ټولنه

چه کسی را به دوستی خود انتخاب نماییم؟

در زندگی اجتماعی انسان بالطبع نیازمند تنیدن رشته دوستی با دیگران است و هر کس که در هر محیط و ساحه کار و درس خود  یاری و همدمی می داشته باشد و با ایشان محبت می ورزد و دست دوستی را با وی می دهد. و آنچه در گزینش دوست مهم است باید در حین تنیدن رشته دوستی مورد دقت قرار گیرد، همانا شناخت دقیق شخصیت دوست است و آنانی که می خواهند در زندگی خود دوستی داشته باشند بایست در وهله نخست همان شخصی که او را به دوستی می گیرند بشناسند، که آیا ایشان نیک عمل، نیک اخلاق و نیک عقیده و اندیشه است؟ و آیا در دوستی خود مخلص و دور از اغراض منفی و ناشایسته  و سود خواهی شخصی خود است یا هدف شوم و ناشایسته در دوستی  دارد؟ و آیا دوست گرفتن آن، وسیله راحت و آرامش، سعادت و خوشبختی، نیک عملی و اصلاحگری برای تو قرار می گیرد، یا مایه نا آرامی و ناکامی و انحراف فکری و عقیدتی و اخلاقی و… می شود؟
پس از سنجش و نگاه ژرفا به این موضوعات، به عقد پیمان دوستی مبادرت صورت گیرد. اگر بی در نظرداشت اخلاق، فکر و عمل و عقیده و بدون آنکه جانب مقابل خود را  درست بشناسیم، اقدام به گزینش آن به حیث دوست نماییم، شاید در آینده رو به انحراف خواهیم برد و انگشت ندامت را به دندان خواهیم گرفت.
گونه های دوست به اعتبار اغراض دوستی و اعمال و اخلاق دوست:
دوست را با درنظرداشت اغراض دوستی و اعمال چنین می توان رده بندی نمود:
اول- دوستی است که پای بند نماز و روزه است و لباس صالحان را به تن دارد ولی این اعمال حسنه و این ظاهر نمایی را دام قرار میدهد برای به دست آوردن مال و مقام در دنیا و باطنش این عمل ظاهرش را تکذیب می نماید و اگر با چنین  اشخاص پیمان بسته شود وفا داربر آن نمی باشند و اگر معامله یی با ایشان صورت گیرد، در ان خیانت می ورزند، بناء  از دوستی با اینگونه مردم اجتناب شود.
دوم- دوستی است که در معامله خود صادق و امین باشد و در دوستی خود مخلص باشد، لکن پای بند فرایض الهی نباشد و نماز نخواند و روزه نگیرد و… این گونه دوست بر ایمان و عمل انسان اثر منفی می اندازد، بناء نبایست با این طیف مردم دوستی نمود.
سوم- نوعی دیگر اشخاصی هستند که نیک عمل، عابد، صادق در معامله و داد و ستد باشند، ولی خوشگذران، عیاش و شهوت پرست  باشند و زبانش همواره با نام گرفتن مال و زن تازه و پرطراوت باشد، از این نوع دوست نیز دوری صورت گیرد.
چهارم- دوستی است که از نظر معامله امین و راستکار و راستگو باشند و پای بند به فرایض خداوند باشند لکن برای دوست خود هیچ نفع نمی رساند و  با ایشان همکاری و مساعدت نمی نماید و خواستار سعادتمندی و خوشبختی دوست خود نمی باشد. در وجود این گونه دوست نیز خیری وجود ندارد.
پنجم- قسم دیگر دوست همان است که درکار و معامله خود امین و صادق باشد و توجه بر ادای اوامر خداوند دارد و در دوستی خود مخلص نیز باشد ولی صاحب دانش نیست و شیوه زندگی و دوستی را نمی داند. اینگونه دوستان بی علم و نا واقف از اسلوب دوستی برای انسان نیز درد سر و مشکل بر می آفرینند.
ششم- دوستی دیگری وجود دارد که افسار زبانش به دست خودش نیست، غیبت کننده، سخن چین، دشنام زننده و چرندی گو و… است. این گونه دوستان، نیزدین و اخلاق دوست خود را به زودترین وقت تباه می نماید.
هفتم- نوعی دیگر از دوستان همانست که  قدرت و ثروت طرف مقابل او را وامیدارد که با ایشان دوستی نماید و این دوستی بر اساس نیرومندی و ثروتمندی جانب مقابل می باشد. دوستی این مردم روی همین مدار و معیار می چرخد و در دوستی خود مخلص و وفادرا نمی باشند هرگاه دوستش تهی دست و خلع قدرت شود به دوستی دوست خود الوداع می گوید.
هشتم- همان است که در دوستی خود مخلص است و صاحب فکر و اخلاق، عمل و عقیده شایسته است و در معامله خود صادق و امین هست و برای دوست خود نفع می رساند و از مواصفات منفی دوستان مزبو، پاک است. این گونه مردم را بایست به دوستی خود برگزید.
در مقام تشبیه می توان دوستان را اینگونه تقسیم نمود:
1- دوستی است بسان هوا، که انسان از آن بی نیاز شده نمی تواند این همان است که در دین و دنیا برای انسان نفع می رساند.
2- دوستی است مانند غذا، که انسان بی آن نیز زندگی کرده نمی تواند و این همان کسی است که در دین و دنیا برای انسان  فایده و سود می رساند، ولی گاه گاه در طبیعت ان سختی و درشتی وجود می داشته باشد، همانند آنکه مزه برخی غذاها خوب نمی باشد و هضمش سنگین می باشد.
3- دوستی است بسان دوا که طبیعت بشری خواستار آن نمی باشد، لکن در حقیقت برای انسان سودمند واقع می شود، این همان دوستی است که تو به او نیازمند هستی و برای تو نفع می رساند لکن تو از دین و عقیده اش ناراض باشی.
4- دوستی است چون شراب، که لذت دارد، اما برای صحت ضرر می رساند، این همان دوستی است که با خوش طبیعی ومزاحها و اخلاق آزاد خود برای رفیق خود لذت می رساند، ولی اخلاق، دین و آخرت وی را از بین می برد.
5- دوستی است بسان بلا  که در امور دنیا برای رفیقش نفع می رساند نه در امور دین و لکن انسان ناگزیر صحبت و همنشینی با وی باشد.

متوجه باشید!
پس بر تو ای کسی که می خواهی دوستی برای خود انتخاب نمایی!  لازم است که دین، اخلاق و شیوه برخورد اجتماعی و طرزفکر واندیشه وفشرده اینکه رضای خداوند را معیار و مقیاس گزینش دوست قرار دهی، و آنکه در دینداری برایت مفید و سودمند قرار می گیرد وی را به رفیقی خود برگزین و آنکس که دوستی آن دنیایت آباد و دینت را از دستت بگیرد ازآن جداً دوری گزین، تا بدین وسیله سعادت هردو جهان را دستیاب و از شقاوت  و زیان آن در امان قرار گیری.

برگردان و تلخیص: نقیب الله حمید

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: