تزکیه

تزکیۀ عمل

چون واضح است كه نمیتوان به صورت کلی بر محرکات عمل انسانی در شناخت حسن و قبح اعمال اعتماد نمود. زیرا خامیها و کمبودیهایی دارد که این صلاحیت را از آنها سلب مینماید. و گفتیم که برای جبران این کمبودیها و خامی ها لازم است که از افراط و تفریط آن جلوگیری صورت گیرد. و بخاطر حصول این عتدال به دو نکته ضرورت است:

اول: در هر عملی باید کسب رضای الله متعال را نصب العین و هدف خود قرار داد.
دوم: محرکات را نباید مانند شتر بی مهار رها کنیم، بلکه باید تمام تحرکات آن تابع قوانین و حدود مقرر کرده از سوی الله متعال گردد.
بعد از دریافت این حقیقت که، بخاطر برقرار ماندن محرکات انسانی بر صراط المستقیم، طلب رضای الهی و پابندی به حدود شرعی شرطهای اساسی و مهم میباشند، این سؤال نهایت مشکل پیش می آید که ؛ انسان چگونه و از کدام طریق به این مقام رسیده میتواند که رضای الهی را همیشه نصب العین خود قرار داده و این هدف هیچگاه و در هیچ شرایط و ظروف از نظرش غایب نگردد ؟
و در تمام فراز و نشیبهای زندگی و حرکات مخفی و آشکار خود تابع حدود الهی گردد؟
در جواب این سؤال میتوان گفت که: برای رسیدن به این مقام ارجمند به دو وسیلۀ نهایت مهم نیاز داریم که یکی آن ذکر الهی و دیگر آن فکر آخرت میباشد.
اگر چه در مورد این دو وسیلۀ مهم بحثهایی مفصلی در آینده خواهیم داشت، اما درینجا، بخاطر تسلسل موضوع، معرفی مختصر این دو را ضروری میدانیم.

اول: ذکر الهی

مراد از ذکر الهی، مداومت بر ذکر است. به این معنی که انسان شب و روز و در هر لحظه بیاد الله متعال بوده و در هر حرکت و عمل خود متوجه مراقبت الهی بوده و متوجه باشد که کار نادرستی از وی سرنزند. در جریان هر عملی بیاد الله بوده و هیچگاه ازیاد او تعالی غافل نشود. همراه با ذکر زبانی، در فکر و شعور خود نیز یاد الله را زنده داشته باشد و نگذارد که ذکر الهی به ورزش زبانی محض مبدل شده و خاصیت معنوی خود را از دست دهد. زیرا تکرار اسم الله متعال به تنهایی کافی نمیباشد بلکه باید همراه با ذکر زبانی، صفات الله متعال را نیز ذهن نشین نموده و در معنا و مقتضای هر کدام آن فکر نماید. علاوه بر آن، ضرور است که در هر قدم خود از الله متعال هدایت و رهنمایی طلب نماید و از لغزشها و خطاهاییکه به مقتضای طبیعت بشری از وی صادر میگردد، عفو و مغفرت بخواهد. با اینگونه ذکر است که قلب انسان روشن گردیده و مطمئن میگردد و اگر شیطان بخواهد که در قلب او وسوسه ایجاد کرده و اورا به بیراهه ببرد، الله متعال او را محافظت نموده و نمیگذارد که شیطان بر او غالب گردد.
این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشیم که اگر انسان الله متعال را فراموش کند، خویشتن را نیز فراموش میکند. درینصورت است که انسان این حقایق را از یاد میبرد که درین دنیا چرا آورده شده است ؟ چه کسی او را آورد است ؟ بعد از حیات چند روزۀ دنیا به کجا میرود و این نعمتعایی که در اختیارش قرار دارد، آنرا چه کسی و چرا برایش داده است
این استعداد ها و قوتهایی که در وجودش است، آنرا چه کسی برایش داده است ؟ آیا او مستحق این نعمتها میباشد یا خیر ؟
بلی ! با فراموش کردن الله، تمام این حقایق را به فراموشی میسپارد و به دنبال خواهشات منحط نفسانی خود افتاده و به جایگاه پائینتر از حیوانات سقوط میکند. قرآن کریم این حقیقت را با الفاظ مختصری چنین بیان مینماید:
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ الحشر 19.
برعکس، اگر انسان همیشه در یاد الله متعال باشد، خویشتن را نیز بیاد میداشده باشد و قدر و قیمت هر لحظۀ زندگی خود را بخوبی میداند. او میداند که مقام او، مقام خلافت است او خلیفۀ الله متعال در زمین میباشد و بخاطرهمین مقام است که مسجود ملائکه قرار گرفت و قوتها و استعدادهایی که برایش داده شده است، بخاطر ادای این مسنولیت میباشد. او این حقیقت را درک میکند که درین حیات چند روزه بخاطر امتحان آمده است و اگر درین امتحان مؤفق شد، مستحق خوشی و نعمتهای ابدی و زوال ناپذیر میباشد. او تمام معاملات زندگی خود را با نهایت هوشیاری و دقت بر اساس همین حقایق بناء مینهد و تمام استعداد و توانمندیهای خود را امانت الهی دانسته و از آن بحیث یک امانت الهی پاسداری مینماید و بخاطر رضای او بکار میبرد.
مداومت بر چنین ذکر الهی برای حیات روحانی انسان به همان اندازه ضرورت است که برای بقای زندگی مادی ما نفس کشیدن پیهم ضروری میباشد.
اما از سخنان بالا نباید گرفتار این پندار غلط شد که، انسان باید تمام مشاغل و کار های روزمرۀ خود را رها کرده و در گوشۀ بنشیند و به ذکر الله متعال مصروف گردد ! بلکه معنای سخن اینست که انسان در کشمکش های زندگی باید از یاد الله متعال غافل نگردد و برکت و اثرات این ذکر در کارهای روزمره بخاطر کسب معاش، در روابط و تعلقات مختلف، درکارهای علمی وعملی بخاطر اقامۀ دین و در هر حرکت دیگری ظاهر گردد. قرآن مجید درین مورد میفرماید:
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السموات وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ آل عمران191
این آیت کریمه از یک طرف به این حقیقت اشاره میکند که بخاطر استقامت انسان بر جادۀ حق، ذکر الهی و فکر آخرت ضروری میباشد و از جانب دیگر با بکار گیری الفاظ « قیاما و قعودا وعلی جنوبهم» این حقیقت را واضح میگرداند که ذکر الهی در تمام جریانات زندگی و حالات مختلف باید صورت گرفته و بخاطر ادای ذکر به گوشه نشینی ضرورت نمیباشد.
درینجا به همین شرح مختصر در مورد ذکر الهی اکتفاء میکنیم و شرح موضوعاتی چون حقوق الله متعال، فوائد ذکر، آداب و شرایط ذکر و مسایل مربوط به بحثهای آینده موکول میکنیم و انشاء الله در آنجا به شرح و بسط این موضوعات خواهیم پرداخت:

فکر آخرت:

فکر آخرت در حقیقت پهلوی دیگری از ذکر الهی میباشد. به این معنا که ذکر و یاد الله متعال زمانی نتیجۀ مطلوب را تحویل انسان میدهد که فکر نیز همراه با آن گردیده و انسان این حقیقت را بیاد داشته باشد که این زندگی و تمام نعمتهای آن فانی شدنی است و هر مخلوقی باید جرعۀ مرگ را بچشد. مرگ بالای طفل هم طاری میشود، بالای جوان هم می آید و دامنگیر سالخوردگان هم میگردد. هیچ کسی نمیداند که آخرین لحظات عمر او چه وقت فرا میرسد. شاه، گدا، عالم، جاهل، قوی و ضعیف همه در برابر او ناتوان اند و حتماً در برابر آن مغلوب میشوند. تاریکی های قبر پیش روی هر کسی قرار دارد. زندگی دنیا به مقصد و بیهوده خلق نشده است و چنین نیست که هر کاری که بکنیم بازپرسی نداشته باشد. بلکه این زندگی دنیا بخاطر هدف خاصی خلق شده است و الله متعال از هر قول و عمل ما حساب میگیرد و هیچ چیزی از علم و نظر او غایب نمیماند. او در برابر هر خیانت و بی ایمانی ما را مؤاخذه میکند و هیچ کسی این توان را ندارد که ما را از گرفت او تعالی نجات دهد و بدون اذن او به شفاعت ما اقدام نماید.
جز ایمان و عمل صالح هیچ چیز دیگری ما را به الله متعال نزدیک ساخته نمیتواند. الله متعال همانگونه که عفور و رحیم است، عادل و منصف هم میباشد. در روز قیامت همچنانکه رحمتش ظاهر میگردد، عدل و انصاف او نیز ظاهر میشود. همانگونه که نعمتهای آخرت همیشه و جاوید است، عذاب آن نیز دایم و همیشه است. همچنانکه در دنیا تصور نعمتهای جنت برای کسی ممکن نیست، شدت و هولناکی عذاب آخرت نیز در تصور انسان نمیگنجد.

حجابهای ذکر و فکر:

اگر فکر آخرت و ذکر الهی همانگونه که در بالا شرح شد، همیشه در ذهن و قلب انسان زنده باشد، نه خدا جویی و نصب العین قرار دادن رضای الهی از نظر انسان غایب میگردد و نه هم از محافظت و پابندی به حدود الهی غافل میگردد.
اما طبیعت بشری با ضعفها و ناتوانایی هایی همراه است و گاهگاهی بنابرهمین ناتوانایی ها گرفتار غفلت گردیده و حجابهایی در برابر او قرار میگیرد.
مهمترین و عامترین این حجابها، یکی غفلت است و دیگری محبت با زیب و زینت دنیا و سوم آن خواهشات شهوانی انسان میباشد.
این حجابها را در درسهای گذشته تا اندازۀ معرفی نموده به اندازۀ لازم شرح دادیم و تکرار دوبارۀ آنرا درینجا لازم نمیدانیم. اما تدابیری که اسلام بخاطر دورکردن این حجابها تجویز کرده است باید درینجا به تفصیل شرح گردد.
اسلام بخاطر رفع و علاج غفلت، نماز را فرض گردانیده است و بخاطر زایل کردن محبت دنیا از قلب مؤمن، انفاق فی سبیل الله را تجویز کرده است و بخاطر شکستن موج شهوات و خواهشات نفسانی روزه را مقرر کرده است. و بخاطر علاج نهایی تمام این امراض حج را لازم گردانیده است.
————————————————————
با تشكر از ماهنامه قافله

نوشتۀ: مولانا امین احسن اصلاحی
ترجمه: مومن حکيمي

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: