جګړې، جهاد او غزاګانې

آيا مبارزه با قلم و زبان را جهاد گفته می توانيم؟

مراد از جهاد و مبارزه توسط قلم و زبان، اين است كه با كاربرد اين دو، و با بهره جستن از نبشته ها و تبليغات، تلاشي به خاطر پاسداري از اسلام و توسعه ارزشهاي آن، تحكيم و تطبيق نظام اسلامي در جامعه صورت گيرد.
بي ترديد فعاليت هاي رسانه يي و كاربرد خامه ها و زبانها در جهت گسترش ارزش هاي اسلامي و انسداد و امحاي منكرات، گونه يي از جهاد است و خداوند اين كار را جهاد گفته است، آنگونه كه خداوند مي فرمايد: وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا  َلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا  َلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا . (سوره فرقان آيه 50-52)
ترجمه: ما قرآن را به صورتهاي گوناگون (در قالب الفاظ زيبا و جمله هاي مؤثر و گيرا و شيوه هاي دلربا) در ميان مردمان بيان داشته ايم تا آنان (خداي خود را) ياد كنند و پندگيرند. اما بسياري از مردم جز كفر و ناسپاسي (در برابر آن از خود) نشان نمي ددهند. اگر ما مي خواستيم در هر شهر و روستايي بيم رساني را بر مي انگيختيم. پس(در تبليغ رسالت و دعوت به حق استوار و كوشا باش و) از كافران اطاعت مكن و با قرآن با آنان جهاد بزرگ را بياغاز.
مراد از واژه جهاد كه دراين آيت ذكرشده، قتال يا جهاد مسلحانه نيست چون به نزد همه مفسرين اين آيات مكي اند و در مكه حكم جهاد مسلحانه نازل نشده بود و اين گونه جهاد يعني جهاد با زبان و نبشته ها قبل از فرضيت جهاد مسلحانه آغاز گرديده بود، بناء كارهاي رسانه يي و توسعه ارزشهاي اسلامي توسط قلم و زبان اصل جهاد به حساب مي رود. همچنان اين گونه جهاد هيچگاه توقف و ايستايي را نمي پذيرد، همواره بدان ضرورت احساس مي شود، بر رغم اين، قتال و يا جهاد مسلحانه، تنها در حين ضرورت بدان  رو برده مي شود.
تفكيك ميان اين دو را مي توان ضمن يك مثال روشن كرد كه چنين است: جهاد با قلم و زبان همانند هواست كه انسان هيچگاه از آن مستغني و بي نيازشده نمي تواند و همواره بدان نيازمند وجود دارد و قتال و جهادمسلحانه به سان دواست كه انسان تنها در هنگام مرض و ضرورت به استعمال و كارگرفت از آن نيازمند مي شود.

مواضع كاربردي اين دوگونه جهاد:

جهاد و مبارزه ذريعه قلم و زبان به منظور اقامه و تحكيم نظام اسلامي انجام داده مي شود، اما قتال و جهاد مسلحانه به خاطر پاسداري و حراست همان نظام و به منظور زدودن و ازبين بردن موانع و مشكلات فرا روي نظام اسلامي صورت مي گيرد و بايد متوجه باشيم كه دراينجا مطلوب در  تركيز براهميت جهاد با قلم و زبان اين است كه اين ارزش بايد هويدا گردد، كه فعاليت هاي مطبوعاتي و رسانه يي وسيله يي است مقدس و با اهميت در رساندن پيام الهي و مبارزه عليه منكرات و زشتي ها، اما به معني اين نيست كه جهاد مسلحانه دست كم گرفته شود و پديده مهم حساب نگردد جهاد مسلحانه در جاي خود نيز از اهميت ويژه يي برخوردار است.
ارزش و اهميت جهاد با قلم و يا فعاليت هاي جهاد رسانه يي:
پيغمبرخدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: جاهدوا المشركين باموالكم و انفسكم و السنتكم. رواه احمد وغيره.
يعني با مشركين توسط كاربرد مال، نفس و زبان خود جهاد نماييد.
ابن حزم در رابطه به اين حديث مي فرمايد: اين حديث در نهايت صحت خود قراردارد، و در اين حديث دستور به مناظره آمده است همچنان ثابت مي نمايد كه لزوم اين مناظره همانند لازم بودن جهاد و انفاق در راه خداست.
همچنان ابن حزم مي گويد: هيچ امري نيست كه خشم و قهر كفار و باطل گرايان را برانگيزد از اين كه سخنان وديدگاه هاي شان توسط حجت و برهان كوبنده از بين برده شود و همچنان بسا اوقات،  بزرگ ترين قوت هاي نظامي و لشكرهاي جنگي در مصاف جنگ شكست مي خورند اما حجت و برهان درست هيچگاه به هزيمت و شكست رو به رو نمي شود و حجت و برهان درست كه توسط قلم و زبان بيان مي گردد زيباترين و قوي ترين راهكاردعوتي است به سوي حق ودرست ترين وسيله نصرت به دين خدا نسبت به سلاح بران و لشكرهاي زياد.
ابن قيم مي فرمايد: جهاد دو گونه است: اول جهاد به وسيله شمشير و نيزه و اين جهاد عموم مردم است و كساني كه به اين جهاد رو مي برند و در جبهه جنگ مي شتابند بيشتر است. دوم جهاد بيان و تبليغ با ارايه براهين و دلايل بران است كه اين جهاد، جهاد خاص پيروان پيامبران الهي است و اين جهاد امت مسلمه است، مبارزان اين عرصه نسبت به جهاد مسلحانه كم است. و اين جهاد بهترين جهاد به حساب مي رود زيرا از يك سو منفعت آن زياد و ازسوي ديگر مشتقت و دشمنان آن بيشتر مي باشد.
به اساس همين ارزشمندي مبارزه و جهاد با قلم اصلاح گران و دعوتگراني كه خويشتن را به خاطر توسعه دين خدا و غلبه آن وقف كرده بودند نخستين كارشان و يا آغازين فعاليت هاي ايشان از همين جهاد با قلم و فعاليت هاي رسانه يي و مطبوعاتي بود، از جمله مي توان از سيدجمال الدين افغان، محمدعبده، سيدرشيدرضا، امام حسن بناء، عبدالحميد بن باديس، كواكبي، امام مودودي و به همين گونه ازشخصيت هاي برجسته ديگر عرصه اصلاحگري و دعوتگري ياد كرد.

اهداف جهاد و مبارزه با قلم و زبان:

اهداف جهاد و مبارزه با قلم  وزبان همانست كه در جهاد مسلحانه مطلوب است. هدف جهاد مسلحانه را خداوند چنين بيان مي نمايد: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّه (سوره انفال)
ترجمه:  و با آنان جهاد كنيد تا فتنه اي باقي نمايند و دين خالص از آن خدا گردد.
يعني هدف امحا و نابودسازي فتنه از روي زمين است و مي شود اهداف اين جهاد را به گونه تفصيل چنين به نگارش گرفت.
اول- بيان حق و رساندن آن براي مردم:
همه پيامبران الهي و همه علما مكلف اند كه دين خدا را براي مردم برسانند، قلم و زبان بهترين و بزرگ ترين وسيله و راهكار رساندن پيام الهي براي طبقات مختلف مردم است و اين امر، نخستين هدف جهاد قلمي و زباني مي باشد، در قرآن و سنت به اين گونه جهاد  و يا به اين شيوه ابلاغ پيام خداوند و رساندن دين او براي مردم، تركيز بيشترشده است، خداوند مي فرمايد: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا (سوره احزاب آيه 39)
ترجمه:  (پيامبران پيشين يعني آن) كساني كه رسالتهاي خدا را (به مردم) مي رساندند و از او مي ترسيدند و از كسي جز خدا نمي ترسيدند و همين بس كه خدا حسابگر(زحمات و پاداش دهنده اعمال آنان) باشد.
خداوند مي فرمايد: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (سوره مائده آيه67)
ترجمه: اين فرستاده (خدا) هرآنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است (به مردم) برسان و اگر چنين نكني رسالت خدا را نرسانده  و خداوند تو را از(خطرات احتمالي كافران و اذيت و آزار) مردمان محفوظ مي دارد.
خداوند مي فرمايد: وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (سوره نحل آيه 44)
ترجمه: و قرآن را بر تو نازل كرده ايم تا اين كه چيزي را براي مردم روشن سازي كه براي آنان فرستاده شده است( كه احكام و تعليمات اسلامي است) و تا اين كه آنان  بينديشند.
رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: بلغوا عني و لو آيه. يعني برمردم دين مرا برسانيد و لو آنكه يك آيه هم باشد.
اكنون قلم و زبان دو ابزار اساسي اند كه مي تواند نقش بسزايي را در ابلاغ دين خدا براي مردم بازي نمايد.
دوم: اصلاح و تزكيه نفس:
اين هم مهم ترين و اساسي ترين هدفي است كه پيامبران الهي به خاطر آن مكلف شده بودند و پس از ايشان حاملان وراثت ايشان به آن مكلف هستند كه اين رسالت را بدوش گرفته پيش برند و در اين راستا تلاش ورزند.
خداوند مي فرمايد:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (سوره بقره آيه 257)
ترجمه: خداوند متولي و عهده دار (امور) كساني است كه ايمان آورده اند، ايشان را از تاريكي هاي(گمراهي شك و حيرت) بيرون مي آورد و به سوي نور(حق و اطمينان) رهنمون مي شود.
خداوند مي فرمايد: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (سوره ابراهيم آيه 5)
ترجمه: و همانا فرستاده ايم موسي را با دلايل و معجرات خود به اين قوم  تا از تاريكي ها بيرون كرده به سوي نور رهنمون شود.
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ. (سوره جمعه آيه 2)
ترجمه: خدا كسي است كه از ميان بي سوادان پيغمبري را برانگيخته است و به سويشان گسيل داشته است تا آيات خدا را براي ايشان فرابخواند و آنان را پاك بگرداند و او بديشان كتاب (قرآن) و شريعت را مي آموزد آنان پيش از آن تاريخ،  واقعاً در گمراهي آشكاري بودند.

معناي تزكيه نفس چيست؟

مراد از تزكيه نفس اين است كه نفوس بشري پيراسته و اصلاح گردد از آنچه كه شريعت آن را زشت و منكر قرار داه است و آراستن انسان به آنچه شريعت امر و دستور داده است و آن را امر نيكو خوانده است.
و فعاليت هاي و كاركردهاي رسانه يي و مطبوعاتي عمده ترين ابزار تزكيه و پيراستن فكر و اخلاق است.
چرا تزكيه نفس مهم است؟
زيرا مهم بودن تزكيه نفس به خاطر اين است كه شرط نخستين دستيابي جنت همين تزكيه و اصلاح نفس است. خداوند مي فرمايد: وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ
(سوره زمرآيه 73)
ترجمه: و كساني كه از(عذاب و خشم) پروردگارشان مي پرهيزند گروه گروه به سوي بهشت رهنمود مي شوند تا بدان گاه كه به بهشت مي رسند بهشتي كه درهاي آن بازاست بدين هنگام نگاهبانان بديشان مي گويند: درودتان باد خوب بوده ايد و به نيكي زيسته ايد، پس خوش باشيد و داخل بهشت شويد و جاودانه در آن بمانيد.
چون يكي از اساسي ترين وظايف پيامبران الهي همين تزكيه نفس بود و در صورت اصلاح نفس، انسان مي تواند لذت ايمان را بچشد، رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: و ان يزكي المرء نفسه،‌ان يعلم ان الله معه حيث كان.
يعني (يكي از راه هاي كه انسان لذت و حلاوت ايمان را مي چشد اين است كه) انسان نفس خود را تزكيه و پاك نمايد، به اينكه بداند خداوند با اوست هرجاي كه اين انسان هست.
هدف  از تزكيه نفس چيست؟
هدف از تزكيه نفس اين است كه چنان مردان كار و فعال تربيت شود كه بتوانند بارسنگين اقامه نظام اسلامي را بدوش بردارند،‌زيرا اين مسئوليت را هركس نمي تواند بدوش گيرد همان كسي مي تواند كه اين بارگران و اين رسالت بزرگ را حمل نمايد كه به اثرتربيت و تزكيه به حمل آن آماده شده باشند. خداوند مي فرمايد: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلا (سوره احزاب آيه 23)
ترجمه: در ميان مؤمنان مرداني هستند كه با خدا راست بوده اند در پيماني كه با او بسته اند، برخي نيز در انتظارند آنان هيچ گونه تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود نداده اند.
و اين كار به اثر قلم و زبان با استفاده از رهگذر تزكيه و اصلاح نفس صورت مي پذيرد.
سوم- جلوگيري از انحرافات فكري و عقيدتي و تصحيح آن:
سومين هدف اساسي از فعاليت هاي رسانه يي يا جهاد قلمي و زباني همانا رو به راه كردن افكار و باورهاي انحرافي، و بازداري و انسداد روزنه ها و راه هاي انحرافات،‌نقد و پالايش افكار انحرافي و التقاطي گروه هاي پيشينه و جلوگيري از توسعه و رشد آن افكارمزخرف،‌ بسان گروه هاي كه در باتلاق بدعت فروافتاده اند يا از دايره اسلام بيرون شده اند،‌مانند گروه هاي قادياني، بهائيان و… در كنار اين، امروز، بسا افكار، انديشه هاي و عقايد مزخرف و انحرافي ديگري در جهان وجود دارد كه انسداد منافذ و راه هاي توسعه و خشكاندن ريشه آن، جهاد بوده و آن يكي از اهداف مهم و بنيادي همين مبارزه قلم و زبان به حساب مي رود. به گونه مثال مي توان از افكار انحرافي سكولريزم، ليبراليزم،‌ مليت گرايي و… ياد كرد.
چهارم- اثبات و اقامه حجت بر معاندين اسلام و اثبات عذر حضورپروردگار:
به همين گونه اقامه دليل و حجت عليه آناني كه از روي ضد و عناد از پذيرش حق سرمي تابند، هدف ديگري از اهداف جهاد رسانه يي و مبارزه قلمي و زباني مي باشد و اقامه حجت عليه معاندين اسلام يكي از اهداف بعثت انبياء عليهم السلام نيز به حساب مي رود.
خداوند مي فرمايد: رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (سوره نساء آيه 165)
ما پيامبران را فرستاده ايم تا مژده رسان و بيم دهنده باشند و بعد از آمدن پيامبران حجت ودليلي برخدا براي مؤمنان باقي نماند و خدا چيره كاربرجاست.
و يكي از مسئوليت ها و مكلفيت هاي پيروان و اتباع پيامبران الهي نيز همين اقامه حجت بر معاندين اسلام است كه آنان از سركشي و انكار حق بازگردند. خداوند مي فرمايد: قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي (سوره يوسف آيه 108)
يعني بگو اين است راه من كه دعوت مي كنم من و پيروانم به سوي خداوند براساس بينش و بصيرت.
خداوند مي فرمايد: وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (سوره اعراف آيه164)
ترجمه: و(به ياد يهوديان بياور) هنگامي را كه گروهي از(صلحاي اسلاف) ايشان به كساني مي گفتند(كه سركشان و گناهكاران را پند مي دادند و موعظه مي كردند) چرامردماني را پند مي دهيد كه خداوند آنان را(بسبب كفر و معاصي) نابود مي كند يا عذاب شديدي خواهد داد؟ مي گفتند (ما به وظيفه خود كه امر به معروف و نهي از منكراست عمل مي كنيم) تا در پيشگاه پروردگارتان معذور بوده (ورفع مسئوليت از خويشتن كرده باشيم) و شايدهم تقوا و پرهيزگاري در پيش گيرند.
خداوند مي فرمايد: وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَ (سوره طه   آيه 134)
ترجمه: اگر ما پيش از نزول قرآن و آمدن پيغمبر اسلام ايشان را با عذابي نابود مي كرديم (روزقيامت) مي گفتند پروردگار! چرا ( در دنيا) پيغمبري براي ما نفرستادي تا از آيات تو پيروي كنيم پيش از آن كه ( درآخرت) خوار و رسوا شويم.
خصوصيت اين گونه جهاد قلمي و زباني اين است كه براي  تمام جوانب و زندگي انسان دليل عرضه مي دارد و براي شان گوشزد مي نمايد كه در تمام ابعاد زندگي تابع فرامين و نظام الهي باشند  و از پيروي شيطان اجتناب ورزند و اين فرموده خداوند را به منصه تحقق و عملي گذارند كه مي فرمايد: ادخلوا في السلم كافة و لاتتبعوا خطوات الشيطان. يعني در اسلام به طور كامل داخل شويد و از تعقيب و پيروي گام هاي شيطان دوري گزينيد.  و براي بشرمي فهماند كه چنان نباشند كه به يك بعد دين عمل نمايند و از پذيرش بعد ديگرش سركشي نمايند،‌ كه چنين كار بدترين گناه و جرم بوده و امت هاي قبلي با روبردن به چنين عمل در منجلاب هلاكت فروافتادند، خداوند مي فرمايد: وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة (سوره مائده آيه  14 )
ترجمه: و از كساني كه مي گويند: ما مسيحي هستيم پيمان گرفتيم اما آنان قسمت قابل ملاحظه اي از آنچه بدانان تذكر داده شده بود به دست فراموشي سپردند لذا به پاداش آن تا دامنه قيامت ميان ايشان كينه و دشمني افكنديم.
خداوند مي فرمايد: أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ (سوره بقره85)
ترجمه: آيا به بخشي از كتاب ايمان مي آوريد و به بخش ديگر كفر مي ورزيد؟ براي كسي كه از شما چنين كند جز خواري و رسوايي در اين جهان نيست و در روز رستاخيز به سخت ترين شكنجه ها برگشت داده مي شوند.
پنجم- پاسداري وحفاظت ازمنافع و مصالح امت مسلمه:
حضرت حذيفه از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت مي كند كه ايشان مي فرمايد:
يعني آن كسي كه به امور و حالات مسلمانان اهتمام بخرچ ندهد و بدان توجه نكند از زمره ايشان نيست و آنكه شب و روز نمايد اما خيرانديش براي خدا و براي رسولش و براي پيشواي خودش و براي همه مسلمين نباشد از زمره ايشان نيست.  (المعجم الاوسط للطبراني- 7/270 )
ششم- بيدارسازي شعور ملت:
 الف: بيدارسازي شعور آزادي
ب: بيدارسازي شعورهمبستگي و همگرايي با امت مسلمه وزنده ساختن احساس يك جسد بودن با ايشان.
وعن النُّعْمَانِ بنِ بشِيرٍ رضي اللَّه عنهما قال: قال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وتَرَاحُمِهِمْ وتَعاطُفِهِم، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَداعَى لهُ سائِرُ الْجسدِ بالسهَرِ والْحُمَّى » متفقٌ عليه.
از نعمان بن بشير رضی الله عنهما روايت است که: رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: مثل مسلمانها در محبت و رحمت و مهربانی شان به همديگر مانند يک جسد است، که هرگاه عضوی از آن بدرد آيد، ديگر اعضای جسد در تب و بيدار خوابی با آن همراهی می کنند.
ج:  بيدارسازي شعورپاسداري از منافع ديني و ملي خويش.
د: برانگيختن شعور و احساس كنترول و اجتناب ورزيدن از هرگونه وسوسه ها و دام هاي شيطاني.
هفتم- پاسخ دادن به اعتراضات و توطيه هاي كه برضد اسلام و ارزش هاي اسلامي راه انداخته شده است:
امروز توطيه هاي گونه گون توسط رسانه ها و مطبوعات غربي عليه اسلام راه انداخته مي شود و چهره اسلام وارونه جلوه داده مي شود،‌اينجا نياز به قلم هاي احساس مي شود كه در راستاي پاسخ گويي به آن توطيه ها بپردازد.
حضرت براء رضي الله عنه مي گويد كه رسول الله صلي الله عليه وسلم براي حسان گفت: پاسخ هجوگوي هاي شان بدهيد و حضرت جيرئيل باشماست.
هشتم-  ذهنيت سازي براي ساختن يك جامعه اسلامي:
قضيه ذهنيت سازي تنها براي ساختن نظام اسلامي وابسته نيست بلكه همه كارهاي اجتماعي اي كه گام هاي مشترك به تحقق آن نياز برده مي شود، ضرورت دارد كه پيشاپيش ذهنيت سازي صورت گيرد ورنه همان كاراجتماعي نيز نتيجه مطلوب را به دست نمي دهد.  بايد گفت كه كارهاي دوران مكي رسول الله صلي الله عليه  وسلم همين ذهنيت سازي بود تا مرحله رفتن به مدينه منوره.
نهم- ساختن جامعه اسلامي:
ساختن جامعه اسلامي هدف و خواست اصلي هر مسلمان مي باشد و همين امر هدف اساسي همه پيامبران الهي بود. به گونه كه خداوند مي فرمايد:
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ (سوره شوري آيه 13)
ترجمه: خداوند آئيني را براي شما بيان داشته و روشن نموده است كه آن را به نوح توصيه كرده است و ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموده ايم دين را پا برجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد اين چيزي است كه شما مشركان را بدان فرا مي خوانيد بر مشركان سخت گران مي آيد خداوند هر كه را بخواهد براي اين دين بر مي گزيند و هركه به سوي آن برگردد بدان رهنمودش مي گرداند. هدف بعثت رسول الله صلي الله عليه وسلم نيز همين ساختن جامعه اسلامي و تحكيم دين در آن بود، خداوند در همين مورد مي فرمايد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (سوره توبه آيه 33)
ترجمه: خداست كه پيغمبرخود را همراه با هدايت و دين راستين روانه كرده است تا اين آئين را بر همه آئين ها پيروز گرداند هر چند كه مشركان نپسندند.
نويسنده: دكتور مصباح الله عبدالباقي
ترجمه: نقيب الله حميد


دوکتور مصباح الله عبدالباقي استاذ در پوهنتون بین المللی اسلام اباد
صافی بنسټ خبرتیا Safi Foundation Ads Donation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
وسیع ویب
error: