اخلاق

فضائل اخلاقی

بر عکس هرگاه جامعه ای از این معانی خالی گردید و رذیلتها بر آن حاکم شد پیامد های جانکاه و ویرانگری در پی خواهد داشت که به طور خلاصه به مهمترین آنها اشاره می کنیم: در جامعه گمراهی انتشار میابد، للهیت و اخلاص بر چیده می گردد، همکاری و تعاون از بین می رود، احساسات بر عقل چیره می شود، ارتکاب گناه بر مرتکبین آن آسان می گردد، ظلم وستم خانوادگی و اجتماعی گسترش میابد، فحشاء و منکرات جای عفت و پاکدامنی را می گیرد، آزادی بی قیدو بند در جامعه انتشار میابد، حقوق دیگران ضایع می گردد، زور جای استدلال و عقلمندی را می گیرد، امنیت و آرامش از میان میرود، در جامعه نظام طبقاتی و بی عدالتی رایج می گردد، قانون شکنی عام می شود، جنایات در جامعه بیشتر می گردد، بدعتها و کج فهمی ها از دین وزندگی گسترش میابد، موازین فضیلتها و ارزشها منقلب می گردد، زندگی مضطرب می شود، خود محوری وتن پروری و شهوت پرستی ازدیاد میابد، اعتماد از بین میرود و خلاصه همه انواع فساد در جامعه وحتی در جهان چیره می گردد. خداوندمتعال می فرماید:« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»[روم: 41]. یعنی: به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند.

علاج رذائل اخلاقی در اسلام

اسلام برای تربیت انسان صالح و علاج رذائل اخلاقی روشها و وسائطی را ایجاد کرده است که با بکار گیری آن می شود انسان را از دام اخلاق زشت بیرون کرد و با اخلاق نیکو متحلی و آراسته نمود. برای رسیدن به این هدف وسائل تربیتی اسلام را به کار می گیریم تا اخلاق نیکو حاصل نماییم، مهمترین وسائل تربیتی اسلام را در نکات ذیل خلاصه می توان کرد:

(1) تشکیل گرایش اخلاقی اصیل:

فضیلتهای اخلاقی و مقاصد نیک در زندگی بشر که به کمال و خیر همه جانبه می انجامد، دو وسیله ای اند که مربیان را در امر رهنمایی متربیان، واستادان را در پرورش و جهت دهی شاگردان کمک می کنند تا به رضا و محبت پروردگار دست یابند، و از نور وحی تغذیه شوند وگرایشهای اخلاقی شان را از چشمه زلال آن سیراب سازند، وتا این گرایش برای آنها راه مستقیمی گردد که برای آنها منافع مادی را بر آورده سازد که سعادت بدان حاصل می آید و در تمام پهلو های زندگی به سوی رفتار نیک و عمل نیک رهنمون می شود، واز سوی دیگر معنویتهای شان را بالا ببرد و نفسهای شان را از مفاسد وزشتیها پاکیزه دارد، حقائق امور را برای شان بر ملا سازد. در یک سخن می توان گفت که زندگی خوشبخت میراث اخلاق نیک است.

(2) تطبیق عملی:

اخلاق وتربیت در باب صلاح و اصلاح لازم وملزومند، می شود اخلاق را از راه تربیت و ممارست عملی وتلاش بدست آورد. در حدیثی از ابو سعید خدری رضی الله عنه که شماری از انصاریان از پیامبر صلی الله علیه وسلم درخواست کمک کردند، برای شان داد، بار دیگر در خواست کردند باز هم برای شان داد تا چیزی که نزدش بود همه اش تمام شد، سپس روی به آنها نموده فرمود: «هرچه از خیری که نزد من باشد از شما دریغش نمی دارم، ولی کسی که عفت پیشه کند خداوند عفیفش می سازد، وکسی که غنا پیشه کند خداوند غنایش می بخشد، وکسی که صبر وشکیبایی نماید خدا برایش شکیبایی می بخشد، برای هیچ کسی بخششی فراختر از صبر داده نشده است».

حضرت انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید که روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم به خاطر کاری فرستاد گفتم: سوگند به الله که نمی روم در حالی که در دل می گفتم هرگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم برایم دستور دهد می روم، از نزد شان بیرون شدم تا بر شماری از کودکان رسیدم که در بازار با هم مستی می کنند، من هم با آنها مشغول بازی شدم، ناگاه دیدم که پیامبر صلی الله علیه وسلم در پشت سرم ایستاده است و می خندد، برایم گفت: ای انیس…. به جایی که ترا فرستاده بودم رفتی؟ گفتم: بلی حالا می روم، انس گوید: سوگند به الله نه سال در خدمتش بودم هر کاری که می کردم نشنیدم که گفته باشد چرا چنین وچنان کردی و هر کاری را که ترک می کردم برایم نمی گفت: چرا این کار را نکردی؟»

(3) پیروی از روش زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم:

الله متعال همه انبیاء و رسولان خویش را چنان ساخته بود که برای بشر الگو ونمونه بودند، ودر میان آنها پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم ترجمانی زیبا و نمونه ای زنده از زندگی ایده آل اسلامی بود که بلند ترین درجه کمال در همه ابعاد زندگی را در وجود آن حضرت جستجو می توان کرد، حضرت عائشه رضی الله عنها شهادت می دهد که اخلاق پیامبر اخلاق قرآنی بود، و از همین روی الله متعال در موردش فرموده است:« وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[القلم: 4] و همین قرآن کریم ما را به تأسی از روش زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور می فرماید:« لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا »[احزاب: 21].

مسلمانان چه در صدر اسلام و چه بعد از آن، سعی میداشتند تا مبادی اخلاقی را بیاموزند و در زندگی خود تطبیق نمایند، به خاطر نمونه یابی راه نداشتند جز آنکه به سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم نگاه کنند، در وجود آن حضرت نمونه های عملی را میافتند که میان مفاهیم نظری و نمونه های عملی انطباق حاصل می شد. کوتاه سخن آنکه وجود اسوه عملی در تربیت نسلها که میان زندگی ایدآل و زندگی عملی واقعی آشتی آورد دارای اهمیت به سزایی است و این نمونه زیبا در وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بیشتر از هرکسی نمودار است.

(4) همکاری در میان نهاد های تربیتی در پرورش اخلاقی:

لازم است که نهاد های تربیتی به خاطر پرورش سالم فرزندان با هم همکاری کنند و برنامه های خویش را طوری ترتیب دهند که انسان را به سوی یک هدف سوق دهند و در ادای رسالت خویش تکمیل کننده فعالیتهای همدیگر خویش باشند. اولین نهاد تربیتی خانواده است، والدین باید اوصاف خود را چنان نیک بسازند که برای فرزندان شان الگو قرار گیرند، پس از خانواده مساجد نقش مهم بازی کرده می توانند، باید در مساجد حلقات دروسی دینی و قرآن ایجاد شود و متولیان مساجد اخلاق نیک را به کودکان بیاموزند و با اخلاق قرآنی ایشان را آشنا سازند، سپس مدرسه که در آن درس وتربیه منظم وجود دارد در ساختن شخصیت کودکان نقش بسیار مؤثر بازی می تواند کرد، باید برنامه های این سه نهاد چنان متوازن باشد که شخصیت کودک نیز متوازن بار آید. در کنار آن وسائل ارتباط جمعی نیز در ساختار شخصیت انسان نقش مؤثر دارد که بدان باید پرداخته شود.

در کنار این نهاد ها جریانها و جماعتهای دعوتگر نیز در تکوین شخصیت وتربیت نسلها به شدت اثر گذار می باشد و میان این نهاد ونهادهای فوق الذکر باید ارتباط محکم وجود داشته باشد تا نو جوانان و کودکان به شکل متوازن پرورش یابند. بدون شک همکاری میان این نهاد ها در کسب اخلاق نیکو وتولید نسلی به کمال رسیده به مثابه روح روان کار تربیتی و دعوتی خواهد بود.

به خاطر ساختن نسلی اخلاق مدار وتربیت همه جانبه انسان صالح باید نهاد های تربیتی برنامه های عملی برای پرورش جسم، پرورش روح و پرورش روح آدمی تهیه وتدارک ببینند و نخست نسلی آگاه و معتقد را به جامعه تحویل بدهند تا آن نسل در راستای تحقق آرمانهای کلان تربیتی گامهای بلند بردارند .

فراموش نباید کرد که برای تحقق تربیت سالم اخلاقی اصول و قواعد کلی تربیت اخلاقی را پاس باید داشت تا این هدف سترگ بدست آید، قواعد واصول تربیت اخلاقی را در نکات ذیل خلاصه می کنیم: آغاز از جایی که بنیادهای اخلاقی خیلی استوار و محکم بار آید، تلاش برای تربیت همه جانبه که در بر گیرنده جنبه های جسمی و روحی و عقلی باشد، توجه به ساختن جانب داخلی و ضمیر دینی، توجه به جنبه های عملی وتطبیقی، شناخت مسؤولیت تربیتی، مراعات تفاوتها در میان متربیان، تکامل و توافق میان نهاد های تربیتی، رعایت اولویتها در کار تربیت، وقایه پیش از علاج، ارزیابی دوامدار کار تربیت، آماده کردن فضای سالم اخلاقی، صحیح بودن وسائل و روشهای تربیتی وآموزشی، الگو قرار گرفتن مربیان، اعمال روشهای نیک در برخورد با شاگردان ومتربیان، اعمال روش ثواب و عقاب، توجه به کیفیت پیش از کمیت، انتخاب روشهای اعتدال گرایانه و تعیین اهدافی بلند و متعالی در برابر شاگردان تا چشمها شان را به سوی آن هدف بلند بدوزند با همتی هرچه استوارتر در مسیر آن حرکت کنند.
تم بالخیر

تألیف: داکتر عبدالصبور فخری

مکارم اخلاق اجتماعی

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: