اخلاقشخصیت

مثبت و منفي ؛ با دو نوع انسان آشنا شويد!

برای اينکه در ساختار شخصيت ما تاثيری بيايد لازم است تا انسانها مثبت ومنفی را در جامعه بشناسيم ، من درينجا صفاتی ازين مردمان را  ذکر ميکنم وشما بعد از مطالعهء اين صفات شما در مورد خود فکر کنيد که آيا در جملهء اشخاص مثبت هستيد ويا منفی وياهم بعضی از صفات انسانهای مثبت را داريد وبعضی از صفات منفی . سپس برای اصلاح خود برنامه ريزی کنيد وبا گذشت يکماه دو باره خود را امتحان کنيد .

8 انسانهای مثبت هميشه پيام مثبت ميداشته باشند وانسان با ديدن آنان احساس راحت وخوشی ميکند ، از خوبی ها صحبت ميکنند ، وحتی درهنگام صحبت از آخرت وقبر نيز صحبت شان نخست در مورد نعمت های الهی ميباشد . پيامبر اسلام ميفرمود که قبر باغچهء از باغچه های جنت است ، وياهم کندی از کند های دوزخ است . بناء در آغاز صحبت از باغچها های جنت شروع ميشود ، همچنان از نعمت های فراوانی که برای مومنان در جنت است صحبت ميمنمود . انسان مثبت هميشه از خوبی ها صحبت نموده وبا ديدن او انسان احساس راحت ميکند ، اما انسانهای منفی هميشه از بدی ها صحبت ميکند ، هميشه قصه های رنج آور وغم آور است که فضای راحت را غمگين ميسازد ، اين انسانها از مرگ شخصی که يک سال قبل فوت نموده ويا حادثهء ترافيکی دلخراشی صحبت را آغاز ميکند که مجلسش کاملا غم ورنج است .

9 انسان مثبت هميشه خوبی را ميبيند ، او مانند رسامی ميباشد که برای رسامی يک منظرهء منطقهء زيبايی را اختيار ميکند ، منظره های زشت را اصلا هيچ رسامی نميکند ، انسان مثبت هميشه خوبی های هرکسی را ميشمارد ، هيچگاهی خود را قاضی وحکم قرار نميدهد که به جستجوی عيب های ديگران باشد . هرگاه کسی اشتباهی کند او را با بسيار لطف ومهربانی به اشتباهش ميفهماند ، ولی انسانهای منفی هميشه از عيب ديگران صحبت ميکنند ، هرگاه درمقابل شان صد کار نيکی داشته باشی همه را فراموش نموده فقط يک عيب را درمقابل خود قرار ميدهند وبه اين اساس به نظر آنان هيچ انسان خوبی يافت نميشود ، زيرا همهء مخلوقات يک عيبی دارند ، تنها بی عيب خدای عزوجل است .

10    انسان مثبت هميشه به آيندهء خوب فکر ميکند ، او بشارت وخوشخبری از آيندهء خوب ميدهد ، فردای قشنگ ، زنده گی سعادتمند ، آخرتی با راحت و آرامش … هميشه برای انسان در مورد بهبود زنده گی آينده صحبت ميکند ودروسش هميشه درس سعادت است … ولی انسانهای منفی هميشه از آيندهء بد صحبت ميکند ، وحتی اين تهمت را بر پيامبر ميبندد که گفته است (يوم البد تر ) در حاليکه پيامبر چنين نگفته است . پيامبر ميگويد امت من مثل باران است . معلوم نيست که خير در اول شان است وياهم در آخر شان .

11    انسان مثبت هميشه فکر ميکند که (چی بايد کرد ) بناء برنامه وپلان برای زنده گی ميسازد ، اما انسانهای منفی هميشه ميگويند (چرا اينطورشد ) بناء هميشه در غم هستند .

12    انسانهای مثبت شکست خود را راهی برای پيروزی ميداند ، زيرا ميداند که بعد از هر شکست

13    انسان مثبت تسليم روزگار نشده بلکه برای مبارزه با مشکلات سعی وتلاش می ورزد ، اما انسانهای منفی تسليم روزگار اند .

14    انسان مثبت ميداند که خدای عزوجل برای من اختيار داده است تا زنده گی خود را منظم سازم ، ( ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم ) او بايد خودش را از داخل تغيير دهد تا خدای عزوجل با وی کمک نموده او را در رسيدن به منزل مقصود ياری رساند ، اما انسانهای منفی تمام ملامتی وناکامی هاي خويش را به تقدير نسبت ميدهند .

15    انسانهای مثبت در مقابل مشکلات جامعه بی تفاوت نميباشند ، هميشه برای اصلاح کار ميکنند ، حضرت عمر شب ميرفت وصدای مريضی را شنيد ، فورا به خانه اش رفته ، سوال نمود ، صاحب خانه گفت که همسرش مخاض (تکليف ولادت ) دارد ، کسی نيست ، او فورا به نزد ام کلثوم دختر حضرت علی (رضی الله عنه)  رفت . الخ ….     اما انسانهای منفی هميشه

16    انسانهای مثبت تقسيم اوقات منظم دارند ، و24 ساعت زنده گی شان طبق همان تقسيم اوقات منظم است ، عبادتهای شان مطابق تقسيم اوقات و وقت هر چيزی برای شان معلوم است ، اما انسانهای منفی بدون تقسيم اوقات هرکسی که دستش را گرفت و به هرجايی که بردش با وی ميرود ، شايد هلاک شود ، ناکام شود  وهر چيزی که شد .
17    انسانهای منفی سياست به من چی … را دنبال ميکنند ، گمراهی است ، بيدينی است ، آنها به اساس فرهنگ قبل از اسلام بز از پای خود آويزان است گوسفند از پای خود … اما انسانهای مثبت امر بالمعروف ونهی عن المنکر را ..question-mark

18    انسانهای منفی مرا مردم خوب بگويند .. شايد خدای بد بگويد … رسولش بد بگويد مهم نيست … آنها مردم را بت خود ساخته اند ، مردم خفه نشوند … اما انسانهای مثبت رضايت الله (جل جلاله) را نسبت به رضايت مردم ترجيح ميدهند .

19    انسانهای مثبت خود را در مصيبت ها ملامت نموده وعقيده دارد که (هرمصيبتی که بالايش ميايد جزای اعمال زشت خودش است ) بناء او را اصلاح خود سعی ميکند تا مصيبت هايش رفع گردند ولی انسانهای منفی هميشه بار ملامتی را بالای ديگران مياندازند . شاگرد منفی گرا هنگام ناکامی نميگويد من درس نخواندم ناکام شدم بلکه ميگويد استاد مرا ناکام کرد .

20    انسان مثبت به الفاظ خود متوجه است ، چی ميگويد ، ديگران از وی چی ميشنوند ، آيا با گفتن اين الفاظ ارزش اخلاقی اش به نزد ديگران خوب معلوم ميشود ، و يا اينکه ارزش خود را از دست ميدهد ، بناء در اختيار کلمات مثبت حتی برای نزديکترين رفيق ودوست خود سعی وتلاش ميورزد ، اما انسانهای منفی دوستی خود را با حرفهای زشت وبد اخلاقی تبارز ميدهند ، استخدام الفاظ زشت ودشنام دادن به ديگران را افتخار دانسته وفکر ميکند که هرقدر زشت سخن بگويد ، خوب معلوم ميشود .

21    انسانهای منفی هميشه خود را به شکلی از اشکال برائت ميدهند ، گناهان خود را توجيه ميکنند ، ولی انسانهای مثبت ازين غفلت خود را نجات داده يک گناه کوچک را مانند کوهی فکر نموده ، فورا به بارگاه الهی توبه ميکنند .
22    انسانهای مثبت در مال خود حصهء برای خدمت به اسلام ، همکاری با فقراء ، نشر دعوت اسلامی تخصيص ميدهند ، ولی انسانهای منفی مالشان سبب هلاکت شان در آخرت است ، مصرف مال شان بدون کدام  برنامه است .

23    انسان مثبت در مورد نتايج کارش فکر ميکند ، خودش خود را محاسبه ميکند ، درين زمستان چی کردم ؟ درين جمعه چی کردم ؟  امروزم چطور سپری شد ؟  امسال دينداری ام نسبت به پارسال چقدر تفاوت نموده است ؟   آيا ارتباط با خدای عزوجل دارم ؟  ايا خداوند از من راضی خواهد بود؟  اگر مرگ ناگهان بيايد چی آماده گی هايی برای آخرت دارم ؟ آيا والدينم از من راضی هستند ؟  چی کنم تا دوستانم از من نرنجند ؟  اما انسانهای منفی هيچ فکری ندارند ، فقط چهار روز دنياست بايد خوش سپری شود . اين شعار انسانهای بی شخصيت ، ضعيف ومنفی است .

24    انسانهای مثبت دارای خط فکری منظم بوده مطابق يک انديشه زنده گی ميکنند اما انسانهای منفی به هرسو که کشانده شدند ميروند ، هر کار شان بابی تفاوتی است .

25    انسانهای مثبت باورد دارند ، به خدا باور دارند ، به قرآن باور دارند ، به زنده گی باور دارند ، به خود باور دارند ، بناء با باور زنده گی نموده ونتايج زنده گی خويش را با باور عالی بدست مياورند ، اما انسانهای منفی به هر چيزی شک دارند ، حتی بالای خود شک دارند ،بناء با بی باوری ها هميشه بطرف ناکامی در حرکت اند .

26    انسانهای مثبت تصميم دارند ، هميشه برنامه گرفته وتصميم ميگيرند ، من بايد خود را ازين بدبختی نجات دهم ، وبا تصميم قوی هميشه زحمت ميکشند وبالآخره پيروی ميشوند ، اما انسانهای منفی تسليم آنچه بالای شان ميايد هستند ، هرچی شد شد …

27    انسانهای مثبت علم را ثروت ميدانند ، تقوا را ثروت ميدانند ، فکر را ثروت ميدانند ، ارتباطش را با خدای عزوجل ثرورت ميدانند ، با اين ثروت های زنده گی ميکنند ، اما انسانهای منفی در تمام اين عرصه ها فقير هستند ، فقيری در فکر ، فقيری در انديشه ، فقيری در تقوا ، فقيری وبالآخره در همه چيز فقير هستند .

28    انسانهای مثبت مال را وسيله بر ای رهايش دانسته به همان اندازه که زنده گی کند مال ميخواهند زيرا ميدانند که اگر کم بخوری غذا ترا به منزل ميبرد وحامل تو ميباشد ، اما اگر زياد خود را تو غذا را حمل ميکنی . اما انسانهای منفی تمامی هدف شان فقط بدست آوردن پول است ، وهنگامی بدست آورند يا بخيل هستند ويا اينکه بيجا مصرف ميکنند .
29    انسانهای مثبت هميشه به اينده مينگرند ، اما انسانهای منفی فقط به عقب مينگرند .
30    انسانهای مثبت انگشت بطرف خود ميگيرند ، من چی کنم ؟ من چی بايد کنم ؟ اما انسانهای منفی هميشه منتظرند ديگران برای من چی کنند ؟ مادرم … پدرم … حکومت …. وياهم فلان وفلان ….
31    انسان مثبت انديشه اش را پاک ميکند او هيچگاهی به بدی ها فکر نميکند ، وبدی های ديگران را فراموش ميکند ، وميخواهد با صفای قلب زنده گی کند ، اما انسانهای منفی عقده مند هستند ، يک اشتباه کوچگ ديگران را بزرگ ساخته از همه کس بد شان ميايد .

32    انسان مثبت هر مکانی را مطابق ارزش آن بکار ميبرد ، او ميداند که پوهنتون جای آموزش علم است وفقط برای بدست آوردن تعليم وتربيه استفاده اش ميکند ، اما انسان منفی هر جايی را مکان ساعت تيری و وقت گزرانی ميداند ، برايش سينما وپوهنتون يکسان معلوم ميشود ، همان بد اخلاقی هايی را که در کوچه وبازار انجام ميدهد در داخل پوهنتون نيز به همانگونه است .

33    انسان مثبت وسايل را برای راحت واستفاده از وقت استعمال ميکند ، او ميداند مثلا موبايل برای اينست که من سرگردان نشوم ، وقتم مصرف نشود ، پولم در کرايه تکسی برای رفتن به نزد کسی مصرف نشود ، فورا با تماس کم مشکلش را رفع ميکند ، اما انسان منفی موبايل وسيله بازيچه قرار داده مثل اطفال هميشه گدی گکش دردستش است ، زنگ های عجيب وغريب و در بين راه موسيقی شنيدن عادتش است ، او با اين غفلت فکر ميکند که شخصيتش بسيار عالی است ولی خبر ندارد که درمقابل هر کسی با چنين حرکات بی شخصيت ميشود .

34    انسان مثبت شخصيت خود را در کار های مثبت ميبيند ولی انسانهای منفی شخصيت خود را در کارهای منفی ميداند.

35     بالآخره فرق اساس ميان انسان مثبت ومنفی در دو طرز فکر است ، انسان مثبت درست فکر ميکند ، فکر دارد ، باور دارد ، رابطه هايش با خدا ، مردم ، وخودش مستحکم است ، باور ها انديشه وفکر ميسازد ، وبا اين فکر هدفمند زنده گی ميکند ، اما انسان منفی بی فکر است ، بی باور است ، انديشه ندارد .

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: