومسئولیت علمای امت در ارتباط فهم ودرک صحیح سنت در عصر حاضر این است که در ادامه، ویا در نتیجۀ عمل بزرگ قبلی که همانا جمع آوری متون صحیح سنت ویا به عبارت دیگر تهیۀ (موسوعۀ متون صحیحه) بود، مجموعۀ دیگری را توسط متخصصین حدیث وفقه زیر عنوان (موسوعۀ فقه سنت)  در چوکات یک نهاد جهانی تهیه وتالیف نمایند.
بعبارت دیگر همان نهاد ویا مؤسسۀ جهانی که نقد وبررسی متون حدیث را به عهده میگیرد، تهیۀ یک (موسوعۀ فقه الحدیث) را نیز باید بعهده بگیرد تا یکجا این هردو پروژۀ علمی به دست رس مردم قرار گیرد.
اما بخاطر برآورده شدن این هدف بزرگ ویا موفقیت وپیروزی این پروژه رعایت نمودن نکات ذیل ضروری می باشد.
1 – در قدم اول البته بعد از تاسیس یک نهاد جهانی که وابسته به تمام کشورهای اسلامی باشد، باید تمام امکانات بشری ومادی این پروژه آماده ومهیا گردد.
2 – بعد از مهیا شدن تمام امکانات مادی وبشری آن باید از تمام اندوخته ها ویا ذخیرۀ علمی بزرگ گذشتگان ویا علمای سلف، اعم از مطبوع ویا مخطوط باید استفاده صورت گیرد.
3 – در قدم سوم باید از حقایق علمی عصر حاضر که در تفسیر جنبه های علمی سنت تاثیر مهمی دارد، استفادۀ اعظمی صورت گیرد.
4 – با توجه به اینکه هدف از راه اندازی این پروژه نزدیک ساختن سنت صحیح به اذهان مردم است ؛ لذا در تهیۀ این پروژه باید از زبان وادبیات وشیوه های مؤثر روز استفاده صورت گیرد.
چنانچه شیخ یوسف قرضاوی در این مورد میگوید: « إن السنة في حاجة إلى شروح جديدة تجلي الحقائق، وتوضح الغوامض، وتصحح المفاهيم، وترد على الشبهات والأباطيل ؛ مكتوبة بلسان الناس ومنطقهم في هذا العصر لنبين لهم » المدخل لدراسة السنة النبوية، يوسف القرضاوي، ص 210 ..
یعنی سنت به شرح وتوضیح جدید نیاز دارد، شرحیکه حقایق را روشن سازد غوامض ومعضلات را واضح سازد، مفاهیم را تصحیح نماید، بر تمام شبهات وانتقادات پاسخ معقول ارائه نماید، ودر پهلوی تمام نکات فوق باید با زبان مردم وزبان روز باشد تامردم بهتر وخوبتر درک کرده بتوانند.

سوم، ضرورت التزام به سنت، وعمل نمودن بر حکام آن

بعد از دقت وتفحص در سنت وفهم درست آن، مسئولیت مهم دیگری متوجه ما میگردد، وآن عبارت است از التزام، ویا تطبیق نمودن سنت.
منظور از التزام ویا لازم گردانیدن سنت همانا وجوب رجوع بطرف سنت وعمل نمودن بر احکام مستنبطه از آن است، طوریکه سنت اگر وجوب یک حکم را افاده کند پس ما باید عمل نمودن بر آن حکم را برخود واجب بدانیم، واگر سنت افادۀ استحباب ویا مستحب بودن یک حکم را کند پس ما باید عمل نمودن بر آن را نیز مستحب بدانیم، واگر سنت افادۀ حرمت ویا حرام بودن یک شی را نماید، پس ما از آن به صورت قطعی اجتناب وخود داری نماییم، واگر سنت افادۀ کراهت یک امر را نماید پس ما اجتناب نمودن از آن را بهتر بدانیم، واگر سنت مباح بودن یک امر را افاده کند پس ما باید خود را در فعل وترک آن مخیر بدانیم.
موضوع ویا قضیۀ التزام بر سنت از جملۀ موضوعاتی است که در آیات متعدد قرآن کریم وهم چنان در سنت واحادیث نبوی بر آن تاکید صورت گرفته است، بلکه اگر چنین ادعا نماییم که این مساله از جملۀ مسایل ضروری دین به شمار میرود، هرگز مبالغه نخواهد بود.
بطور مثال از جملۀ آیاتیکه بر این موضوع تاکید دارد، آیه های: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ » [النساء/59]، « وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » [آل عمران/132] است، که در هردو آیت خداوند متعال مسلمانان را بر اطاعت از پیامبرش که همانا التزام بر سنت را افاده می کند، امر فرموده ودر آیت دومی اطاعت وپیروی از سنت پیامبر را سبب نزول رحمت الهی قرار داده شده است.
علاوه بر این امر صریح، قرآن کریم در جای دیگری از مخالفت پیامبر بر حذر داشته فرموده است: « فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ». [النور/63]. (آنان که با فرمان او مخالفت می کنند، باید از این بترسند که بلایی در برابر عصیانی که می ورزند گریبانگیر شان گردد، یا اینکه عذاب دردناکی دچار شان شود).
ودر آیۀ دیگری خداوند متعال با یاد کردن سوگند ویا قسم صفت ایمان را از کسانیکه سنت پیامبر را برخود حاکم نمیگردانند، ویا حکم سنت را نپذیرفته در برابر آن تسلیم نمیشوند نفی نموده، فرموده است: « فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا » [النساء/65]. ( به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن به شمار نمی آیند تا تورا در اختلافات ودر گیریهای خود به داوری وقضاوت نطلبند وسپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته وقضاوت تورا کاملا تسلیم نمایند).
علاوه بر تاکیدات موجود در آیات فوق، پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز التزام وپیروی از سنتش را راه رسیدن به جنت قرار داده فرموده است: « کل أمتی یدخلون الجنة إلا من أبی. قیل: ومن یأبی یا رسول الله؟ قال: من أطاعنی دخل الجنة، ومن عصانی فقد أبی ». ( تمام افراد امت من داخل بهشت خواهند شد مگر کسیکه خودش از رفتن به بهشت ابا ورزد. گفته شد: ای پیامبر! چه کسی از رفتن به بهشت ابا می ورزد؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: کسیکه از من اطاعت کند داخل بهشت خواهد شد، وکسیکه نافرمانی کند از رفتن به بهشت ابا ورزیده است). (صحیح البخاری: 7280).
هم چنان پیامبر صلی الله علیه وسلم در یک حدیث دیگر از ادعای برخی مردمیکه خودرا از حدیث بی نیاز ومستغنی می پندارند، بر حذر داشته فرموده است: « لا ألفین أحدکم متکئا علی أریکته یأتیه الأمر من أمری مما أمرت به أو نهیت عنه فیقول: لاندری ؛ ما وجدنا فی کتاب الله اتبعناه ». (سنن ابوداود ح 4605). (چنین شخصی را نباید سراغ داشته باشم که بر تخت وبالین تکیه زده باشد وودر برابر امری از اوامر ویا نهی از نواهی من بایستد وبگوید: تنها از آنچه در کتاب خداوند آمده است پیروی می کنیم.
این بود برخی دلایل وجوب التزام ویا لازم دانستن سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم که از مسئولیت های هر مسلمان به شمار میرود.
راستی اگر یک نظر کوتاه بر زندگی سلف وگذشتگان امت داشته باشیم این حقیقت را در می یابیم که آنها در تطبیق نمودن سنت واحکام آن نسبت به همه پیشتاز وپیشگام بودند وارائۀ مثال ویا شواهد در این مورد شاید موضوع را طولانی سازد اما یکی از مثال های زندۀ آن موقف عبد الله بن عمر است که به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم تاسرحدی التزام داشت که حتی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در افعال جبلی اش نیز پیروی می نمود.
بعد از عصر صحابه اگر به دورۀ ائمۀ مجتهدین نظر بیافگنیم هم چنان در می یابیم که آنها نیز به تعمیل سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم حرص وعلاقۀ زاید الوصف داشتند، چنانچه از امام ابوحنیفه (رح) در این مورد نقل شده است که گفته بود: « إذَا صَحَّ الْحَدِيثُ فَهُوَ مَذْهَبِي ».رد المحتار – (ج 1 / ص 166). (زمانیکه حدیث به صحت رسد همان مذهب ومسلک من است).
وتفصیل بیشتر این عبارت بسیار جامع امام صاحب را بازهم صاحب حاشیۀ رد المحتار از شارح هدایه ابن الشحنه نقل نموده، که گفته است: « إذا صح الحديث وكان على خلاف المذهب عمل بالحديث ويكون ذلك مذهبه، ولا يخرج مقلده عن كونه حنيفا بالعمل به، فقد صح عنه أنه قال: إذا صح الحديث فهو مذهبی ».
(زمانیکه حدیث به درجۀ صحت برسد ودر ظاهر بر خلاف مذهب هم باشد، بر آن حدیث نه تنها عمل کرده میشود، بلکه همان حدیث حیثیت مذهب را پیدا می کند ومقلد بسبب عمل نمودن بر حدیث از مذهب خارج نمیگردد ؛ زیرا از امام صاحب این قول ثابت شده، که فرموده است: « إذَا صَحَّ الْحَدِيثُ فَهُوَ مَذْهَبِي »). حاشية رد المحتار (ج 1 / ص 72).
واز امام مالک نقل شده که گفته بود: « إنَّمَا أَنَا بَشَرٌ أُخْطِئُ وَأُصِيبُ فَانْظُرُوا فِي رَأْيِي فَإِنْ وَافَقَ الْكِتَابَ وَالسُّنَّةَ فَخُذُوهُ وَمَا لَمْ يُوَافِقْهُمَا فَاتْرُكُوهُ » شرح مختصر خليل للخرشي (ج 21 / ص 213). (من چون بشر هستم اشتباه وصواب هر دو از من صادر میشود، پس شما در رای ونظر من دقت کنید وپس از دقت اگر آن نظر را موافق با قرآن وسنت یافتید آن را بپذیرید، ولی اگر آن را برخلاف قرآن وسنت یافتید آن را ترک کنید).
واز امام شافعی نقل شده که گفته بود: « أجمع المسلمون علی أن من استبان له سنة عن رسول الله صلی الله علیه وسلم لم یحل له أن یدعها لقول أحد ».
(تمام مسلمانان بر این امر اتفاق نظر دارند که هرگاه سنتی از سنتهای رسول الله صلی الله علیه وسلم بر شخصی ظاهر وروشن گردد، پس برایش هیچگاه جایز ودرست نیست که بخاطر رای آن شخص سنت پیامبر را ترک کند).
واز امام احمد رح نیز نقل شده که فرموده است: « من رد حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم فهو علی شفا هلکة ». (کسیکه حدیث پیامبر را رد نماید او در لبۀ هلاکت خواهد بود).
در آخر این بحث بطور خلاصه وفشرده باید گفت که تمام افراد امت باید مسئولیت خویش را در این راستا در برابر سنت طوریکه اسلاف راستین شان درک نموده بودند درک نموده ودر جهت تعمیل احکام آن تمام از تمام امکانات خداد داد شان استفاده نمایند ؛ زیرا سعادت دنیا وآخرت تنها در پیروی سنت رسول اکرم مضمر ونهفته می باشد.

مسئولیت چهارم: تبلیغ سنت

مسئولیت عمدۀ دیگر ما بعد از درک وفهم سنت وتعمیل احکام آن همانا تبلیغ ونشر سنت است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم طوریکه امتش را به پیروی از سنتش دعوت نموده واز مخالفت آن بر حذر داشته است هم چنان در عین وقت به تبلیغ ونشر آن به شیوه های مختلف تاکید فرموده است. طوریکه در یک حدیث فرمودند: « بلغوا عنی ولو آیة ». یعنی از من اگر یک آیت را هم می شنوید به دیگران ابلاغ نمایید.
ودر روز حجة الوداع با این فرموده شان: « فلیبلغ الشاهد منکم الغائب » تمام حاضرین را امر فرمودند تا خطبۀ روز عرفات را که یک خطبۀ بسیار جامع وپر محتوی بود به سمع کسانیکه حضور نداشتند برسانند.
ودر یک حدیث مشهور دیگری در مورد مبلغین سنت دعای خیر نموده، فرمودند: « نضر الله امرءا سمع مقالتی فحفظها وعاها ثم أداها کما سمعها فرب مبلغ أوعی من سامع ». یعنی خداوند خوش وتازه نگهدار شخصی که حرف وسخن مرا شنید وسپس آن را حفظ نمود سپس طوریکه شنیده بود به دیگران ابلاغ نمود ؛ چون هستند کسانیکه نسبت به مبلغین فقیه ویا دانا تر اند.
به تاسی از این ارشادات وتوصیه های مکرر پیامبر صلی الله علیه وسلم صحابه وتابعین وتبع تابعین در جهت حفظ وتبلیغ حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم از تمام امکانات در دسته شان نه تنها استفاده نمودند بلکه برخی بیشتر عمر خودرا در این راه وقف نمودند.
بعد از عصر صحابه وتابعین سایر اسلاف وگذشتگان ما که در راس آنها محدثین وائمه دین قرار دارند با تالیف وجمع اوری احادیث، ودرس وتدریس آن، وهم چنان با تاسیس وایجاد حلقات علمی که بعدها به نام دار الحدیث ویا مراکز حدیث شهرت یافته بود، توانستند طبق این وعدۀ الهی « إنا نحن نزلنا الذکر وإنا له لحافظون » احادیث وسنت پیامبر را که در ضمن ذکر الهی داخل می باشند حفظ نمایند.
واین سلسه نشر وتبلیغ حدیث لله الحمد قرنها ادامه داشت ودر تمام کشورهای اسلامی افرادی بنام شیوخ حدیث، ومراکزی بنام دار الحدیث ویا کلیة الحدیث که یکی از پوهنحی ها مشهور پوهنتون اسلامی مدینه منوره را تشکیل می دهد وجود داشت.
اما جای تاسف این است که در کشور ما افغانستان در پهلوی سایر خلاها این خلا نیز وجود دارد که بخاطر درس وتدریس حدیث وعلوم آن کدام مرکز تخصصی وعلمی وجود ندارد.
——————————————————————————–
ماهنامه قافله، شماره اول سال ۱۳۸۹ هـ ش ماه حمل

دوكتور عبدالباري حميدي، استاد پوهنځى شرعيات پوهنتون كابل

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: