اخلاق

تعصب

تعریف چیست؟

تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی‌چون و چرا، به ویژه برای اهداف سیاسی یا دینی یا اجتماعی یا در برخی موارد ورزشی، انجام می شود.

در کشاف اصطلاحات الفنون آمده است: تعصب یعنی نپذیرفتن گفتار حق در مقابل دلیل بر اثر تمایل به جانبی .
در تعریفی دیگر آمده است: تعصب یکی از اخلاق باطنه نفسانی است که آثارش دفاع و حمایت کردن از خویشان و مطلق متعلقان است، چه تعلق دینی و مذهبی و مسلکی باشد، یا تعلق وطنی و آب و خاکی، یا غیر آن…

تعصب از اخلاق فاسده و ملکات رذیله‌ای است که منشأ بسیاری از مفاسد اخلاقی می گردد، سرچشمه می گیرد. تعصب فی نفسه مذموم است گرچه برای حق باشد، هرچند به خاطر امر دین باشد ولی منظور اظهار حق نباشد، بلکه منظور غلبه خود یا هم مسلک خود یا بستگان خود باشد. اما اظهار حق و ترویج حقیقت و اثبات مطالب حقه و حمایت برای آن یا تعصب نیست، یا تعصب مذموم نیست.
گفتنی است که تعصب غالباً در همان معنای مذموم به‌ کار رفته که مورد نکوهش است.

تعصب در قرآن کریم:

در بررسی آیات قرآنی گوشه‌‌ای از ادعاهای بی‌‌دلیل جمعی از یهود و نصارا را می‌‌بینیم که نتیجه‌‌اش انحصارطلبی و سپس تعصب است. قرآن کریم می‌فرماید: « وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ وَ هُمْ یَتْلُونَ الْکِتابَ»[البقره:113].

یعنی: یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتى [نزد خدا] ندارند»، و مسیحیان نیز گفتند: یهودیان هیچ موقعیتى ندارند [و بر باطلند]»؛ در حالى‌که هر دو دسته، کتاب آسمانى را می‌‏خوانند [و باید از این گونه تعصب‌ها برکنار باشند].
این آیه شریفه سرچشمه اصلی تعصب را، جهل و نادانی معرّفی کرده است؛ زیرا افراد نادان همواره در محیط زندگی خود محصورند و غیر آن‌‌را قبول ندارند، به آیینی که از کودکی با آن آشنا شده‌‌اند هر چند خرافی و بی‌‌اساس باشد سخت دل می‌‌بندند و غیر آن‌‌را منکر می‌‌شود.

همچنان او تعالی می فرماید:« يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»(الحجرات: 13)یعنی: ای مردم! ما شمار را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را به ملتها و قبیله های مختلف تقسیم کردیم تا با هم شناخت حاصل کنید، هر آئینه گرامی ترین شما در نزد الله پرهیزکارترین تان است، مسلما الله دانا وبا خبراست.

تعصب در حدیث نبوی:

(1) عن فَسِيلَةَ أنَّها سمعَتْ أباها يقولُ سَأَلْتُ رسولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّمَ فقُلْتُ يا رسولَ اللهِ أَمِنَ العَصَبِيَّةِ أنْ يُحِبَّ الرجلُ قَوْمَهُ قال لا ولكنْ مِنَ العَصَبِيَّةِ أنْ يُعِينَ قَوْمَهُ على الظُّلْمِ. »یعنی: زنی به نام فسیله به نقل از پدرش میگوید: از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم پرسیدم وگفتم: ای رسول خدا! اگر کسی قوم خود را دوست بدارد تعصب به شمار می رود؟ فرمود: نه، ولی اگر قوم خود را بر ظلم وستم کمک نماید متعصب محسوب می گردد.

(2) در حدیثی دیگر آمده است که شخصی از آن حضرت صلی الله علیه وسلم پرسید: « بأبي أنت ما العصبيةُ قال الذي يعينُ قومَه على الظلمِ» یعنی: پدرم فدایت عصبیت چیست؟ فرمود: کسی که قوم خود را بر ظلم و ستم کمک کند.

(3) عن أبي هريرة رضي الله عنه قال النبي صلى الله عليه وسلم: مَن فارَقَ الجمَاعَةَ وخرَجَ من الطاعَةِ فماتَ فميتُتُهُ جاهليةٌ ومَن خَرَجَ علَى أمتِي بسيفِهِ يضربُ برَّهَا وفاجِرَهَا لا يُحَاشِى مؤمنًا لإيمانِهِ ولا يَفِي لذِي عهدٍ بعهدِهِ فليسَ مِن أمتِي ومَن قُتِلَ تحتَ رايةٍ عِمِّيَّةٍ يغضَبُ للعَصَبيَّةِ أو يُقَاتِلُ للعصبِيَّةِ أو يدعو إلى العصبيَّةِ فقِتْلَةُ جاهليةٍ.» یعنی: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی که جماعت مسلمین را پراکنده سازد و از فرمان(امیر مسلمین ) بیرون شود، زمانی که بمیرد مرگش جاهلی خواهد بود، وکسی که به روی امتم شمشیر بکشد و نیکوکار و بدکردارش را بزند، نه از کشتن مؤمنی به خاطر ایمانش خود داری ورزد ونه پیمان هم پیمانی را به خاطر پیمانش پاس دارد، از جمله امت من نیست، وکسی که در زیر بیرق نادانی و جهل کشته شود برای عصبیت غضب کند، و برای عصبیت جنگ نماید، یا به سوی عصبیت فراخواند، کشته شدنش جاهلی می باشد.

(4) عن جبير بن مطعم قال: قال النبي صلي الله عليه وسلم: ليس منا من دعا إلى عصبية وليس منا من قاتل على عصبية وليس منا من مات على عصبية» یعنی: از جبیر بن مطعم رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی که به سوی عصبیت دعوت نماید از ما نیست، وکسی که در راه عصبیت جنگ کند از ما نیست، وکسی که در راه عصبیت بمیرد از ما نیست.

عامل های شکل دهنده پدیده تعصب :

(1) عدم آگاهی دقیق از اساسات دین مقدس اسلام:
در جغرافیای اسلامی عدم آگاهی از اساسات دین مقدس اسلام یکی از عامل های تاثیر گزار و عمده در ترویج پدیده تعصب و تعصب گرایی است . بیشتر حلقات خاص در چنین جامعه هایی که سطح آگاهی مردم از دین اسلام پایین است میکوشند مردم را در تاریکی و جهالت نگهداشته و به نام سمت , قوم , زبان…. بر مردم حکومت کرده خود را نخبه ساخته و به هدف های که در ذهن دارند دست یابند . در صورتیکه فردی از اسلام آگاهی دقیق داشته باشد هیچگاهی تعصب گرا نخواهد بود از این رو میتوان گفت که عدم آگاهی دقیق از اسلام در مملکت های اسلامی به شمول افغانستان از جمله مولفه های عمده شکل گیری پدیده تعصب به شمار می آید.

(2) تقلید بدون تحلیل:

تقلیدی ساختن زنده گی اجتماعی هم از جمله عامل های تعصب است . بدون آنکه یک فرد در یک جامعه زنده گی نسل های ما قبل خود را مورد تحلیل قرار دهد به پیامد های مثبت و منفی آن فکر نماید , به تقلید و کاپی برداری شیوه و روال زنده گی آنها میپردازد . به گونه مثال در گذشته روابط میان دو گروه مردم در یک جامعه روی یک سلسله دلیل های موجه یا غیر موجه به وخامت گراییده بوده نسل نوین به جای اینکه در صدد حل این اختلاف ها از طریق راه صلح آمیز آن شوند در صدد ادامه این اختلاف میشوند، تعصب و تضاد خود را در مقابل همدیگر بیشتر و بیشتر میسازند که در این میان گروه های استفاده جو از وضعیت حاکم استفاده سو نموده و آتش تعصب و تبعیض را شعله ور تر میسازند . اگر از ایشان پرسیده شود که چرا در مقابل همدیگر تعصب دارید پاسخ شان اینگونه خواهد بود : که این تعصب مان ریشه چندین ساله دارد.

(3) محرک های بیرونی:

محرک های بیرونی یعنی گروه ها و حلقات خاص که در پی تامین منافع شخصی شان در یک مرز و بوم خارجی اند نیز تعصب را یکی از راه های رسیدن به هدف های شان میدانند . محرک های بیرونی در نخست به گروه های مورد نظر شان که میدانند از آنها در تعصب و تضاد میتوانند استفاده کنند آن ها را معتقد میسازند که میان آنها نزدیکی فرهنگی , سمتی , زبانی وجود دارد آرام آرام آنها را از قوم های دیگر مملکت شان دور میسازد تا بتواند به ساده گی آنها را دستخوش هدف های خاص خود ساخته و منافع شخصی خود را تامین کنند.

(4) تعصب:

تعصب خود در ذات خود یک عامل در ترویج پدیده تعصب است . هر فرد زمانیکه به علت وجود تعصب آسیب را متقبل گردد خود یک تعصب گرا میگردد . مورد قابل نگرانی همین است چون که افکار و رویه یک متعصب تاثیر مستقیم بالای سایر افراد جامعه بشری دارد. در کشورهای چند قومی و چند نژادی این عامل بیشتر رواج پیدا می کند؛ زیرا بعضی از اقوام ساکن آن مملکت برای خود حق بیشتر از استحقاق خویش می خواهند و اقوام دیگر را به باد مسخره و انتقاد می گیرند و خود را بالاتر و برتر معرفی می دارند و این کار آنها در میان اقوام دیگر واکنش ایجاد می کند و آنها را نیز به ساحه تعصب سوق می دهد.

(5) خانواده و محیط:

خانواده و محیط اجتماعی مهد پرورش هر عضو یک جامعه انسانی است . اگر ژرف و دقیق تر بنگریم این خانواده و محیط اجتماعی است که هر گونه بخواهد نسل نوین را به جامعه تقدیم میکند . خانواده و محیط اجتماعی از مولفه های عمده در القای تعصب میباشد چون زمانی که یک نوزاد به دنیا میاید تا بزرگ میشود هر عمل خانواده و محیط اجتماعی برایش اخلاقی محسوب شده و عمل اخلاقی دیگران را در صورت اخلاقی بودن آن غیر اخلاقی محسوب میکند . در برخی موارد دیده شده است که در ذهن افراد از دوران طفولیت تعصب القاء میشود که همراه به افزایش سن، تعصب در ذهن فرد هم افزایش پیدا میکند.

(6) کارکرد های دوگانه حکومت:

زمانیکه یک حکومت در اجرای برنامه های انکشافی , خدمت برای مردم , ساختار نظام قوم , سمت و زبان را معیار قرار دهد به گونه مستقیم در افزایش پدیده تعصب نقش دارد.

(7) نخبه های تعصب گرا:

افرادی که با استفاده از عدم آگاهی , ارزش ها و احساسات مردم توانسته اند خود را نخبه بسازند که در اصل فقط هدف شان رسیدن به قدرت و ساختن نفوذ سیاسی برای خود است . این نخبه ها به بهانه حمایت از زبان , سمت و قوم عوام فریبی نموده در این میان خود را مطرح ساخته تا جایگاه و قدرت سیاسی در جامعه پیدا کنند. چه بسا افراد و نخبه های سیاسی اند که دامن زدن به تعصب را وسیله مطرح ساختن خویش می پندارند و بدین وسیله از عاطفه اقوام دردمند خویش استفاده سوء می کنند تا شانه های آنها به عنوان پله استفاده کرده از آن بالا بروند و برای خود شان جایگاه اجتماعی دست وپا کنند.

پیامد های منفی تعصب

جنگ های داخلی , هرج و مرج , عقب مانی ها از میدان رقابت جهانی , مبدل شدن مملکت بر میدان رقابت کشور های خارجی , فقر اقتصادی , مساعد شدن زمینه برای تهاجم فرهنگی , عقب ماندن از پیشرفت در عرصه های تکنالوژی , افزایش نا امنی , مبدل شدن کشور بر آزمایشگاه سیاست های بیگانه , تجزیه شدن مملکت و … را میتوان از جمله پیامد های منفی پدیده تعصب دانست.

برای محو ساختن پدیده تعصب در گام نخست باید سطح آگاهی مردم از طریق منبر مسجد ها , نهاد های آموزشی وتحصیلی، کنفرانسها، برنامه های اجتماعی ملی ودینی، رسانه ها , شبکه های اجتماعی، پروژه های حکومتی و تبلیغات بلند برده شده و در مورد ضرر های تعصب برای مردم آگاهی داده شود . تلاش گردد که پلان های شوم، نیت های بد و عوام فریبانه نخبه های استفاده جو در یک جامعه در معرض دید مردم قرار گرفته و افکار تعصب گرایانه شان را به همه برملا سازند. حکومت ها در اجرای پروژه های توسعه یی و عام المنفعه یی خود باید عدالت را رعایت نموده همچنان در تقرر پست های کلیدی حکومت و سایر نهاد های حکومتی اصل شایسته سالاری را بر مسایل قومی , سمتی و زبانی ترجیع دهد . حکومت به مثابه بزرگ و کلان یک خانواده است اگر در یک خانواده بزرگ خانواده رفتار دوگانه با فرزندان خود انجام دهد باعث بد بینی و تعصب در خانواده اش میگردد .

برای هر خانواده ذهنیت همگرایی و یکپارچه گی از مجرا های مختلف داده شود. مردم را از خطر ها و نیت های شوم محرک های بیرونی آگاه ساخته آنها را به همگرایی و برادری باید دعوت کرد .

safi foundation

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: