اخلاق

انواع حياء

حياء به اعتبارات مختلف دارای انواع زیاد است، مانند حياء فطري ، حياء کسبي، حياء شرعي و حياء عرفي، و هم چنان به اعتبار اينکه حياء از چه کسي ظاهر مي شود.

(1) حياء فطري: آن است که خداوند انسان را در وقت پیدایش متصف به حیاء آفریده باشد، اين نوع حياء يک طبع و خوي عالي و توفيق بزرگ خداوندی است. اين قول پيامبر صلي الله عليه وسلم هم همین نوع حیاء را بازگو می کند که به يکي از اصحاب (اشج بن عبدالقيس) فرمودند: (إِنَّ فِيكَ لَخَصْلَتَيْنِ يُحِبُّهُمَا اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولُهُ ” قَالَ: وَمَا هُمَا؟ قَالَ: ” الْحِلْمُ، وَالْأَنَاةُ “، قَالَ: أَشَيْءٌ اسْتَفَدْتُهُ، أَمْ شَيْءٌ جُبِلْتُ عَلَيْهِ؟ قَالَ: ” بَلْ شَيْءٌ جُبِلْتَ عَلَيْهِ ” فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَبَلَنِي عَلَى مَا أَحَبَّ).1 یعنی: بدون شک در تو دو خصلت وجود دارد که خداوند ورسولش آنرا دوست دارند. (اشج) گفت: آنها چه اند؟ فرمودند: حلم و تأنی، اشج گفت: آيا از قديم اين خصلت ها بمن داده شده يا اینکه این خصلتها را تازه بدست آورده ام؟ فرمودند: بلکه از قدیم این خصایل به تو داده شده. سپس اشج گفت: همه ستايشها ذات خداوند را که مرا با اين خصلتها پيدا نموده است که او تعالي آنرا خوش دارد.

(2) حياء کسبي: آن است که انسان آنرا به اراده خود بدست آورده باشد، زيرا که به وسعت علم خداوند ايمان دارد، نعمت هاي خداوند و تقصيرات و کوتاهي هاي خود را بياد مي آورد، به دين خدا ايمان دارد، وآنچه دين آنرا نا جايز دانسته انجام نمي دهد.
در حديثي آمده است: (أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ).1 (اين يک قسمت از حديث متفق عليه است که عمر بن خطاب روايت نموده) يعني: بندگي خدا را طوري بجا بياور که گويا او را مي بيني، هرگاه تو وي را نمي بيني، او تعالي ترا مي بيند.

هرکسي که اينچنين حياء نداشته باشد، براي وي در انجام دادن کار هاي بد هيچ مانعي وجود ندارد. (إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ)2 یعنی: ما دام که حیا نکردی هرچه خواستی انجام بده.

(3) حياء شرعي: آن است که انسان را به کارهاي نيک دعوت و از کارهاي ناروا باز مي دارد.

(4) حياء غير شرعي: اين گونه اوصاف در حقيقت حياء نبوده، بلکه کم دلي، خجالت و يک نوع ضعف است که در عرف مردم به آن حياء گفته شده، انسان در نتيجه آن برخي مکلفيت هاي خود را انجام نمي دهد، مثلا به دين خدا دعوت کرده نمي تواند و يا در نتيجه کم دلي از مسايل ضروري سوال کرده نميتواند.
عائشه رضي الله عنها مي گويد: خداوند به زن هاي انصار رحمت کند، حياء آنها را از فهميدن مسايل ديني منع نکرد.1 در اينجا مراد از حياء، همان حياء عرفي است که اين نوع حياء مذموم است وصاحب آن در برخي امور نا موفق مي باشد.

انواع حیاء به اعتبار کسی که از وی حیاء باید کرد:

حياء به اعتبار اينکه از چه کسي باید انجام يابد، به سه نوع تقسيم مي شود: حياء از خداوند، حياء از مردم، حياء از خويشتن.

1. حياء از خداوند متعال: به اين طور که عظمت خدا و رحمت او همراه با تقصير خويشتن به ياد آيد، و در اجراي اوامر و ترک نواهي، از خداوند حياء صورت بگيرد و رضاي خدا طلب شود. در حديث شريف آمده است: (استحيوا من الله حق الحياء).2 از خداوند طوریکه شایسته است حیا کنید.

2. حياء از مردم: مثلا انجام گناه بصورت علني، بر زشتی و دشواري آن تأثير مي گذارد. پيامبر -صلي الله عليه وسلم- فرموده اند: هر يکي از امت من بخشيده مي شود، مگر مجاهرين بخشيده نمي شوند، مراد از مجاهرت اين است که يک شخص شبانگاه کاري(گناهی) را انجام مي دهد، خداوند بر وي پرده نموده است، در صبح وي ميگويد: اي فلان! من شب چنين کاري را انجام دادم، در شب خدا بر وي ستر نموده، و در روز وي ستر و پردۀ خدا را از بالاي خود دور مي نمايد.

3. حياء از خويشتن: این حیاء مربوط انسان های شریف عزتمند بلند همت است که خود شان را به دونی نمی افگنند و از تقصیر و کوتاهی خود داری می ورزند. شخصی که در برابر عملی زشت قرار می گیرد و یا فرصت ارتکاب گناه را میابد، هر چند که دیگران او را نمی بینند ولی نسبت همت بلند و اخلاق متعالی ای که دارد از خودش حیاء می کند که تن به ارتکاب گناه دهد. شخصی که از خود حیاء کند از دیگران حتما حیاء می کند.

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: