اسلامي نړۍ او امت

ما وقتی پیروز بودیم که…!

اگر تاريخ ملت ها را مورد مطالعه و ارزيابي قرار دهيم به وضوح به اين نكته بارز پي مي بريم كه سير نزولي وصعودي شان وابسته به عوامل و اسبابي است كه در ماوراي آن نهفته مي باشد. و اين عوامل و اسباب به عنوان تجارب پخته به نسل هاي بعدي منتقل گرديده كه براي آينده شان بتوانند بهتر برنامه ريزي كنند و خود را از بهبوبه مشكلات و تنگناها نجات دهند چنانچه هنگاميكه قرآنكريم را مورد مطالعه و تحقيق قرار مي دهيم شاهد آن هستيم كه خداوند متعال چطور واضح بر ما اسباب وعوامل شكست و پيروزي ملت ها را به نمايش مي گذارد.

مطلبي  كه خدمت خوانندگان محترم ماهنامه معرفت زير ترجمه قرار گرفته يكي از نوشته هاي دانشمند معاصر جهان اسلام داكتر عائض القرني مي باشد ، وي در اين چند سطر كوتاه علل وعوامل پيروزي وشكست مسلمانان را كه بر گرفته شده از آيات واحاديث وتاريخ درخشان اسلامي ما مي باشد مورد ارزيابي و كنكاش قرار داده است، اميد كه مورد توجه خواننده گان گرامي قرار گيرد تا بتوانيم با بيان اين علايم ونشانه راه خود را براي ادامه يك حيات با عزت سپري نمائيم . مترجم
در برهه طولاني از زمان امت اسلامي شاهد پيروزهاي چشمگيري بود كه اين خود داراي اسبابي است كه به آن اشاره مي نمائيم .

پيروزي ما زماني بود كه شعار ما كلمه مبارك لااله الاالله بود،روزيكه لشكريان ومجاهدين ما قبل از وارد شدن در ميدان جهاد ومبارزه پيشاني شان را براي الله جل جلاله به خاك مي ماليدند هنگاميكه نعره الله اكبر را سر مي دادند و با نعره هاي كوبنده آنها ملائك نيز همراهي شان مي كرد، و با نعره كوبنده اين مجاهدين قهرمان وملائك الهي كوهها به لرزه در مي آمد و رعب و وحشت را  دل دشمنان مي انداختند.

پيروزي ما آنگاه بود كه در معركه سر نوشت ساز يرموك و رو در روئي مسلمانان با رومياني كه لشكريان شان بسان موجهاي طوفنده دريا بوده و خالد ابن وليد اين ابر مرد تاريخ اسلام در جواب يكي از لشكريان خود كه وحشت نموده بود و براي خالد پيشنهاد عقب نشيني بطرف كوه را داده، اين فرمانده  دلير اسلام چنين جواب مي دهد: به والله قسم است كه بطرف كوه پناه نخواهيم برد، بلكه از كسي پناه مي جوئيم كه خالق آسمان و زمين است . اين جاست فتح وپيروزي آغوشش را براي شان باز مي كند.

پيروزي ما آنگاه بود كه قتيبه ابن مسلم وارد كابل مي شود يكي از لشكريانش  انگشت خويش را بالا نموده و مي گويد يا حي يا قيوم وقتي قتيبه اين ذكر مبارك را از زبان وي مي شنود با افتخار مي گويد به والله قسم است اين انگشت تو در نزد من بهتر است از يكهزار جوان نيزه بدست و از يكصد هزار شمشير برهنه ومسلول .
بلي آنگه شاهد پيروزی بوديم كه فرماندهان دلير ما به آنچه مي گفتند باور داشتند اين صلاح الدين ایوبی است براي اجابت دعا منتظر فرصت بود، هنگاميكه خطيب روي  منبر بالا مي شد شروع مي كرد به تضرع و التماس از جانب الله  جل جلاله، ديگر سلطان قطز است كه با اين شعار خود (وااسلاماه) دمار از روزگار مغولان وحشي مي كشد، و اين نورالدين محمود زنگي است آنگاه كه شهر عكا را فتح مي كند سر سجده برای الله مي گذارد، واز الله چنين مي خواهد: آنگاه كه در قيامت حشر مي شود جسدش را از شكم درندگان بيرون آورده (يعني در ميدان جهاد به شهادت برسد).

آنگاه نصرت و پيروزي آغوش گرم خود را بر ما گشود كه سر نوشت امت اسلامي به چنين انسانهاي سپرده شده ! اين عبدالعزيز ابن عبدالرحمن است براي يكي از کارمندان خود چنين توصيه مي كند: “آنگاه كه الله با تو بود از هيچ چيز نترس و اگر بالعكس الله از تو روي برگرداند، خودت ديگر آرامشی نخواهي داشت”.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه حاكم ومحكوم ما داراي يك قلب بودند.
به پيروزي رسيديم آنگاه كه  سيدنا عمر در سال قحطي (عام الرماد) بر روي منبر چنين نداي را  سر داد: “به الله قسم است من هر گز سير نخواهم شد تا هنگاميكه اطفال مسلمین سیر نه شوند” .

ما وقتی به پيروزي رسيديم كه به داد مستضعفين جهان لبيك گفتيم ! وتوانمندان ما سرپرست ايتام و مساكين مي گرديدند و دست فقراء را مي گرفتند.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه قرآن را در دلهاي خود حمل مي نموديم ، از غرور وعزت و همت بالا برخوردار بوديم.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه عدالت را جايگزين ظلم ،و آزادي را جايگزين استبداد ، شورا وراي امت را جايگزين راي فردي نموديم.

و بالآخره شاهد پيروزي هاي چشمگير در تاريخ  بوديم ، آنگاه كه در ميدان علم ومعرفت علماي همچون شافعي، ابوحينفه،ابن تيميه،ابن خلدون، ابن سينا، ابن رشد و امثال شان را به جوامع انساني تقديم نموديم .

اما براستي چه عواملي سبب شد تا آن مجد وعظمت را از دست دهيم و شكست پذير شويم ؟

جواب واضح بوده وبايد از وضعيت فعلي مسلمانها جوابها را بدست آوريم!
شكست وعقب نشيني هنگامي به سراغ مسلمانان آمد كه حكام جوامع اسلامي علناً احكام اسلام را از واقعيت زندگي مسلمانان كنار زدند، و جاي الله را در احكام وقوانين لوايح وقوانين احزاب گرفت و جاي كلمه مبارك لااله الا الله را شعار عربيت وقوميت اشغال نموده و سجده ي كه بايد براي الله شود جايش را شيطان و طواغيت پر نمود .

شكست و ذلت زماني به سراغ مسلمانان آمد كه سود و خوردن مال حرام  شيوع نمود، و دروغ گفتن به همديگر و مردمان بسيار ساده، وخيانت به ديگران ، و ريختن خون افراد عاقل بدست انسانهاي نادان، و كم نمودن از وزن وپيمانه كاري بسيار ساده جلوه نموده واز عواقب آن هيچ احساس ترس وگناه ننمودند.

شكست وناتواني آنگاه به سراغ شان آمد كه جايگاه علم و دانش، صنعت وتكنولوژي، ابتكار و اختراع، جايش را به لهوياتي مانند رقص و هرزه گي و بي بندوباري داده و جاي نعره هاي الله اكبر را شعارهاي قومي وحزبي، و جاي آواز قرآن را غناء و موسيقي پر نمود.

شكست وناتواني آنگاه روي آورد كه عظمت قلم شكسته، بر دهان انسانهاي صادق مهر سكوت زده شده، و حقوق انسان ها پايمال گرديده و زندانهاي ظالمين مملو از بنده گان نيك الله گرديد، و افراد شريف و با نفوذ امت زير تازيانه حكام ظالم رفته،و به آزادي راي اهميت داده نشده، وبا اموال عامه (بيت المال) بطور شخصي تعامل صورت گرفته و حيف وميل گرديده، و ملت ها بر زير تازيانه استبداد مورد آزار واذيت قرار گرفته، و براي تفتيش عقايد محاكم ايجاد گرديده، و اسلام به عنوان تهمت تلقي شده، و مساجد جايگاه اصلي خود را از دست داده، و جاي تلاوت قرآن كريم را مطالعه روزنامه ها، رومانها، وداستانهاي عشق وعاشقي گرفت ،
و نسبت به اكتشاف اختراع،عمل وابداع بي توجهي صورت گرفته ، و به ذلت وسستي،خواب وغفلت، تنبلي وكسالت آغوش باز نموده
و بالاخره شكست و ناتواني آنگاه به سراغ امت آمد كه كتله متحد و متفقش تبديل به دسته جات كوچك قبايلي گرديده و جاي اتحاد واتفاق را تنظيم ها جماعت ها و احزاب اشغال نموده كه مع الاسف اين احزاب و جماعت ها در مقابل همديگر قرار گرفته ، وبا اين حال علماي ومفكرينش  همديگر را مورد لعن تكفير قرار داده و  ريختن خون همديگر را بر خود مباح شمرده، و آن هدف و رسالت مهمي كه خداوند در مقابلش گذاشته تا به  وسيله اداي  آن نقش آفريني كند و به درخشد تا ديگران را جهت دهد، رسالتي كه كامل ترين منهج زندگي را دارا است و از قيادت ولاي مانند رسول الله صلی الله علیه وسلم برخوردار بوده و بهترين نسل بشر را به تمدن انساني تقديم نموده  آنرا به دست فراموشي سپرد.

پس دست تضرع و نياز خود را به بطرف الله دراز نموده و بر او عرض حال مي كنيم ، وبر او توكل مي نمائيم ، واز او استعانت مي جوئيم، و از او طالب هدايتيم، و بر او پناه مي جوئيم،حسبنا الله و نعم الوكيل،ولا حول ولا قوة الا باالله.

نوشته : داكتر عائض القرني
مترجم: محمد ابراهيم يوسفي

اگر تاريخ ملت ها را مورد مطالعه و ارزيابي قرار دهيم به وضوح به اين نكته بارز پي مي بريم كه سير نزولي وصعودي شان وابسته به عوامل و اسبابي است كه در ماوراي آن نهفته مي باشد. و اين عوامل و اسباب به عنوان تجارب پخته به نسل هاي بعدي منتقل گرديده كه براي آينده شان بتوانند بهتر برنامه ريزي كنند و خود را از بهبوبه مشكلات و تنگناها نجات دهند چنانچه هنگاميكه قرآنكريم را مورد مطالعه و تحقيق قرار مي دهيم شاهد آن هستيم كه خداوند متعال چطور واضح بر ما اسباب وعوامل شكست و پيروزي ملت ها را به نمايش مي گذارد.

مطلبي  كه خدمت خوانندگان محترم ماهنامه معرفت زير ترجمه قرار گرفته يكي از نوشته هاي دانشمند معاصر جهان اسلام داكتر عائض القرني مي باشد ، وي در اين چند سطر كوتاه علل وعوامل پيروزي وشكست مسلمانان را كه بر گرفته شده از آيات واحاديث وتاريخ درخشان اسلامي ما مي باشد مورد ارزيابي و كنكاش قرار داده است، اميد كه مورد توجه خواننده گان گرامي قرار گيرد تا بتوانيم با بيان اين علايم ونشانه راه خود را براي ادامه يك حيات با عزت سپري نمائيم . مترجم
در برهه طولاني از زمان امت اسلامي شاهد پيروزهاي چشمگيري بود كه اين خود داراي اسبابي است كه به آن اشاره مي نمائيم .

پيروزي ما زماني بود كه شعار ما كلمه مبارك لااله الاالله بود،روزيكه لشكريان ومجاهدين ما قبل از وارد شدن در ميدان جهاد ومبارزه پيشاني شان را براي الله جل جلاله به خاك مي ماليدند هنگاميكه نعره الله اكبر را سر مي دادند و با نعره هاي كوبنده آنها ملائك نيز همراهي شان مي كرد، و با نعره كوبنده اين مجاهدين قهرمان وملائك الهي كوهها به لرزه در مي آمد و رعب و وحشت را  دل دشمنان مي انداختند.

پيروزي ما آنگاه بود كه در معركه سر نوشت ساز يرموك و رو در روئي مسلمانان با رومياني كه لشكريان شان بسان موجهاي طوفنده دريا بوده و خالد ابن وليد اين ابر مرد تاريخ اسلام در جواب يكي از لشكريان خود كه وحشت نموده بود و براي خالد پيشنهاد عقب نشيني بطرف كوه را داده، اين فرمانده  دلير اسلام چنين جواب مي دهد: به والله قسم است كه بطرف كوه پناه نخواهيم برد، بلكه از كسي پناه مي جوئيم كه خالق آسمان و زمين است . اين جاست فتح وپيروزي آغوشش را براي شان باز مي كند.

پيروزي ما آنگاه بود كه قتيبه ابن مسلم وارد كابل مي شود يكي از لشكريانش  انگشت خويش را بالا نموده و مي گويد يا حي يا قيوم وقتي قتيبه اين ذكر مبارك را از زبان وي مي شنود با افتخار مي گويد به والله قسم است اين انگشت تو در نزد من بهتر است از يكهزار جوان نيزه بدست و از يكصد هزار شمشير برهنه ومسلول .
بلي آنگه شاهد پيروزی بوديم كه فرماندهان دلير ما به آنچه مي گفتند باور داشتند اين صلاح الدين ایوبی است براي اجابت دعا منتظر فرصت بود، هنگاميكه خطيب روي  منبر بالا مي شد شروع مي كرد به تضرع و التماس از جانب الله  جل جلاله، ديگر سلطان قطز است كه با اين شعار خود (وااسلاماه) دمار از روزگار مغولان وحشي مي كشد، و اين نورالدين محمود زنگي است آنگاه كه شهر عكا را فتح مي كند سر سجده برای الله مي گذارد، واز الله چنين مي خواهد: آنگاه كه در قيامت حشر مي شود جسدش را از شكم درندگان بيرون آورده (يعني در ميدان جهاد به شهادت برسد).

آنگاه نصرت و پيروزي آغوش گرم خود را بر ما گشود كه سر نوشت امت اسلامي به چنين انسانهاي سپرده شده ! اين عبدالعزيز ابن عبدالرحمن است براي يكي از کارمندان خود چنين توصيه مي كند: “آنگاه كه الله با تو بود از هيچ چيز نترس و اگر بالعكس الله از تو روي برگرداند، خودت ديگر آرامشی نخواهي داشت”.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه حاكم ومحكوم ما داراي يك قلب بودند.
به پيروزي رسيديم آنگاه كه  سيدنا عمر در سال قحطي (عام الرماد) بر روي منبر چنين نداي را  سر داد: “به الله قسم است من هر گز سير نخواهم شد تا هنگاميكه اطفال مسلمین سیر نه شوند” .

ما وقتی به پيروزي رسيديم كه به داد مستضعفين جهان لبيك گفتيم ! وتوانمندان ما سرپرست ايتام و مساكين مي گرديدند و دست فقراء را مي گرفتند.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه قرآن را در دلهاي خود حمل مي نموديم ، از غرور وعزت و همت بالا برخوردار بوديم.

به پيروزي رسيديم آنگاه كه عدالت را جايگزين ظلم ،و آزادي را جايگزين استبداد ، شورا وراي امت را جايگزين راي فردي نموديم.

و بالآخره شاهد پيروزي هاي چشمگير در تاريخ  بوديم ، آنگاه كه در ميدان علم ومعرفت علماي همچون شافعي، ابوحينفه،ابن تيميه،ابن خلدون، ابن سينا، ابن رشد و امثال شان را به جوامع انساني تقديم نموديم .

اما براستي چه عواملي سبب شد تا آن مجد وعظمت را از دست دهيم و شكست پذير شويم ؟

جواب واضح بوده وبايد از وضعيت فعلي مسلمانها جوابها را بدست آوريم!
شكست وعقب نشيني هنگامي به سراغ مسلمانان آمد كه حكام جوامع اسلامي علناً احكام اسلام را از واقعيت زندگي مسلمانان كنار زدند، و جاي الله را در احكام وقوانين لوايح وقوانين احزاب گرفت و جاي كلمه مبارك لااله الا الله را شعار عربيت وقوميت اشغال نموده و سجده ي كه بايد براي الله شود جايش را شيطان و طواغيت پر نمود .

شكست و ذلت زماني به سراغ مسلمانان آمد كه سود و خوردن مال حرام  شيوع نمود، و دروغ گفتن به همديگر و مردمان بسيار ساده، وخيانت به ديگران ، و ريختن خون افراد عاقل بدست انسانهاي نادان، و كم نمودن از وزن وپيمانه كاري بسيار ساده جلوه نموده واز عواقب آن هيچ احساس ترس وگناه ننمودند.

شكست وناتواني آنگاه به سراغ شان آمد كه جايگاه علم و دانش، صنعت وتكنولوژي، ابتكار و اختراع، جايش را به لهوياتي مانند رقص و هرزه گي و بي بندوباري داده و جاي نعره هاي الله اكبر را شعارهاي قومي وحزبي، و جاي آواز قرآن را غناء و موسيقي پر نمود.

شكست وناتواني آنگاه روي آورد كه عظمت قلم شكسته، بر دهان انسانهاي صادق مهر سكوت زده شده، و حقوق انسان ها پايمال گرديده و زندانهاي ظالمين مملو از بنده گان نيك الله گرديد، و افراد شريف و با نفوذ امت زير تازيانه حكام ظالم رفته،و به آزادي راي اهميت داده نشده، وبا اموال عامه (بيت المال) بطور شخصي تعامل صورت گرفته و حيف وميل گرديده، و ملت ها بر زير تازيانه استبداد مورد آزار واذيت قرار گرفته، و براي تفتيش عقايد محاكم ايجاد گرديده، و اسلام به عنوان تهمت تلقي شده، و مساجد جايگاه اصلي خود را از دست داده، و جاي تلاوت قرآن كريم را مطالعه روزنامه ها، رومانها، وداستانهاي عشق وعاشقي گرفت ،
و نسبت به اكتشاف اختراع،عمل وابداع بي توجهي صورت گرفته ، و به ذلت وسستي،خواب وغفلت، تنبلي وكسالت آغوش باز نموده
و بالاخره شكست و ناتواني آنگاه به سراغ امت آمد كه كتله متحد و متفقش تبديل به دسته جات كوچك قبايلي گرديده و جاي اتحاد واتفاق را تنظيم ها جماعت ها و احزاب اشغال نموده كه مع الاسف اين احزاب و جماعت ها در مقابل همديگر قرار گرفته ، وبا اين حال علماي ومفكرينش  همديگر را مورد لعن تكفير قرار داده و  ريختن خون همديگر را بر خود مباح شمرده، و آن هدف و رسالت مهمي كه خداوند در مقابلش گذاشته تا به  وسيله اداي  آن نقش آفريني كند و به درخشد تا ديگران را جهت دهد، رسالتي كه كامل ترين منهج زندگي را دارا است و از قيادت ولاي مانند رسول الله صلی الله علیه وسلم برخوردار بوده و بهترين نسل بشر را به تمدن انساني تقديم نموده  آنرا به دست فراموشي سپرد.

پس دست تضرع و نياز خود را به بطرف الله دراز نموده و بر او عرض حال مي كنيم ، وبر او توكل مي نمائيم ، واز او استعانت مي جوئيم، و از او طالب هدايتيم، و بر او پناه مي جوئيم،حسبنا الله و نعم الوكيل،ولا حول ولا قوة الا باالله.

نوشته : داكتر عائض القرني
مترجم: محمد ابراهيم يوسفي

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: