تزکیهمرګ | میراث اړوند

مرگ اندیشی و تاثیرات آن

یکی از اندیشه های اساسی و گوهری که باعث ایجاد بیداری و پوینده-گی در آدمی می شود؛ و آموزه های دینی نیز بدان پرداخته و آدمی را متوجه آن ساخته، یاد مرگ و اندیشیدن به آن است. قرآن کریم و احادیث نبوی مالامال از سخنان و اندرزهایی در این مورد می باشد.

مرگ حقیقتى قطعى و غیر قابل انکار براى هر موجود زنده مى باشد که الله تعالی چشیدن طعم آن را به عنوان یک قانون کلّى بیان نموده و همه ی موجودات سرانجام باید به این سرنوشت نایل گردند. الله متعال در این زمینه چنین ارشاد مى فرماید:
(كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ)(آل عمران/185)
«هر کسی مزه ی مرگ را می چشد».
این آیت دلالت بر عمومیّت سخن حق تعالى دارد و این که هر صاحب نفسى ناچار و ناگزیر است از چشیدن طعم مرگ و تفاوتى نمى کند که این موجود حیوان باشد یا گیاه و یا فرشته؛ پس هر موجود زنده اى به ناچار خواهد مرد. مگر الله تعالى که او زنده است و نمى میرد و او اوّل و آخر تمام اشیاء است.
(كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإكْرَامِ)(الرحمن/26-27)
»همه چيزها و همه کساني که بر روي زمين هستند، دستخوش فنا مي گردند و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو مي ماند و بس«.

«مرگ حقیقتى است که هر روز به طور آشکار آن را مشاهده مى کنیم و یا چیزى در رابطه به آن مى شنویم؛ امّا انسانى که علاقمند به زنده گى دنیایى است و به بازی هاى آن سرگرم شده و گمان مى کند که مرگ، نابودى است و زنده گى بعد از آن هرگز معنایى ندارد، از یاد مرگ مى ترسد و از نشانه هاى آن فرار مى کند؛ در حالى که خداوند چنین انسان هایى را مورد خطاب خویش قرار داده، مى فرماید:
(أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِى بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ)(نساء/79)
«هر کجا باشید، مرگ شما را فرا مى گیرد؛ اگر چه در کاخ هاى بسیار محکم باشید».
(قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَـقِیکُمْ)(جمعه/8)
«بگو: مرگى که شما از آن مى گریزید حتماً شما را ملاقات خواهد کرد».
خداوند در آیات فوق به این مطلب مهم اشاره مى فرماید که فرار از مرگ فایده اى ندارد و یقیناً روزى مرگ انسان، فرا مى رسد و این حقیقتى قطعى در عالم وجود است.
«مردم بر حسب نوعی که زنده گی می کنند، با مرگ و یاد مرگ نسبت های متفاوتی می یابند. امام محمد غزالی در کتاب «ذکر الموت» از احیاء العلوم نوشته است که مردم بر سه گونه اند و به همین دلیل با مسأله ی مرگ نیز سه گونه مواجهه دارند:
دسته ی اول کسانی هستند که شیرین زنده گی می کنند، اهل لهو و غفلت اند، از زنده گی مرفه ای برخور دارند و دل شان از حب دنیا مالامال است. به حیات این جهانی رضایت داده اند و از آن اشباع گردیده اند. لذا وراء آن را نمی طلبند. به تعبیر قرآن کریم:
(رَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا) (یونس/7)
»به زنده گي دنيوي بسنده مي کنند (و گمان مي برند که جهان ديگري پس از اين جهان وجود ندارد) و به ايـن جهان دل مي بندند (و براي جهان ديگر، تلاش نمي نمايند)«.
به این عالم تکیه داده اند و دل خوشند و خیال دل برکندن نیز ندارند. این افراد یا از مرگ یاد نمی کنند، یا اگر هم یاد کنند از در رسیدن آن متأسفاند، چرا که این زنده گانی شیرین را از آن ها خواهد ستاند، به تعبیر مولوی:

هر که شیرین می-زید او تلخ مرد
هر که او تن را پرستد جـان نبرد
(مثنوی، دفتر اول، بیت،2302 )
آن گونه شیرین زیستن، این تلخی تصور مرگ را نیز به دنبال دارد.
دسته ی دوم تایبان هستند یعنی آدمیانی که اهل توبه اند، اینان اگر چه همه ی عمرشان به نیکوکاری سپری نمی شود، اما از بد کاری های خود در ندامت اند و مایلند که زنده گانی بهتری را پیشه کنند ـولی توانایی آن را ندارند. این افراد هنگامی که به یاد مرگ می افتند، با ندامت از آن یاد می کنند. خایفند که مبادا هنگام مرگ، برای آن آماده گی نگرفته باشند. نگران هستند که مبادا روزگار به ناگاه باب عمل را به روی شان ببندد ـ در حـالی که از بی عملی و بد عمـلی برای خود زیان های بسیار پدید آورده اند.
دسته ی سوم، عارفان هستند. اینان در این عالم با خدای خود زنده گی عاشقانه ای را سپری کرده اند. مرگ برای شان وعده ی ملاقات است. دل شان برای آن هنگامی می تپد که از این زندان رهایی می یابند. به تعبیر مولوی اینان در پی آن هستندکه تیشه ای بر گیرند و این زندان را سوراخ کنند و از آن بگریزند تا به محبوبی ملــحق شـوند که عمـری به یاد او و در فـراق او می زیسته اند».

فزون طلبی و سرکشی ها در بیشتر موارد ناشی از آن است که آدمی توهم جاودانه گی دارد و فکر می کند که برای همیشه در این جهان زیست می کند و از رفتنی بودن خود غفلت می ورزد و از محرومیت های خود رنج بیهوده می برد، یاد مرگ به منزله ی یک واقعیت، آدمی را از خواب غفلت بیدار نموده و او را با این جهان هماهنگ می کند و به او می آموزد که خواسته هایش را با یک زنده گی فانی و پایان پذیر متناسب سازد نه با زنده گانی پایان ناپذیر و جاویدان. بیشتر مردم چنان زیست می کنند که گویی مرگی به دنبال نیست و یا به عباره ی دیگر با امری یقینی چون مرگ چنان مواجه می شوند که گویی مشکوک ترین  امور است.

در قرآن کریم نترسیدن از مرگ از علایم  محبت الهی شمرده شده است و کسانی که ادعای محبت الهی می کنند بایستی که آماده ی لبیک گفتن به پیک اجل باشند و از مرگ نترسد.
(قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)(جمعه/6)
»بگو: اي يهوديان! اگر شما مي پنداريد که شما دوستان خدا هستيد نه مردمان ديگر، اگر راست مي گویيد خواستار مرگ شويد«.

معنای این سخن آن است که اولیاء الله هم یاد مرگ می کنند و از آن نترسیده بلکه مرگ را با آغوش باز استقبال می کنند.
شهید سید قطب (رحمه الله) در نامه ی به خواهرش در مورد مرگ چنین می-نگارد: «آمنه! خواهر عزیزم، دیگر از مرگ نمی ترسم و اگر هم اکنون به سراغم بیاید، از آن نمی گریزم؛ چون به راستی از زنده گی خیلی چیزها گرفته ام و شاید بهتر باشد که بگـویم بخشیده ام!! جدایی بین گرفتن و بخشیدن، همیشه هم آسان نیست. زیرا در جهان روح هر دو یک معنا دارند، هر گاه چیزی را بخشیـده ام، همان را نیز گرفته ام!! البته نه به این معنا که کسی به من چیزی داده باشد، بلکه هرگاه چیزی را بخشیده ام، چیزی هم گرفته ام؛ یعنی من هم به اندازه ی کسانی که به آنان چیزی داده ام، خوشحال شده ام!! پس، دیگر از مرگ ترسی ندارم اگر هم اکنون به سراغم بیاید؛ چون هر چه که در توانِ من بود و از دستم بر می آمد، انجام داده ام و خیلی چیزها هستند که اگر زنده بمانم، دوست دارم آن ها را نیز به انجام برسانم؛ اما اگر نتوانستم انجام شان دهم، غم و غصه، دلم را نمی گیرد؛ چون کسان دیگری هستند که این کار را می کنند.

اگر این موضوعات، شایسته گیِ بودن و ماندن را داشته باشند، هرگز نمی میرند؛ زیرا مطمئنم ناظری که بر این هستی نظارت می کند، اجازه نمی دهد هیچ خیری و یا فکر مفیدی بمیرد و از بین برود. دیگر از مرگ نمی ترسم، اگر هم اینک به سراغم بیاید، زیرا در راه خیر و نیکی آنچه در توان من بود و از دست من بر می آمد انجام داده ام، از خطاها و گناهانم نیز پشیمانم و آن ها را به خدای رحمان می سپارم و به رحمت و رأفتش امیدوارم. تنبیه و سرزنش او، برایم نگران کننده نیست؛ زیرا سزایش هر گونه که باشد، درست و به جاست. من هم عادت کرده ام که عواقب کارهایم را به عهده بگیرم و تحمل کنم و در روز حساب هم، نتایج خوب و بد اعمالم را می پذیرم. (نامه ی سید قطب به خواهرش آمنه،43ـ 45)

جباران تاریخ به ویژه از دو چیز بیزار بودند: یکی نام الله متعال و دیگری یاد مردن، قرآن کریم خود می فرماید:
(وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ) (زمر/45)
»هنگامي که الله به يگانگي ياد مي شود، کساني که به آخرت ايمان ندارند، دل هاي شان مي گيرد و بيزار (از يکتا پرستي) مي گردد. امّا هنگامي که از معبودهایي جز خدا سخن به ميان مي آيد شاد و خوشحال مي شوند!« (الزمر/45)
«عکس العمل جهان معاصر نیز تحقیر یا حذف مرگ است: تا می توانیم مرگ را از خاطر ببریم، تنها به زنده گی این دنیا فکر کنیم، گورستان ها را از شهرها دور کنیم، مرده ها را فراموش نماییم، برای فرزندان مان از مرگ نگوییم و ننویسم، سر خود را به انواع وسایل تخدیر کننده سرگرم کنیم تا در باره ی زنده گی و پایانش نیندیشیم.»

انسانی که مرگ را فراموش کرده و خود را مانده گار و جاوید می داند سخت شیفته ی دنیا شده و همه ی توانش را برای کسب دنیا و مال اندوزی به کار می برد و آخرت را فراموش کرده و دچار رذایل اخلاقی می گردد؛ و در روی زمین دست به فساد و تباهی می زند. فراموشی مرگ باعث ایجاد تکبر و غرور در وی می شود؛ اما یاد مرگ و اندیشیدن در آن کبر و غرور را از وی زایل ساخته و خضوع و فروتنی را در او به وجود می آورد.
اندیشه ی مرگ، غفلت را از آدمی زایل ساخته و پیوسته وی را فعال نگه می دارد و باعث ایجاد انگیزه برای کسب کارهای شایسته و نیک می گردد.

نگاه مسلمان به مرگ نگاهی دو گانه است: از یک سو در آن وعده ی ملاقات یار را می بیند و از سوی دیگر در آن نیرویی مقهور کننده می-یابد که وی را به خضوع وا می دارد و سرکشی های نفس را فرو می کوبد و این هر دو مطلوب مسلمان است.

روشن است که یاد مرگ و دفع حب دنیا همواره آدمی را به کفاف و عفاف دعوت می کند و بهره برداری گزاف و بی رویه از این عالم را محدود می نماید و از همه بالاتر زمینه ی بسیار مساعدی برای پرورش صفات نیک در دل آدمی می شود.

نويسنده: نعمت الله سبحانی

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: