اخلاقایمان | عقاید او اړوند

پرسش سودمند!

مهمترين نيازمندي انسان  پرسش هاي نيكو مي باشد، چون به دليل فرموده پيامبر صلی الله عليه وسلم  سوال نيكو، نصف علم است.
لذا واجب است، از چيزي پرسان شود كه نفعي در آن وجود دارد؛ يعني از واقعه ي كه خودش يا ديگري به آن روبرو شده بپرسد وقصدش هم آگهي از حكم قضيه باشد و از امور فرضي كه احتمال وقوع آن نيست، پرسان نكند؛ چون رسول خدا صلي الله عليه وسلم از چنين سؤال هاي منع كرده اند.

اگر گاهي صحابه رضي الله عنهم پرسش هاي را مطرح مي كردند كه فايده نداشت؛ رسول خدا خشمگين مي شد و سؤال شان را جواب نمي داد. مثل سؤال آن كسي كه پرسيد پدرم كيست؟ چون چنين سؤالي هيچ نفعي در قبال ندارد؛ زيرا اگر پدرش غير آن كسي باشد كه به او منسوب است، نتيجه چنين پرسشي جز رسوايي او و مادرش نيست.
حضرت عمر رضي الله عنه، كسي را كه چنين پرسش هاي بيهوده ي را مطرح مي كرد، شكنجه نمود آن كسي كه سخنان او جز دعوا و جنجال و اختلاف ديگر ثمره ي نداشت.

وقتي از حضرت امام مالك رحمه الله، معني « استواء» كه در آيه { ثم استوي علي العرش } آمده، پرسيده شد، حضرت غضبناك شده و در جواب گفت: استواء معلوم، كيفيت آن مجهول، ايمان به او واجب  و سؤال در مورد آن بدعت است.
در روايات آمده كه عده از مسلمانان از رسول خدا صلي الله عليه وسلم پرسيدند كه چرا ( ماه ) در آغاز  مثل نخ باريك است و آهسته آهسته رشد كرده تا ( بدر) مي شود وسپس همين طور خورد و كلان مي گردد. خداوند در جواب اين سؤال اين آيه را نازل كرد: { يسئلونك عن الاهلة قل هي مواقيت للناس و الحج} بقره 189 در مورد ماه از تو سؤال مي كنند، بگو وظيفه آن تعيين اوقات زندگي مردم و حج مي باشد.

خداوند جل جلاله درين آيه پرسش اصلي را جواب نداد؛ چراكه سؤال بي فايده بود. بلكه فوايد و خوبي هاي ماه را كه در دين و زندگي مؤثر است بيان نمود.
و ديگر پرسش و پاسخ هاي كه در قرآن كريم درج مي باشد، همه مربوط به اساسات زندگي مسلمانان است نه به گمانه زني ها، فرضيه ها و اغلوطات؛ كه اسباب ناچيزي مانند: پر كردن اوقات بيكاري، عاجز كردن طرف مقابل و شرمنده ساختن او، دارند كه اين اسباب هيچ ارزش ديني و اخلاقي ندارد.
از جمله سؤال هاي مفيدي كه در قرآن كريم ماندگار مانده: {يسئلونك عن الخمر و الميسر} {يسئلونك ماذا ينفقون} {يسئلونك عن اليتامي} { يسئلونك عن المحيض} { يسئلونك ماذا احل لهم }…

مسلمانان در دوران طلايي زندگي شان پرسش هاي را مطرح مي كردند كه در دين و زندگي و آخرت شان مفيد بودي و اگر كسي سؤال بيهوده ي را طرح مي كرد، علماء او را به راه درست رهنمايي كرده و به او تفهيم مي كردند كه اسلام، خواهان مسلمان مثبت گرا و مفيد است كه از سخنان بيهوده روي گرداند و تمام زندگي خود را مشغول سخن، عمل و انديشه مفيد سازد.

زماني كه مسلمانان از حيث تمدني و فكري دچار ركود شدند، اين گونه سؤال هاي غير مفيد به ميان آمد كه نه به اصلاح دين بود، نه امور دنيا را رونق مي داد، نه سبب تزكيه فردي شده و نه باعث پويايي جماعت و گروهي مي گرديد.
عموم مسلمانان به مسايل و جزئياتي سرگرم شدند كه به ذهن هيچ يك از گذشتگان امت خطور نكرده بود؟
علماء متأخر و مقلد مدت هاي زيادي براي رشد اين موارد جزئي و حمايت ازين گرايش ها سپري كردند تا اينكه عقل ها را ضايع كرده و خود و مردم را به قشر گرايي مصروف ساختند حتي كه آموزش وضو يك ماه كامل همچون ماه رمضان را در بر ميگرفت

تا هنوز عده اي ازين سوال هاي دوره انحطاط امت نزد  برخي مردم وجود دارد كه سوال هاي  عجيب وغريبي مطرح مي سازند و در بعضي نوشته هاي شان مواردي را خوانده ام كه انسان را به وحشت  انداخته و وادار به خنده اي  شگفت انگيزي مي كند از جمله ا ين سوالات :
رنگ سگ اصحاب كهف چيست؟  مذكراست يا مونث؟ اصحاب كهف كجا بودند؟ و در چه زماني زندگي داشتند؟ در حاليكه خداوند به هيج يك ازين موارد اشاره نكرده و اگر در بيان اين قضايا فايده اي مي بود حتما ذكر ميكرد. مي بينيم كه قرآن كريم اختلاف اهل كتا ب را در خصوص تعداد اصحاب كهف بين سه تا هفت ذكر ميكند باز هم تعداد دقيق شانرا نمي گويد تا اينكه امت اسلامي را متوجه سازد كه ا ين گونه جدال واختلاف مذموم است  اوقات خود را به اينگونه ضايع نسازيد.

{ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِراً وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَداً ‏} كهف (22)
بگو : پروردگار من از تعدادشان آگاه‌تر ( از هركسي است ) . جز گروه كمي تعدادشان را نمي‌داند . بنابراين درباره اصحاب كهف جز مجادله روشن ( و آرام با ديگران ) پيش مگير ( چرا كه مسأله چندان مهمّي نيست و ارزش دردسر را ندارد ) و پيرامون آنان ديگر از هيچ كس مپرس ( زيرا وحي الهي تو را بس است ) .‏

ازين قماش سؤالات را برخي فقهاء در خصوص امور غيبي بيان كردند كه مردم در قبر به چه  زباني صحبت مي كنند؟ عربي يا سرياني يا…؟

دانشمند فرزانه امام عامر شعبي تابعي رحمه الله در رد اين گونه پرسش ها لهجه ي بسياري صريحي داشته و جواب قاطع مي دادند. كسي از ايشان در مورد زن ابليس سوال كرد؟ در جواب گفت: به عروسي شان حضور نداشتم.
من«نگارنده» روزي در مسجد درسي را تقديم مي كردم كه يكي به لهجه فصيح و به قيافه عالمانه سؤال كرد: اسم خواهر موسي عليه السلام كه در قرآن ذكر شده چيست؟ برايش گفتم: چكارش داري؟ مي خواهي به خواستگاري او بروي؟ فرض كن كه اسمش مريم يا زليخا و يا ماريه باشد، به تو چه فايده ي مي رسد؟

خداوند موقع بيان داستان، اسمش را بيان نكرد و رسول معظم اسلام چيزي نگفت كه اسم او چيست؟ پس چرا خود را بي مورد به زحمت بيندازيم در حالي كه خداوند ما را راحت كرده است؟ و نفعي هم براي مان ندارد.
خداوند آن عده از مفسراني كه اين ابهامات را ذكر كرده اند و سؤال ها و جواب هاي بي مورد را نقل قول نمودند، عفو كند؛ چون تمام اينها اسرائيلياتي است كه هيچ ارزشي در ميزان علم حقيقي ندارند و در دين الهي و دنياي مردم هيچ ثمره از آن ها متصور نيست.

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: