شخصیت

اساسات خود سازى و شخصيت پرورى

نوشته: نعيم صديقى
ترجمه: نقيب الله حميد.

قسمت اول

حرف هاي اساسي و در خور گفتن:

به همان پيمانه ى كه كاركردها، تلاش ها و فعاليت هاى انسان، در زندگى اش اثر گذار مى باشد، وسوسه ها، ديكته ها و توطيه هاى شيطان هاى انسى و جنى، نيز همدوش آن، روى به افزايش مى برد.
شرايط كنونى و عصر امروز ما، به خاطر بسيار حساس و مهم است كه چون از يك سو در اين شرايط، امت مسلمه آماج تهاجم فرهنگى و فكرى غرب به گونه ى قرار گرفته كه منجر به فرودستى اخلاقيات ما گرديده است و از سوى ديگر، امت هدف يورش ديدگاه ها و نظريه هاى الحادى رفته است كه اين امت را در برابر عقايد  و ايمانش دچار شك و ترديد قرار داده است و ريشه محبت و علاقمندى  كه به اسلام و نظام الهى بايستى داشته باشيم، را به خطر نابودى قرار داده است.
اين همه فعاليت ها و تلاش ها، درست مطابق همان برنامه و راهبردى جريان دارد كه از طرف سالار شرافگن و فساد گستر (شيطان) جهت بيراه سازى و بدبختى انسان سنجيده و ريخته شده است.
شيطان همان دشمنى است كه به منظور به بيراهه كشاندن انسان، از آوان خلقت نسل بشر سوگند ياد كرده بود و گفته بود كه من براى گمراهى انسان از هرطرف تلاش مى كنم و حمله ور مى شوم.
در چنين شرايط حساس و مهم و در زمان سخت ترين و كارآترين حمله دشمن، عده ى از دوستان هستند كه مردم را نصيحت مى كنند كه تنها خويشتن را نجات دهند و فقط مسلمانى خود را حفظ نمايند.
واقعاً در همچو شرايط سخت و حالات دشوار، پاسدارى از خود و به حيث مسلمان زيستن كار آسان و ساده نيست.
در حالات عادى  هر انسان نيك مى تواند كه پابند به اصول و اساسات اخلاقى باشد، اما در حالات سخت و در شرايط تهاجم بداخلاقى و تلاطم توفان اخلاق سوزى، پابندى به اصول اخلاق و پاسدارى از اساسات اخلاقى، بسيار دشوار و معضله زا مى باشد.
از نگاه ما اين بزرگ ترين اشتباه و ضعف ديندارى است كه در هنگام توفان بداخلاقى و تهاجم فكرى و در وقت هجوم وبا و ويروس اخلاقى، انسان از ديگران يك سو شود و تنها براى نجات و پاسدارى اخلاق خود راه ها جستجو نمايد و مصروف گردد و مجال و ميدان را براى مهاجمان اخلاقى آزاد بگذارد تا آنان هرگونه بخواهند به جولان پردازند و با استفاده از اين خلا، بتوانند كه بازار اخلاق ستيزى و ريشه كنى اساسات اخلاقى را گرم و پرجوش نگه دارند.
به باور ما وجود و عدم وجود چنين مشعل فروزان و شمع پرارزش يكسان است. شمعى كه پيرامون قبر را چراغان مى سازد و اطراف آن را روشنايى مى بخشد، ولى در اكناف دور اين قبر، دشت ها و بيابان هاى وجود دارد كه كاروان هاى مسافران به اثر تاريكى و ظلمت به بيراهه ره مى پيمايند و به مسيرو جاده ى مى روند خارستانى و دشوارگذار و دزدان به كمين نشسته كه اينها را مورد اذيت و آزار قرار داده و اموال شان را به غارت مى برند. و چنين مشعل هاى فروزان و شمع هاى تابان و روشنگر قبرها به اين قافله مسافران هيچ فايده و سودى نمى بخشد.

ايمان، تقوا و اسلام اين قشر خود نگر، همين گونه مى باشد كه تنها به اثر ترس از مخالفان و تهديد و زيرفشار قرار گرفتن به اثر مخالفت، به مساجد نشسته و صرف به عبادات شكلى و نمادين، خود را مصروف مى سازد.
اگرثروت و دولت به خاطر مصوون قرار گرفتن و درامان ماندن از شر، تهديد و خطر مخالفان و مهاجمان به كار برده نشود و براى هيچ كس سودى رسانده نشود، پس در زندگى اجتماعى، موجوديت و عدم موجوديت چنين مال، ثروت و سرمايه، باهم برابر و يك سان است.
بناء، آنگاه با فرد مسلمان يا گروه مسلمانان چنين دولت و سرمايه اخلاق و ايمان وجود داشته باشد، اين قشر بايد آن را با خود حصار و نگه نكرده بل در بازار و ماركيت زندگى انسانى آن را به گردش و چرخش بيندازد و به تعامل و تبادل بپردازد.
اگر پولداران و ثروتمندان، هوشيار، زرنگ و با استعداد باشند مى توانند كه از يكسو، اصل سرمايه و ثروت خود را پاسداشت نمايند و هم فايده گردش و به كار بست آن را دستياب شوند.
اگر ثروتمندان و دولتمداران نا اهل و تهى از استعداد كارى باشند، يا هم تنبل بوده و بيكار و بدون فعاليت گشت و گذار مى نمايند، در فرجام نه تنها اينكه سودى از سرمايه  و ثروت خود به دست نمى آورند بلكه اصل سرمايه خود را نيز از دست مى دهند.
وظيفه اصلى سرمايه همين است كه در بازار و ماركيت به حركت و چرخش انداخته شود، اگر چنين نشود، سرمايه هرقدر كه باشد، بودن آن هيچ سودى نمى بخشد (و در فرجام آن هم به سوى نيست شدن ره مى پيمايد)
امروز كه اعضاى حركت اسلامى بسيار كم اسكناس هاى اخلاقى و ايمانى خود را به كار انداخته اند، اين نكته را متوجه باشند كه تلاش ورزندكه از يكسو، سرمايه و بانكنوت هاى ايمانى خود شان آسيب پذير نگردد و دچار زيان نشود و از سويى، براى ملت و مردم خود  نيز فايده و سود برسانند.
ما بايد به حيث يك تاجر هوشيار و مجرب در ميدان داد وستد معنويات تبارز نماييم و با درنظرداشت سختى ها، دشوارى ها و پرخم و پيچ راه، به ميدان وارد شويم تا بدين وسيله، هم سرمايه خود را پاسدارى كنيم و هم سود به دست آوريم و همچنان براى مردم از همه بيشتر، فايده برسانيم.
پس در چنين حالت وخيم و وبازدگى و در همچو شرايط بحرانى، در كنار آنكه در خدمت مردم قرار داشته باشيم، توجه به حفظ صحت معنوى و روحانى خود نيز داشته باشيم.

پيداكردن رابطه و پيوند به الله متعال:

در وقت چنين آزمون سنگين و مشكل آفرين، نياز اوليه و اساسى ما، همانا پيدا كردن ارتباط با الله متعال و تنيدن رشته پيوند با او تعالى است، اگر اين ارتباط و پيوند ما به الله متعال از معيار اصلى اش كم باشد، پس در چنين حالت،  مركز و محراق توجه ما در كوشش ها و فعاليت ها همانا دنيا گرايى مى گردد و كار و فعاليت ما رنگ و چهره دنيايى مى گيرد و به اثر همين كاستى و نقيصه، روزنه هاى دل، فكر و انديشه ما به روى شيطان هاى انسى و جنى باز مى گردد،  پس در اين صورت هيچ كسى نمى تواند كه هجوم لشكر و ارتش شيطانى را عقب زند و خانه فكر و دل خود را از آن تهى سازد و آن را به كنترول خود در آورد.
پيدا كردن ارتباط با پروردگار و آن را نگهداشتن و طبق نيازمندى، آن را رشد و افزايش دادن، از ما خواستار است كه به نكات زيرين درست دقت و توجه نماييم:

1_بر حركت ما فضل ورحم پروردگار است كه اعضاى آن به بسيار روش خوب عبادات اساسى خود را ادا مى نمايند و آن را هيچگاه قضا نمى كنند، ولى تنها اداى اين عبادات اساسى بسنده نيست، چون در اين مورد ما نيز كمى و كاستى داريم، زيرا اين عبادات كدام درجه و معيارى از نظم، خشوع و فروتنى كه  مى خواهد، به آن تا هنوز نرسيده ايم. اين  نقيصه و زيانى است كه  در واقع اگر ما در مصاف هاى بزرگ و در ميادين سترگ وارد شويم به نتايج بسيار خطرناك و برآيند نامطلوبى مواجه مى شويم در حالى كه در زندگى خود نيازمنديم كه هر اندازه كه مى خواهيم در ميدان كلان داخل شويم به همان پيمانه آمادگى داشته باشيم.
اعضاى حركت ما بايد تلاش نمايند كه مفاهيم نماز، روزه، زكات و … مسايل، اصول و شرايط آن عبادات را از كتاب پروردگار و سنت رسول الله به دست آورند و خود را آگاه سازند و به آن چنگ زنند و به ويژه پابند اوقات نماز و پابند نماز جماعت باشند.
پيدايش روحيه خشوع  و فروتنى تنها به بركت پابندى به نماز و نماز جماعت و بدون توجه و تلاش جدى در اين مورد امكان ندارد.
اين قضيه را بياد داشته باشيم كه  عبادات ما آنگاه روح و قوت پيدا مى كند كه در كنار اداى آن، به محاسبه نفس توجه داشته باشيم. اگر كسى معتاد به برنامه محاسبه نفس نباشد، پس شكل و قالب ظاهرى عبادات او، بسيار خوب و زيبا مى باشد، ولى عباداتش دورنمايه نمى داشته باشد.

2_عامل مهم ديگر پيوند دهنده انسان به الله متعال، مطالعه و خواندن مستقيم كتاب الله و سنت رسول الله صلى الله عليه وسلم است.

هرحركت و جماعتى كه تمام فعاليت ها و كاركردهاى شان بر بنياد اصول آموزه ها و هدايات اين دومنبع نباشد و اعضاى آن حركت همواره داشته علمى و ايمانى خود را از اين چشمه زلال سيراب و آبيارى نكنند و در فكر و انديشه بهره گيرى از اين دو منبع نباشند، احتمال بيشتر و خطر زياد وجود دارد كه آن كاروان در كدام مرحله ى كه قرار دارد، از آنجا بيراه شده و راه خود را گم  سازد.

ما در اين عصرنو و در تاريكى جاهليت فريبنده، سفرى را  كه آغاز كرده ايم، در حالى است كه در راه ما  چهره هاى منفى و دزدان و رهزنانى به كمين نشسته اند كه مسلح به  علم، ادب و تكنالوژى اند. آيا ما مى توانيم كه در چنين حالت، به هدف و منزل خود برسيم ؟ آيا با موجوديت چنين مهره هاى زشت و توطيه گران، مى توانيم كه بدون به دست داشتن مشعل و چراغ دين، چند كيلومتر راه را طى نماييم؟ آشكاراست كه بدون به دست داشتن چراغ دين، چنين كار ممكن نيست.
هر عضو بايد كه كم از كم در روزى يك ساعت، نيم ساعت يا بيست دقيقه را اختصاص دهد براى به سررساندن همان كارى كه به انجام دادن آن كمر بسته است، در اين وقت بخصوص، چشم بيندازد به منابع اساسى و مآخذاصلى همان كارى كه آن را آغاز كرده است و از آنجا معلومات و هدايات به دست آورد و چگونگى پيشبرد كار را دريابد.
هر روز دست كم يك آيت قرآن كريم و يك حديث شريف را با معنا ومفهومش ياد نمايد و در زندگى عملى خود كوشش نمايد كه آن را تطبيق دهد، اگر چنين كار را پى در پى انجام دهد، ان شاء الله از وبا و ويروس ها و از ضرر و زيان در امان قرار مى گيرد.
براى فهم دقيق از كتاب الله و سنت رسول الله بهره گيرى ازكتاب هاى ديگر نيز ضرورى است، به ويژه كتاب هاى كه مربوط به  حركت اسلامى مى شود همواره آنها را زير مطالعه خود داشته باشد.

3_ براى برقرارى رابطه با الله متعال، اداى نمازهاى نفل بسيارارزش و اثر دارد، البته به هراندازه كه امكان
داشته باشد عضو حركت اسلامى پابند اداى نوافل باشد.

در اداى نوافل ضروراست كه كوشش شود به آن تداوم صورت گيرد و مقطعى نباشد و از نظر مردم پنهان باشد. نماز تهجد درميان نمازهاى نفل مقام  ودرجه اش زياد است.
نماز تهجد براى اعضاى حركت اسلامى در وقت مشكلات  و دشوارى ها بهترين وسيله اطمئنان و رفع اضطراب و نگرانى است. كسانى كه نمى توانند كه اين بهترين نماز را ادا نمايند، به كار است كه در عوض آن، در وقت ديگرى چهار ركعت نمازنفل بخوانند. روزه نفلى در درجه دوم قرار دارد كه در زمينه پيوند دادن انسان به پروردگار نقش و رول اساسى دارد.
در هرماه سه روز، روزه گرفتن سنت و بهترين شيوه است و به اندازه روزه هميشگى اجر وثواب دارد.
همچنان در احاديث نبوى روزهاى خاصى ذكرشده است كه در آن اهتمام بيشتر به گرفتن روزه شده است، همانند روزه در روز عرفه، و چند روز بيشترازآن، روزه در روز عاشورا و…
و در گرفتن روزه نفلى براى مسلمان آزادى وجود دارد كه در هر ده روز، يك روز را روزه مى گيرد يا در هر ماه يك روز را اختصاص به گرفتن روزه مى دهد.
همچنان در عبادات نفلى، انفاق در راه خدا، دادن خيرات و صدقات جايگاه و ارزش ويژه ى دارند و از مقام عالى و فرازمندى برخوردارند.
برهر عضو حركت اسلامى است كه روحيه و احساس انفاق فى سبيل الله و همكارى با فقرا و مساكين را در وجود خود زنده نمايند و از عوايد خود مقدارى را براى پيشبرد كارهاى حركت اسلامى اختصاص دهند و چنين عادت را در خود نهادينه بسازند تا به گذشت زمانه چنان عادت پيدا كنيم كه وقتى فرارسد كه همه داشته ها و اندوخته ها و امكانات خود را در راه پروردگار خيرات نماييم و بدين وسيله دين الهى و نظام پروردگار را در جامعه خود گسترش دهيم و ارزش هاى والاى اسلامى را تحقق بخشيم و در راه اوتعالى به شكل شايسته خدمت كنيم.
واضح است كه بيشتر اعضاى حركت اسلامى و جريان دينى ما، فقير و بى بضاعت هستند و به حساب انگشتان ما ، عده ى وجود دارندكه اندكى زندگى خوب داشته باشند.
پيشرفت و رشد فعاليت هاى حركت اسلامى و نهضت دينى، در حالى كه از معيارهاى دنيوى، براى دستيابى ماديات و امكانات پولى بدوراست، توسط همين همكارى ها و انفاق اعضاى آن صورت مى گيرد و چرخه آن پيوسته به گردش در مى آيد.  مثال و همانند قهرمانى ها و فداكارى هاى اعضاى حركت اسلامى كه براى پيشرفت آن تا هنوز تقديم كرده اند، هيچ گروه و جماعتى  ديگرى كه براى دنيا يابى تلاش و فعاليت مى كنند تقديم كرده نمى توانند، بازهم انفاق و ايثار رهروان نهضت اسلامى به پيمانه ى فداكارى و ايثارى كه انبياء عليهم السلام و اصحاب و ياران شان، از خود تبارز داده بودند، نمى رسد.
اگر هرگاه قافله حركت اسلامى به خاطرى توقف و ايستادگى پيدا نمايد كه در بيت المال پولى و امكاناتى وجود نداشته باشد و فعاليت آن بدين وسيله از جريان و پيشرفت بازايستد، و رهروان حركت و جريان دينى در اين زمينه انفاق و ايثار نكنند، پس آخر نزد پروردگار خويش چه جواب خواهند داد؟
به همين خاطر و به منظور رفع مسئوليت خويش، بايد تلاش نماييم و همت بخرچ دهيم و با ايثار و انفاق در راه خداوند متعال و با احياى روحيه دادن خيرات و صدقات و نهادينه ساختن توسعه و گسترش دامنه همكارى و معاونت با جريان دينى و نهضت اسلامى، برنامه ها و استراتيژى آن را به موفقيت  و كاميابى برسانيم.

4_ همچنان پيوسته ذكر و دعا كردن، مهم ترين و بنيادى ترين نقش را در زمينه پيدايش و تحكيم پيوند با الله متعال و حفظ و پاسداشت آن بازى مى كند.
رسول الله صلى الله عليه وسلم در عوض ذكر در حالت رهبانيت، امت خود را چنان ذكر و دعاى را هدايت داده است كه هيچ چيز مانع و مزاحم آن واقع شده نمى تواند، در هر مرحله و در هر حالت انسان مى تواند آن را بخواند؛ در حالت نشسته، ايستاده، در خانه، مسجد، دفتر كار، و در حال خلوت و حضور در مجلس و…
رسول الله صلى الله عليه وسلم امت خود را دعا و ذكر هركار و هر حالت را آموختانده اند؛ دعاى برخاستن از خواب، دعا و ذكر وضوگرفتن، شنيدن عطسه، در وقت رو در روشدن با مسلمان، دعاى آغاز خوردن طعام و دعاى پايان آن، دعاى نوشيدن آب و…
فشرده اينكه پيامبر عليه السلام براى تمام بخش هاى زندگى و براى تمام اعمال خرد و كلان ما، كلمات و نكات زيبا و پربركت را از دعا ها و اذكار، تعليم داده است. اگر اين دعاها و اذكار با تمام آداب و شيوه هاى شان و با محبت و شيفتگى و علاقمندى و اخلاص خوانده شوند، بدون شك، از اين رهگذر روابط و پيوندهاى انسان با پروردگارش مستحكم و نهادينه مى گردد و در روزگاران بحرانى و در مصاف توطيه ها و توفان هاى دنيايى، انسان خويشتن را پاسدارى و نگه ميدارد و پس لرزه هاى آن، او را از جايش بركنده نمى تواند.
چون اين انسان ديگر تمام لحظات عمرش آراسته و سرشار از ذكر مى باشد و پيوسته در هر حالت سبحان الله، الحمدلله، استغفرالله، لاحول و لاقوة الابالله مى گويد و گاهى زبان خود را با گفتن صدق الله و رسوله، حسبى الله ربى، انت ولى فى الدنيا و الآخرة، نعم المولى و نعم الوكيل ، تازه مى سازد و با آفريدگار حقيقى و مالكش بدين وسيله رابطه برقرار مى سازد.
اين انسان  همواره از همان ذات قادر و توانا و بى همتا كمك مى خواهد، هدايت را از او تعالى جويا مى گردد. از او تعالى توفيق عمل به امور شايسته و نيكو و توفيق اجتناب و گريز از بدى ها و منكرات را مى خواهد، اين انسان با خدا، هميشه از گناهانش مغفرت و بخشش مى جويد.
بدون شك، هرگاه زندگى يك انسان اين گونه باشد وبدين روش خويشتن را بيارايد،  تمام عمر ولحظه هاى زندگى او خير و با بركت مى گردد.
تداوم و پابندى به اين گونه دعاها و اذكار، در صورت آنكه شعورى و با اخلاص باشد، براى فعالين حركت اسلامى و افراد دعوتگر امر ضرورى و حتمى است .
به همين سان، دعا كردن  براى تقويت ايمان، تحكيم اخلاق، توكل، صبر و نظم و دسپلين و پيوسته از پروردگار خود كمك خواستن براى برآوردن چنين امور، چنان وجيبه و وظيفه يى است كه در هرميدان و مصاف به آن نياز احساس مى شود و همچنان نتيجه و برآيند مثبت و سازنده خود را هميشه به جاى مى گذارد.
دعاهاى و اذكارى كه شعورى و برخاسته از ژرفاى دل نباشد،  و همچنان در آن حضور قلب و اخلاص براى پروردگار وجود نداشته باشد، به رغم اين، براساس ريا و خودنمايى صورت گرفته باشد يا به منظور ورزش عصبى به آن توجه صورت گرفته باشد، چنين دعاها واذكار هيچ نتيجه و سودى نداشته و هيچگاه به آن فايده مرتب نمى گردد، دعا و ذكر هنگام سودمند قرار مى گيرد كه با زيورتدبر وتفكر آراسته  و از ريا و خودنمايى پيراسته باشد.
——————————————————————————————-
هفته نامه اصلاح ملي، ثور ۱۳۸۹  شماره ششم

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: