تزکیهلمونځ‌

آفتهای نماز

در درس گذشته چگونگی و کیفیت نمازی توضیح گردید که در راستای تزکیۀ نفس دارای اهمیت و ارزش بوده و پرده های غفلت را از دیدگان قلب میزداید. همچنان گفتیم که اکثراً امراض و آفاتی دامنگیر نماز میگردد که آنرا از مسیر اصلی اش به انحراف برده و معنا و ارزش آنرا از بین میبرد. درین درس میکوشیم تا این امراض و آفات را به صورت مختصر نشاندهی نموده و راههای علاج آنرا توضیح نماییم.

اول: کسالت

عامترین آفتی که نماز را برباد داده و ارزش و اثرات آنرا از بین می برد، کسالت و سستی در نماز است. اگر این بیماری دامنگیر شخصی گردید، چنین شخصی نه به وقت نماز پابند میباشد و نه به جماعت اهتمام و توجه میداشته باشد و نه هم نمازش را با حضور قلب اداء میکند.چنین شخصی در اول که اصلاً به ادای نماز رغبت نمیداشته باشد، اما اگر احیاناً به ادای نماز میپردازد، آنرا به گونۀ میخواند که از عاری از تمام اوصاف لازمی نماز بوده و به حرکات خشک و بیروح مبدل میسازد.
اسباب ظاهری کسالت امور متعددی شده میتواند، گاهی خواب بر انسان غلبه میکند و گاهی مصروفیتهای زندگی غالب میشود وگاهی کارهای دنیوی آنقدر دلچسپ میگردد که انسان را از یاد نماز غافل میگرداند. لیکن اگر به دقت بنگریم، متوجه میشویم که آنچه گفتیم، همه اسباب ظاهر بوده و سبب حقیقی را بازگویی نمیکند. لذا سبب اصلی را باید در جای دیگری جستجو کرد. زیرا یک نوع کسالت و سستی آنست که ویژۀ طبیعت انسانی بوده و در نتیجۀ بیخوابی، انجام دادن کارهای شاقه و سایر مشکلات بر انسان طاری میگردد و حتی انسان های خیلی قوی و مستعد نیز به آن گرفتارمیگردند. و انسان میتواند با اندکی تربیت و تقویت اراده بر آن غالب آید. اما کسالت و سستی دیگری هم وجود دارد که در نتیجۀ نفاق قلبی در انسان ظاهر میگردد. این نوع کسالت خیلی خطرناک بوده و علاج آن هم مشکل و مستلزم مجاهدت و تلاش مستمر میباشد.
الله متعال درین مورد میفرماید:
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلًا النساء: ١٤٢
منافقان همواره با خدا نيرنگ مي  كنند، و حال آنكه خدا كيفر دهنده نيرنگ آنان است. و هنگامي كه به نماز مي  ايستند، با كسالت مي  ايستند، و همواره در برابر مردم رياكارى مي  كنند، و خدا را جز اندكى به ياد نمي  آورند
در مورد نفاق، آثار و مظاهر آن در درسهای آینده به تفصیل بحث خواهیم کرد، اما درینجا در سلسلۀ نماز و زایل کردن کسالت به صورت عام نکات ذیل را ضروری دانسته و به عرض می رسانیم:
اولین نکته انیست که انسان اهمیت و جایگاه نماز را در دین بخوبی دانسته و در قلب و ضمیر خود همیشه مستحضر داشته باشد و بداند که نماز نخستین مظهر ایمان و اولین مولد آن میباشد و سایر بخشهای دین همه از نماز آغاز می یابد. نماز بعد از ایمان اساسی ترین رکن و ستون دین است. به همین علت اگر کسی این ستون را ویران کرد، در حقیقت تمام دین را ویران کره است. صحابۀ گرامی رسول الله صلي الله عليه وسلم نماز را حد فاصل بین کفر و ایمان میدانستند. عمر رضي الله عنه در نامۀ که به کارگزاران و والیان خود فرستاد، تذکر داد که بزرگترین مسئولیت شما اقامۀ نماز است و بدانید که کسی نماز را ضایع میگرداند او سایر بخشهای دین را به آسانی ضایع مینماید.
باید بیاد داشت که هر رکن دین مقام و اهمیت خاص خود را دارد و این مقام را الله متعال متعین کرده است. پس چیزی را که ستون دین قرار داده است، به هر حال ستون دین باقی خواهد بود و تازمانیکه آنرا برپا ندارد، اقامۀ دین به صورت مجموعی ناممکن خواهد بود. بنابرین کسیکه نماز را برپا نمیدارد اما به زعم خود شب و روز در خدمت اسلام و اقامۀ دین مصروف میباشد، این سعی و تلاش او در راستای اقامۀ دین بی حاصل و بی اهمیت بوده و هیچ اثر بر آن مرتب نمیگردد. مثال چنین شخص به کسی می ماند که میخواهد تعمیری را بدون تهداب برپا نماید!!
پس همانطوریکه برای ساختن یک عمارت وجود تهداب ضروری بوده و هیچ چیز دیگری جانشین آن شده نمیتواند، به همان گونه در راستای اقامۀ دین نیز نماز حیثیت تهداب را داشته و هیچ عمل دیگری جانشین آن بوده نمیتواند.
دومین چیزی که در شکستن زنجیرهای کسالت ضروری و مؤثر است، اینست که انسان خود را به سعی الی الله و ذکر الهی عادت دهد. به این معنا که آذان را ندای الهی دانسته و بمجردیکه صدای آذان را میشنود، تمام کارها را ترک نموده و متوجه نماز و رفتن بسوی مسجد شود. این عمل را نباید به شیوۀ کسالت زدگی و تنبلی انجام دهد بلکه بمانند غلام تیز و چابکی عمل کند که هر لحظه در انتظار فرمان بادار خود بوده و به مجردیکه فرمانش را بشنود، تمام کارها را ترک کرده و آمادۀ تعمیل فرمان میگردد.

دوم: وسوسه

آفت دیگری که عام بوده و هر نماز گزاری کم و بیش به آن مبتلاء میگردد، وسوسه است. زماینکه انسان به نماز بر میخیزد، وسوسه ها و خیالات پراگنده از هر طرف بسویش هجوم آورده و اورا به خودد مصروف میسازد و حتی گاهگاهی مسایل بیاد انسان می آید که در حالات عادی هرگز به فکر آن نمی افتد.
عدۀ از طاری شدن این حالت مشوش و نگران شده و آنرا نتیجۀ خرابی نیت و یا فساد قلبی خود میداند، در حالیکه چنین برداشتی کاملاً نادرست می باشد. زیرا هیچکسی ازین مشکل در امان نبوده و در وحین ادای نماز حتماً وسوسه ها و خیالاتی به ذهنش خطور میکند. علت آن اینست که به همان اندازه که الله متعال با نماز و نماز خوان محبت دارد، شیطان با وی دشمنی و عداوت مینماید و همینکه به نماز می استد، گماشتگان ابلیس دست بکار شده و به حملات خود آغاز میکند. جالب اینکه شدیدترین حملات خود را متوجه کسانی مینماید که در برابر آنها مقاومت نموده و قوت ایمانی خود را در برابر آنها ظاهر میسازد. برخلاف آن، کسانیکه وسوسه های شیطانی را به آسانی پذیرفته و بنابر واهمۀ اخلاقی خود آنرا ده برابر ساخته و به آن مصروف میشود، آنقدر مورد توجه و هجوم شدید شیطانی قرار نمیگیرد زیرا شیطان ضرورتی به اینکار نمی بیند.
بخاطر نجات از وسوسه ها هنگام نماز، رعایت سه نکته خیلی ضروری و مفید میباشد.
اول: به صورت عموم زمانیکه انسان چنین حالتی را در خود احساس کرد، باید از الله متعال پناه خواسته و بداند که لشکر ابلیس به سراغش آمده است و نماز خود را به مانند شخصی اداء کند که در سنگر جهاد نشسته و از هجوم دشمن آگاهی قبلی دارد. درین حالت مصمم باشد که علی الرغم حملات شیطانی نمازش را به نیکویی اداء کرده و هیچ توجهی به حملات وسوسه انگیز او نداشته باشد. اینگونه آمادگی و آگاهی در بیشتر اوقات طلسم های شیطانی را به آسانی درهم میشکند.
دوم: آیات، اذکار و دعاهای نماز را کاملاً خفیه و در فکر و ذهن خود نخواند بلکه بگونۀ بخواند که آواز خود بشنود. البته باید متوجه باشد که صدایش آنقدر بلند نشود که سبب اذیت و اخلال درنماز دیگران گردد.
درین ضمن به معانی و مفاهیم کلمات و آیات غور نموده و به مطالب آن فکر کند. ادای نماز به این شیوه در دور کردن وسوسه های شیطانی نهایت مفید میباشد.
سوم: همیشه بکوشد که در حالات عادی ذهن خود را مصروف افکار و تصورات نیک سازد. به این معنا که همیشه خاطر خود را مصروف افکار و تصورات نماید که هم برای خودش در دین و دنیا مفید است و هم برای دیگران. شخصی که چنین عادت داشته و همیشه افکار و تصورات نیک را در ذهنش پرورش میدهد از وسوسه های شیطانی در امان میگردد و اگر افکار و خاطراتی در نماز برایش دست دهد، آنقدر پست و بی ارزش نخواهد بود که با اهداف و مقاصد متعالی نماز در تناقض باشد. چنانچه از عمر رضي الله عنه روایت شد است که ایشان باوجود آنهمه حضور قلبی ایکه در نماز داشتند، احیاناً گرفتار چنین افکاری شده و در اثنای نماز به فکر ترتیب و تنظیم مجاهدینی مصروف میشدند که در سرحدات شام و ایران مصروف جهاد بودند.

سوم: بیخبری از مدعا

سومین آفت نماز، بیخبری از اهمیت نماز و عدم درک معنا و مفهوم نماز است. این آفت اکثراً دامنگیر کسانی میشود که با زبان عربی آشنایی ندارند به همین علت نمیدانند کلماتی را که بر زبان میرانند، چه مفهوم داشته به کدام امور اقرار و از چه چیزهایی انکار میکنند. البته درکنار اینها کسانی هم وجود دارند که با وجود آشنایی با زبان عربی در اثر غلبۀ غفلت به مفهوم نماز  توجه نکرده و ضرورتی به تفکر به معانی ومفاهیم الفاظ نماز احساس نمیکنند.
این حالت، چه از روی جهالت باشد یا در نتیجۀ غفلت، نماز را بی اثر و بی مقصد میگراند و یا حد اقل در راستای  تزکیۀ نفس بی فائده میگرداند.
برای دور کردن این نقیصه کسانیکه به زبان عربی آشنایی ندارند باید حد اقل معانی سوره ها و دعاهایی را بیاموزند که عموماً در نماز خوانده میشود. این کاریست که از توان هرکس بوده و میتوانند که با اندک تلاش و زحمت آنرا بیاموزند. اما کسانیکه با قبول همینقدر زحمت و تکلیف حاضر به آموختن نیستند، آنها نه اهمیت نماز را دانسته اند و نه اهمیت دین را درک کرده اند.
اما کسانیکه به زبان عربی آشنایی دارند و یا لا اقل معنای دعاهای نماز را میدانند باید به معنا و مفهوم چیزهایی که در نماز خوانده میشود، دقت نمایند. البته ممکن است در ابتدای امر مشکلاتی پیش آمده و ثقلت احساس نمایند، اما باید دانست که این حالت، غیر طبیعی بوده و در نتیجۀ غلبۀ غفلت و عدم حضور قلبی پیش می آید. در غیر آن الله متعال ذهن و دماغ را برای فکر کردن و دقت کردن در امور عطاء کرده است. و با اندک تمرین و محنت میتوان بر تمام مشکلات فایق آمد.
شاید عده ای به این تصورند که دعاها و سوره هایی که در نماز میخوانیم، همه تکراری بوده و روزانه چند بار آنرا میخوانیم، وچون یکبار معنای آنرا آموختیم، دیگر ضرورتی به دقت کردن به معنا و مفهوم آن نمیباشد!!
در جواب باید گفت، کسانیکه به این تصورند آنها اصلاٌ حقیقت نماز و ادعیۀ آنرا ندانسته و تصور کرده اند که نماز فقط برای آموختن موضوعات جدید است. اینها باید بدانند که نماز جای آموختن نه، بلکه در حقیقت تجدید عهد با الله متعال و برای طلب هدایت، مغفرت و توبه کردن است و این مقصد زمانی بدست می آید که انسان به نمازش توجه داشته و همراه با تکرار کلمات به معنا و مفهوم آنها نیز توجه داشته باشد.

چهارم: دزدی از نماز

عمل دیگری که سبب نقصان و بی اثر شدن نماز میگردد، دزدی از نماز است و این عملی است که شیطان نه، بلکه شخص نماز خوان مرتکب میشود. دزدی از نماز اینست که عده ای آنقدر در وضوء و نماز عجله میکنند که هیچ رکن آن را به صورت مکمل اداء نمیکنند. اگر در وضوء دستها را میشویند، آرنجهای شان خشک میماند و اگر پاها را میشوند، بجلکها را فراموش میکنند و چون به نماز می ایستند، قرائت، رکوع، سجده وسایر ارکان نماز را آنقدر به عجله انجام میدهند که حق هیچ کدان به صورت درست اداء نمیگردد.
این بیماری عموماً دوسبب داشته میتواند:
یکی اینکه بعضیها فطرتاً عجول و شتابزده اندو هر کاری را میخواهند به عجله بسر رسانند و بنابر عدم تربیت درست، همین شیوه را در نماز نیز پیش میگیرند. این گروه مردم باید تفهیم گردند که نماز مانند سایر کارها نیست، بلکه وقار و سکون یکی از شرطهای اساسی نماز است که بدون آن نماز کاملاً بی اثر و بی برکت میگردد.
سبب دوم آن که خیلی خطرناک است، همانا بیماری قلبی و عدم اقناع ذهنی است. به همین علت زمانیکه چنین افراد وارد مسجد میشوند، چنان میپندارند که داخل زندان گردیده و به این فکر میشوند که چگونه ازین زندان بیرون شده و به دنبال کارهای مورد پسند خود بروند.
علاج این بیماری بسیار مشکل و مستلزم مجاهدت و تلاش پیگیر میباشد. و تا زمانیکه اینگونه افراد به اهمیت دین و مقام نماز در  اسلام قایل نگردیده و ذهناً قانع نشوند، علاج بیماریشان ناممکن خواهد بود.

پنجم: ریاء

خطرناک ترین آفتی که دامنگیر نماز میگردد ریاء است. خطر این آفت درینست که ریاء آنقدر خفی و غیر محسوس است که محتاط ترین افراد بدون اینکه احساس کنند، نیز به آن گفتار میشوند. دیگر اینکه اخلاص اولین شرط مقبولیت نماز است و ریاء کاملاً در تضاد با آن قرار دارد. بنابرین اگر کسی میخواهد نمازخود را از ریاء پاک نگهدارد، ریاضت و مجاهدت مستمر را نباید فراموش کند.
برای علاج ریاء دو چیز را نهایت مفید میدانیم:
اول: شناخت اشکال و گونه های ریاء و طرق رخنۀ آنه در اعمال است که میتوان که میتوان از طریق مطالعۀ کتابهایی بدست آورد که درین مورد نوشته شده اند بخصوص کتاب احیاء علوم دین غزالی درین مورد خیلی ممتاز است.
دوم: نماز  تهجد برای  علاج ریاء نهایت مفید است. زیرا این نماز در دل شب و دور از انظار مردم  اداء گردیده و بالای نفس خیلی گران تمام میشود و  کسانیکه محض بخاطر ریاء نماز میخوانند، همت آنرا در خود نمیبینند. البته به این شرط که نماز گزار مراتب راز داری را مراعات نموده و از اشتهار آن خود داری نمایند.
_____________________
ماهنامه قافله

امين احسن اصلاحى

ترجمه و تلخيص: مومن حكيمى

donate

wasiweb.com

wasiweb.com Publisher Team publish your sent articles. you can send your articles to publish, also you can be author with us. Share the website and articles with your friends

خپل نظر مو دلته ولیکئ

Back to top button
error: